مـسـالـه 97 ـ اگـر كـافـر شـهـادتين بگويد ,و انسان نداند قلبا مسلمان شده يا نه , پاك است , و همچنين اگر بداند قلبا مسلمان نشده است ولى چيزى كه منافى با اظهار شهادتين باشد از او سر نزند.
8 ـ تبعيت :.
مساله 98 ـ تبعيت آن است كه چيز نجسى بواسطه پاكى چيز ديگر پاك شود.
مـسـالـه99 ـ اگـر شـراب سـركه شود , ظرف آن هم تا جائى كه شراب موقع جوش آمدن به آنجا
رسـيـده پاك مى شود و كهنه و چيزى هم كه معمولا روى آن مى گذارند اگر با آن نجس شده ,
پـاك مـى گـردد ولى اگر پشت ظرف به آن شراب آلوده شود , احتياطواجب آن است كه بعد از
سركه شدن شراب از آن اجتناب كنند.
مـسـالـه 100 ـ كـافرى كه مسلمان شود , طفل او در پاكى تابع اوست و همچنين اگر جد طفل يا
مـادر يـا جـده اومـسـلمان شوند , ولى حكم به طهارت در اين مورد مشروط به آن است كه بچه
هـمراه آن تازه مسلمان و در كفالت او باشد , و همچنين كافرى نزديكتر از او همراه آن بچه نباشد ,
واگر بچه مميز باشد اظهار كفر نكند.
مساله 101 ـ تخته يا سنگى كه روى آن , ميت را غسل مى دهند , و پارچه اى كه با آن عورت ميت را
مى پوشانند , و دست كسى كه او را غسل مى دهد , تمام اين چيزها كه باميت شسته شده است بعد
از تمام شدن غسل , پاك مى شود.
مـساله 102 ـ كسى كه چيزى را آب مى كشد , بعد از پاك شدن آن چيز , دست او هم كه با آن چيز
شسته شده پاك مى شود.
مساله 103 ـ اگرلباس و مانند آن را با آب قليل آب بكشند و به اندازه معمول فشار دهند تا آبى كه
باآن شسته شده جدا شود , آبى كه در آن مى ماند پاك است .
مساله 104 ـ ظرف نجس را كه با آب قليل آب مى كشند , بعد از جدا شدن آبى كه براى پاك شدن
با آن شسته شده , آب كمى كه در آن مى ماند پاك است .
9 ـ بر طرف شدن عين نجاست :.
مـسـالـه 105 ـ اگـر بدن حيوان به عين نجس مثل خون , يا متنجس مثل آب نجس آلوده شود , چـنـانـچه آنها بر طرف شوند , بدن آن حيوان پاك مى شود , وهمچنين باطن بدن انسان كه مثل
تـوى دهـان و بينى و گوش باشد به ملاقات نجاست خارجى نجس مى شود و با از ميان رفتن آن
پـاك مـى گـردد و امـا نجاست داخلى مانند خونى كه از لاى دندان بيرون مى آيد موجب نجس
شـدن بـاطن بدن نمى شود , و همچنين ملاقات چيز خارجى در باطن بدن با نجاست داخلى , آن
چيز را نجس نمى كند , بنابر اين اگر دندان عاريه در دهان با خونى كه از لاى ديگر دندانها بيرون
آمـده ملاقات كند , آب كشيدن آن لازم نيست , ولى اگر با غذاى نجس ملاقات كند آب كشيدن
آن لازم است .
مساله 106 ـ اگر غذا لاى دندان مانده باشد و داخل دهان خون بيايد ,غذا به ملاقات با خون نجس
نمى شود.
مـسـاله 107 ـ مقدارى از لبها و پلك چشم كه موقع بستن , روى هم مى آيد , حكم باطن را دارد ,
پـس چـنـانچه با نجاست خارجى ملاقات كند آب كشيدن آن لازم نيست , ولى جايى را كه انسان
نـمـى داند از ظاهر بدن است يا باطن آن , اگر با نجاست خارجى ملاقات كند لازم است آن را آب
بكشد.
10 ـ استبرا حيوان نجاست خوار :.
مـسـالـه 108 ـ بـول و غائط حيوانى كه به خوردن نجاست انسان عادت كرده , نجس است و اگر بخواهند پاك شود , بايد آن را استبراكنند يعنى تا مدتى نگذارند نجاست بخورد و غذاى پاك به آن
بدهند كه بعد از آن مدت ديگر نجاست خوار به آن نگويند.
11 ـ غائب شدن مسلمان :.
مـسـالـه 109 ـاگـر بـدن يـا لـبـاس يا چيز ديگرى مانند ظرف و فرش در اختيار مسلمان بالغ يا مميزطهارت و نجاست باشد و نجس شود و آن مسلمان غائب گردد , چنانچه انسان احتمال دهد
كه او آن چيز را آب كشيده است پاك مى باشد.
مساله 110 ـ انسان و سواس كه در آب كشيدن چيز نجس يقين پيدا نمى كند , اگر به همان نحوى
كه افراد متعارف آب مى كشند رفتار نمايد كفايت مى كند.
12 ـ رفتن خون متعارف :.
مـسـاله 111 ـ خونى كه در جوف ذبيحه بعد از كشتن آن به طريق شرعى باقى مى ماند , چنانچه خون به مقدار متعارف خارج شده باشد پاك است , چنانكه در مساله (50) گذشت .
مساله112 ـ خوردن و آشاميدن از ظروف طلا و نقره بلكه بنابر احتياط واجب مطلق استعمال آنها
حـرام اسـت , ولـى زيـنت نمودن اتاق و مانند آن و نگاه داشتن آنها مانعى ندارد , وهمچنين است
ساختن ظروف طلا و نقره و خريد و فروش آنها براى زينت نمودن يانگاه داشتن .
وضو.
مساله 113 ـ در وضو واجب است صورت و دستها را بشويند وجلوى سر و روى پاها را مسح كنند.
مـسـالـه 114 ـ درازاى صورت را بايد از بالاى پيشانى جائى كه موى سر بيرون مى آيد تا آخر چانه
شـسـت , و پهناى آن به مقدارى كه بين انگشت و سط و شست قرار مى گيرد بايد شسته شود , و
اگـر مـخـتـصرى از اين مقدار را نشويند وضو باطل است , و اگر انسان يقين نكند كه اين مقدار
كاملا شسته شده بايد براى اينكه يقين كند كمى اطراف آن را هم بشويد.
مساله 115 ـ اگر احتمال دهد چرك يا چيز ديگرى در ابروها و گوشه هاى چشم و لب او هست كه
نمى گذاردآب به آنها برسد , چنانچه احتمال او در نظر مردم بجا باشد , بايد پيش از وضو وارسى
كند كه اگر هست بر طرف نمايد.
مـساله 116 ـ اگر پوست صورت از لاى موپيدا باشد بايد آب را به پوست برساند , و اگر پيدا نباشد
شستن مو كافى است ورساندن آب به زير آن لازم نيست .
مـسـالـه 117 ـ شستن توى بينى و مقدارى از لب وچشم كه در وقت بستن ديده نمى شود واجب
نـيـسـت , ولى انسان اگر يقين نكند كه ازجاهايى كه بايد شسته شود چيزى باقى نمانده , واجب
اسـت بـراى آنـكه يقين كند ,مقدارى از آنها را هم بشويد , و كسى كه اين امر را نمى دانسته اگر
نـدانـد در وضوئى كه گرفته مقدار لازم را شسته يانه , نمازهايى را كه با آن وضو خوانده صحيح
است ولازم نيست براى نماز بعدى دوباره وضو بگيرد.
مساله 118 ـ بايد دستها ـ و همچنين صورت را بنابر احتياط لازم ـ از بالا به پائين شست , و اگر از
پائين به بالا بشويدوضو باطل است .
مـساله 119 ـ بعد از شستن صورت بايد دست راست و بعد از آن دست چپ را از آرنج تا سر انگشتها
بشويد.
مـسـالـه 120 ـ اگـر انسان يقين نكند كه آرنج را كاملا شسته , بايد براى آنكه يقين كند , مقدارى
بالاتر از آرنج را هم بشويد.
مساله 121 ـ كسى كه پيش از شستن صورت دستهاى خود را تا مچ شسته , در موقع وضو بايد تا سر
انگشتان بشويد , و اگر فقط تا مچ بشويد وضوى او باطل است .
مساله122 ـ در وضو شستن صورت و دستها مرتبه اول واجب , و مرتبه دوم مستحب , ومرتبه سوم
و بيشتر از آن حرام مى باشد , و شستن مرتبه اول وقتى تمام مى شود كه به قصد وضو آن مقدار آب
بـه صـورت يا دست بر يزد كه آب تمام آن را فرا بگيرد و ديگر جايى براى احتياط باقى نماند , پس
اگـر به قصد شستن مرتبه اول مثلا ده مرتبه آب به صورت بر يزد تا اينكه آب همه آن را فرا بگيرد
اشكال ندارد , و تا وقتى كه قصدوضو و شستن صورت مثلا نكند شستن اول محقق نمى شود , پس
مـى تواند چند مرتبه همه صورت را بشويد و در آخرين مرتبه كه آب مى ريزد قصد شستن وضوئى
نمايد ,ولى اعتبار قصد در شستن دوم خالى از اشكال نيست و احتياط لازم آن است كه بيش از يك
مرتبه بعد از مرتبه اول صورت و يا دستها را نشويد اگر چه به قصد وضو هم نباشد.
مساله 123 ـ بعد از شستن هر دو دست بايد جلوى سر را با ترى آب وضو كه در دست مانده , مسح
كند , و احتياط مستحب آن است كه با كف دست راست مسح نمايد و مسح را از بالا به پائين انجام
دهد.
مـسـالـه 124 ـ يك قسمت از چهار قسمت سر , كه مقابل پيشانى است جاى مسح مى باشد , و هر
جاى اين قسمت را به هراندازه مسح كند كافى است .
مـساله 125 ـ لازم نيست مسح سر بر پوست آن باشدبلكه بر موى جلوى سر هم صحيح است , ولى
كسى كه موى جلوى سر او به اندازه اى بلند است كه اگر مثلا شانه كند به صورتش مى ريزد , يا به
جاهاى ديگر سر مى رسد ,بايد بيخ موها را مسح كند , و اگر موهائى راكه به صورت مى ريزد يا به
جـاى ديـگـر سـرمـى رسد جلوى سر جمع كند و بر آنها مسح نمايد , يا بر موى جاهاى ديگر سر ,
كه جلوى آن آمده مسح كند , چنين مسحى باطل است .
مـسـالـه 126 ـ بـعـد از مسح سربايد با ترى آب وضو كه در دست مانده , روى پاها را از سر يكى از
انـگـشتها تا مفصل مسح نمايد , و احتياط مستحب آن است كه پاى راست را با دست راست و پاى
چپ را با دست چپ مسح نمايد.
مساله 127 ـ پهناى مسح پا به هر اندازه باشد كافى است , ولى بهتر آن است كه به اندازه پهناى سه
انگشت بسته بلكه تمام روى پا راباتمام دست مسح نمايد.
مـساله 128 ـ لازم نيست در مسح پادست را بر سر انگشتهابگذارد و بعد به پشت پا بكشد بلكه مى
تواند تمام دست را روى پا بگذارد و كمى بكشد.
مساله 129 ـ در مسح سر و روى پا بايد دست را روى آنها بكشد , و اگر دست را نگهدارد و سر يا پا
را بـه آن بـكـشـد باطل است , ولى اگر موقعى كه دست را مى كشد سر يا پا مختصر حركت كند
اشكال ندارد.
مساله 130 ـ جاى مسح بايد خشك باشد , و اگر به قدرى تر باشد كه رطوبت دست به آن اثر نكند
مـسـح بـاطل است , ولى اگرنمناك باشد يا آنكه ترى آن به قدرى كم باشد كه در رطوبت دست
مستهلك باشداشكال ندارد.
مساله 131 ـ اگر براى مسح , رطوبتى در دست نمانده باشد نمى توانددست را با آب خارج تر كند
, بـلـكه بايد از ريش خود رطوبت بگيرد و با آن مسح نمايد , و گرفتن رطوبت از غير ريش و مسح
نمودن با آن محل اشكال است .
مساله132 ـ اگر روى پانجس باشد و نتواند براى مسح , آن را آب بكشد , بايد تيمم نمايد.
وضوى ارتماسى .
مساله 133 ـ وضوى ارتماسى آن است كه انسان صورت و دستهارا به قصد وضو در آب فرو برد , و ظاهر آن است كه مسح با ترى دستى كه ارتماسى شسته شده اشكال ندارد هر چند خلاف احتياط
است .
مـسـالـه 134 ـ در وضـوى ارتماسى هم بايد صورت و دستها از بالا به پائين شسته شود , پس اگر
وقـتـى كه صورت و دستها را در آب فرو مى برد قصد وضو كند , بايد صورت را از طرف پيشانى و
دستها را از طرف آرنج در آب فرو برد.
شرائط صحت وضو.
شرائط صحيح بودن وضو چند چيز است :.
شـرط اول : آنـكه آب وضو پاك باشد , و بنابر قولى نبايد آلوده باشد به آنچه انسان از او متنفر است
مـانـند بول حيوانات حلال گوشت و مردار پاك وچرك زخم هر چند شرعا پاك باشد , و اين قول
موافق احتياط است .
شرط دوم :آنكه مطلق باشد.
مساله 135 ـ وضو با آب نجس و آب مضاف باطل است , اگر چه انسان نجس بودن يا مضاف بودن
آن را نداند يا فراموش كرده باشد و اگر با آن وضونمازى هم خوانده باشد , بايد آن نماز را دوباره با
وضوى صحيح بخواند.
شرط سوم :آنكه آب وضو مباح باشد.
مـساله 136 ـ وضو با آب غصبى و با آبى كه معلوم نيست صاحب آن راضى است يا نه , حرام و باطل
است .
مـسـالـه 137 ـ كـسى كه نمى خواهددر مسجدى نماز بخواند , اگر نداند حوض آن را براى همه
مردم وقف كرده اند يا براى كسانى كه در آنجا نماز مى خوانند , نمى تواند از حوض آن مسجد وضو
بـگـيـرد , ولـى اگـر مـعـمولا كسانى هم كه نمى خواهند در آنجا نماز بخوانند از آن حوض وضو
مى گيرند و كسى منع نمى كند , مى تواند از آن وضو بگيرد.
مـسـالـه 138 ـ اگر فراموش كند آب غصبى است و با آن وضو بگيرد , صحيح است ولى كسى كه
خـودش آب راغـصـب كـرده , اگـر غـصـبـى بـودن آن را فراموش كند و وضو بگيرد , وضوى او
محل اشكال است .
شرط چهارم : آنكه اعضا وضو موقع شستن و مسح كردن پاك باشد.
مـسـالـه 139 ـ اگـر پـيـش از تمام شدن وضو , جائى راكه شسته يا مسح كرده نجس شود, وضو
صحيح است .
مساله 140 ـ اگر غير از اعضا وضو جائى از بدن نجس باشد ,وضو صحيح است .
مساله 141 ـ اگر در صورت يا دستها بريدگى يا زخمى است كه خـون آن بند نمى آيد و آب براى
آن ضرر ندارد , بايد بعد از شستن اجـزا صحيحه آن عضو با رعايت ترتيب , موضع زخم يا بريدگى
را در آب كـر يا جارى فرو برد و قدرى فشار دهد كه خو ن بند بيايد , و انگشت خود را روى زخم يا
بـريـدگى در زير آب ازبالا به پائين بكشد تا آب بر آن جارى شود و سپس مواضع پائين تر از آن را
بشويد ووضو صحيح است .
شرط پنجم : آنكه وقت براى وضو و نماز كافى باشد.
مساله 142ـ هرگاه وقت به قدرى تنگ است كه اگر وضو بگيرد تمام نماز يا مقدارى از آن بعد از
وقـت خوانده مى شود , بايد تيمم كند , ولى اگر براى وضو و تيمم يك اندازه وقت لازم است بايد
وضو بگيرد.
شرط ششم : آنكه به قصد قربت وضو بگيرد , و كافى است به قصد امتثـال امر خداوند باشد , و اگر
براى خنك شدن يا به قصد ديگرى وضو بگيرد , باطل است .
شرط هفتم : آنكه وضو را به ترتيبى كه گفته شد بجا آورد ,يعنى اول صورت و بعد دست راست و
بـعـد دست چپ را بشويد , و بعد از آن سر و بعدپاها را مسح نمايد , و احتياط مستحب آن است كه
هر دو پا را با هم نكند بلكه پاى چپ را بعد از پاى راست مسح كند.
شرط هشتم : آنكه كارهاى وضو را پشت سرهم انجام دهد.
مساله 143 ـ اگر بين كارهاى وضو به قدرى فاصله شود كه در نظر عرف پشت سرهم نباشند وضو
باطل است ولى در صورت پيش آمد عذرى براى شخص ـمانند فراموشى يا تمام شدن آب ـ اين امر
معتبر نيست , بلكه اگر وقتى مى خواهدجائى را بشويد يا مسح كند , چنانچه رطوبت تمام جاهائى
كـه پـيش از آن شسته يامسح كرده خشك شده باشد , وضو باطل است و اگر فقط رطوبت جائى
كـه جـلـوتـر ازمـحلى است كه مى خواهد بشويد يا مسح كند , خشك شده باشد , مثلا موقعى كه
مـى خواهد دست چپ را بشويد رطوبت دست راست خشك شده باشد و صورت تر باشد , وضويش
صحيح است .
مساله 144 ـ راه رفتن در بين وضو اشكال ندارد , پس اگربعد از شستن صورت و دستها چند قدم
راه برود و بعد سر و پا را مسح كند وضوى اوصحيح است .
شـرط نهم : آنكه شستن صورت و دستها و مسح سر و پاها را خود انسان انجام دهد , و اگر ديگرى
او را وضو دهد , يا در رساندن آب به صورت و دستها ومسح سر و پاها به او كمك نمايد , وضو باطل
است .
مساله 145 ـ كسى كه نمى تواندخود وضو بگيرد بايد از ديگرى كمك بگيرد هرچند شستن و مسح
كـشـيدن با مشاركت هر دو باشد ـ و چنانچه مزد هم بخواهد در صورتى كه بتواند و مضر به مالش
نـباش بايد بدهد ـ ولى بايد خود او نيت وضو كند و با دست خود مسح نمايد , و اگر مشاركت خود
شـخـص مـمـكـن نباشد بايد از شخص ديگر بخواهد كه او را وضو بدهد , و در اين صورت احتياط
واجب آن است كه هر دون نيت وضو نمايند , و اگر ممكن نباشد بايدنائبش دست او را بگيرد و به
جاى مسح او بكشد , و اگر ممكن نباشد بايد نائب ازدست او رطوبت بگيرد و با آن رطوبت , سر و
پاى او را مسح كند.
مـسـالـه 146 ـ هـركـدام از كـارهـاى وضـو راكـه مـى تواند به تنهائى انجام دهد , نبايد در آن از
ديگرى كمك بگيرد.
شرط دهم : آنكه استعمال آب براى او مانعى نداشته باشد.
مـسـالـه 147ـ كـسـى كـه مـى تـرسـد كه اگر وضو بگيرد مريض شود , يا اگر آب را به مصرف
وضوبرساند تشنه بماند , و ظيفه ندارد كه وضو بگيرد و اگر نداند كه آب براى او ضرر داردو وضو
بگيرد اگر و اقعا ضرر داشته وضوى او باطل است .
شرط يازدهم : آنكه دراعضا وضو مانعى از رسيدن آب نباشد.
مـسـالـه 148 ـ اگـر مـى دانـد چـيزى به اعضاى وضو چسبيده ولى شك دارد كه از رسيدن آب
جلوگيرى مى كند يا نه , بايد آن را برطرف كند يا آب رابه زير آن برساند.
مـسـاله 149 ـ اگر زير ناخن چرك باشد , وضواشكال ندارد , ولى اگر ناخن را بگيرند چنانچه آن
چرك مانع از رسيدن آب به پوست باشد , بايد براى وضو آن چرك را بر طرف كنند و نيز اگر ناخن
بيشتر از معمول بلند باشد بايد چرك زير مقدارى را كه از معمول بلندتر است بر طرف نمايند.
مساله 150ـ اگر جائى را كه بايد شست يا مسح كرد چرك باشد , ولى چرك آن مانع از رسيدن آب
بـه بـدن نـباشد اشكال ندارد , و همچنين است اگر بعد از گچ كارى و مانند آن چيزسفيدى كه
جـلوگيرى از رسيدن آب به پوست نمى نمايد بر دست بماند , ولى اگر شك كند كه با بودن آنها
آب به بدن مى رسد يا نه , بايد آنها را بر طرف كند.
مـسـالـه 151 ـاگر بعد از وضو شك كند چيزى كه مانع رسيدن آب است در اعضا وضو بوده يا نه
,وضو صحيح است .
احكام وضو.
مـسـاله 152 ـ كسى كه در كارهاى وضو و شرائط آن مثل پاك بودن آب و غصبى نبودن آن خيلى شك مى كند , بايد به شك خود اعتنانكند.
مـسـاله 153 ـ اگر شك كند كه وضو او باطل شده يا نه , بنا مى گذارد كه وضوى او باقى است ,
ولـى اگـر بـعد از بول استبرا نكرده و وضو گرفته باشد و بعد از وضورطوبتى از او بيرون آيد كه
نداند بول است يا چيز ديگر , وضوى او باطل است .
مـسـاله 154 ـ اگر بعد از نماز بفهمد كه وضوى او باطل شده ولى شك كند كه قبل ازنماز باطل
شده يا بعد از نماز , نمازى كه خوانده صحيح است .
مـسـاله 155 ـ اگرانسان مرضى دارد كه بول او قطره قطره مى ريزد يا نمى تواند از بيرون آمدن
غائطخوددارى كند , چنانچه يقين دارد كه از اول وقت نماز تا آخر آن به مقدار وضوگرفتن و نماز
خواندن مهلت پيدا مى كند بايد نماز را در وقتى كه مهلت پيدا مى كندبخواند , و اگر مهلت او به
مقدار كارهاى واجب نماز است , بايد در وقتى كه مهلت دارد , فقط كارهاى واجب نماز را بجا آورد
و كارهاى مستحب مانند اذان و اقامه وقنوت را ترك نمايد.
مـسـالـه 156 ـ اگر به مقدار وضو و قسمتى از نماز مهلت پيدا مى كند و در بين نماز يك دفعه يا
چـنـد دفـعـه بـول يا غائط از او خارج مى شود , احتياطلازم آن است كه در مهلتى كه دارد وضو
گرفته و نماز بخواند , ولى در ميان نماز لازم نيست به سبب بول يا غائط خارج شده وضو را تجديد
كند.
مساله 157 ـ كسى كه بول يا غائط طورى پى در پى از او خارج مى شود كه به مقدار وضو و قسمتى
از نـمـازمهلت پيدا نمى كند يك وضو براى چندين نمازش كافى است , مگر اينكه چيزديگرى كه
وضو را باطل مى كند مانند خواب از او سر بزند و يا بول و غائط بطورطبيعى از او خارج شود.
مساله 158 ـ كسى كه بول او قطره قطره مى ريزد بايد براى نماز بوسيله كيسه اى كه در آن پنبه يا
چـيـز ديـگرى است كه از رسيدن بول به جاهاى ديگر جلوگيرى مى كند , خود را حفظ نمايد , و
احـتـيـاط واجب آن است كه پيش ازهر نماز مخرج بول را كه نجس شده آب بكشد و نيز كسى كه
نـمـى تواند از بيرون آمدن غائط خوددارى كند , چنانچه ممكن باشد بايد به مقدار نماز از رسيدن
غائط به جاهاى ديگر جلوگيرى نمايد و احتياط واجب آن است كه اگر مشقت ندارد , براى هر نماز
مخرج غائط را آب بكشد.
مـسـاله 159 ـ كسى كه نمى تواند از بيرون آمدن بول يا غائط خوددارى كند , بعد از آنكه مرض او
خـوب شـد , لازم نـيست نمازهائى راكه در وقت مرض مطابق و ظيفه اش خوانده قضا نمايد ولى
اگر در بين وقت نمازمرض او خوب شود , بايد بنابر احتياط لازم نمازى را كه در آن وقت خوانده
دوباره بخواند.
مـسـالـه 160 ـ اگـر كـسـى مرضى دارد كه نمى تواند از خارج شدن باد جلوگيرى كند , بايد به
وظيفه كسانى كه نمى توانند از بيرون آمدن بول يا غائط خوددارى كنندعمل نمايد.
چيزهائى كه بايد براى آنها وضو گرفت .
مساله 161 ـ براى شش چيزوضو گرفتن واجب است :.
اول : براى نمازهاى واجب غير از نماز ميت و درنمازهاى مستحب , وضو شرط صحت است .
دوم : بـراى سجده و تشهد فراموش شده , اگر بين آنها و نماز حدثى از او سر زده مثلا بول كرده
باشد , ولى براى سجده سهوواجب نيست وضو بگيرد.
سوم : براى طواف واجب خانه كعبه كه جز حج يا عمره باشد.
چهارم : اگر نذر يا عهد كرده يا قسم خورده باشد كه وضو بگيرد.
پنجم : اگرنذر كرده باشد كه قرآن را مثلا ببوسد.
ششم : براى آب كشيدن قرآنى كه نجس شده .
مـسـاله 162 ـ مس نمودن خط قرآن , يعنى رساندن جائى از بدن به خط قرآن براى كسى كه وضو
نـدارد حـرام اسـت ولـى اگر قرآن را به زبان فارسى يا به زبان ديگرترجمه كنند , مس آن اشكال
ندارد.
مساله 163 ـ كسى كه وضو ندارد بنابر احتياطواجب حرام است اسم خداوند متعال و صفات خاصه
او را بـه هـر زبـانـى نـوشـته شده باشد , مس نمايد و بهتر آن است كه اسم مبارك پيغمبر و امام و
حضرت زهرا (ع ) راهم مس ننمايد.
مـساله 164 ـ وضو هر وقت بگيرد چه قبل از وقت نماز نزديك به آن يا با فاصله و چه بعد از دخول
وقت اگر به قصد قربت باشد صحيح است و نيت وجوب و استحباب لازم نيست بلكه اگر اشتباها
نيت و جوب كند و بعد معلوم شودواجب نبوده وضو صحيح است .
چيزهائى كه وضو را باطل مى كند.
مساله 165 ـشش چيز وضو را باطل مى كند :.
اول : بول .
دوم : غائط.
سوم : باد معده و روده كه از مخرج غائط خارج شود.
چـهارم : خوابى كه بواسطه آن چشم نبيند و گوش نشنود ,ولى اگر چشم نبيند وگوش بشنود
وضو باطل نمى شود.
پنجم : چيزهائى كه عقل را ازبين مى برد مانند ديوانگى و مستى و بيهوشى .
ششم : استحاضه زنان كه بعدا گفته مى شود.
هفتم : جنابت , بلكه بنابر احتياط مستحب هر كارى كه براى آن بايد غسل كرد.
احكام وضوى جبيره .
چـيـزى كـه بـا آن زخم و شكستگى را مى بندند و دوائى كه روى زخم و مانند آن مى گذارند (( جبيره )) ناميده مى شود.
مساله 166 ـ اگر در يكى از جاهاى وضو زخم يا دمل يا شكستگى باشد , چنانچه روى آن باز است و
آب ضرر ندارد , بايد به طور معمول وضو گرفت .
مـسـالـه 167 ـ اگـر زخـم يـا دمل يا شكستگى در صورت و دستها است و روى آن باز است و آب
ريـختن روى آن ضرر دارد , بايداطراف زخم يا دمل را ـ بطورى كه در وضو گفته شد ـ از بالا به
پائين بشويد.
مـسـالـه168 ـ اگـر زخـم يا دمل يا شكستگى در جلوى سر يا روى پاها است و روى آن بازاست ,
چنانچه نتواند آن را مسح كند به اين معنى كه زخم مثلا تمام محل مسح راگرفته باشد يا آنكه از
مسح جاهاى سالم نيز متمكن نباشد , در اين صورت لازم است تيمم نمايد.
مـسـالـه 169 ـ اگر روى دمل يا زخم يا شكستگى بسته باشد , چنانچه بازكردن آن بدون مشقت
مـمـكـن اسـت و آب هـم بـراى آن ضرر ندارد , بايد باز كند و وضوبگيرد , چه زخم و مانند آن در
صورت و دستها باشد , يا جلوى سر و روى پاها باشد.
مـسـالـه 170 ـ اگر زخم يا دمل يا شكستگى كه بسته است در صورت يا دستها باشد ,چنانچه باز
كـردن و ريـختن آب روى آن ضرر دارد , بايد مقدارى را كه متمكن است از اطراف شسته و بنابر
احتياط واجب روى جبيره را مسح نمايد.
مساله 171 ـ اگر نمى شود روى زخم را باز كرد ولى زخم و چيزى كه روى آن گذاشته شده پاك
اسـت ورسـانـدن آب به زخم ممكن است و ضرر هم ندارد , بايد آب را به روى زخم از بالا به پائين
بـرسـانـد , و اگر زخم يا چيزى كه روى آن گذاشته شده نجس است , چنانچه آب كشيدن آن و
رساندن آب به روى زخم ممكن باشد بايد آن را آب بكشد و موقع وضوآب را به زخم برساند , و در
صـورتـى كـه آب براى زخم ضرر ندارد ولى آب كشيدن آن ممكن نيست يا باز كردن زخم موجب
مشقت يا ضرر است بايد تيمم نمايد.
مـسـالـه172 ـ اگر جبيره تمام بعضى از اعضاى وضو را فرا گرفته باشد , وضوى جبيره اى كافى
است , ولى اگر تمام اعضاى وضو را گرفته باشد بنابر احتياط بايد تيمم نمايد ووضوى جبيره نيز
بگيرد.
مـسـالـه 173 ـ كـسـى كـه در كف دست و انگشتها جبيره دارد ودر موقع وضو دست تر روى آن
كشيده است , سر و پا را با همان رطوبت مسح كند.
مساله 174 ـ اگر جبيره تمام پهناى روى پا را گرفته ولى مقدارى از طرف انگشتان ومقدارى از
طـرف بـالاى پا باز است , بايد جاهائى كه باز است روى پا را و جائى كه جبيره است روى جبيره را
مسح كند.
مـسـالـه 175 ـ اگـر جـبيره بيشتر از معمول اطراف زخم را گرفته و برداشتن آن بدون مشقت
ممكن نيست , بايد تيمم نمايد مگر اينكه جبيره در مواضع تيمم باشد كه در اين صورت لازم است
بين وضو و تيمم جمع نمايدو در هر دو صورت اگر برداشتن جبيره بدون مشقت ممكن است بايد
جـبـيـره را بر دارد, پس اگر زخم در صورت و دستها است , اطراف آن را بشويد , و اگر در سر يا
روى پاها است اطراف آن را مسح كند و براى جاى زخم به دستور جبيره عمل نمايد.
مـساله 176 ـ اگر در جاى وضو زخم و جراحت و شكستگى نيست , ولى به جهت ديگرى آب براى
آن ضرر دارد , بايد تيمم كند.
مساله 177 ـ اگر جائى از اعضاوضو را رگ زده است و نمى تواند آن را آب بكشد , لازم است تيمم
نمايد , ولى اگرآب براى آن ضرر دارد بايد به دستور جبيره عمل كند.
مـسـاله 178 ـ اگر در جاى وضو يا غسل چيزى چسبيده است كه برداشتن آن ممكن نيست , يا به
قـدرى مـشقت دارد كه نمى شود تحمل كرد , و ظيفه اش تيمم است مگر آنكه آن چيز در مواضع
تـيمم باشد كه در اين صورت لازم است بين وضو و تيمم جمع كند , و اگر آن چيزى كه چسبيده
دوا باشد حكم جبيره را دارد.
مـسـالـه 179 ـ در غير غسل ميت , از سائراغسال غسل جبيره اى مثل وضوى جبيره اى است , ولى
بـايد بنابر احتياط لازم آن راترتيبى بجا آورند , و اگر در بدن زخم يا دمل باشد مكلف مخير است
بـيـن غسل و تيمم و اما اگر در بدن شكستگى باشد بايد غسل نمايد و احتياطا روى جبيره را هم
مسح كند , و در صورتى كه مسح روى جبيره ممكن نباشد يا اينكه محل شكسته باز باشدلازم است
تيمم كند.
مـسـالـه 180 ـ كـسـى كـه وظـيفه او تيمم است اگر در بعضى ازجاهاى تيمم او زخم يا دمل يا
شكستگى باشد , بايد به دستور وضوى جبيره اى ,تيمم جبيره اى نمايد.
مساله 181 ـ كسى كه نمى داند و ظيفه اش تيمم است يا وضوى جبيره اى , بنابر احتياط واجب بايد
هر دو را بجا آورد.
مـساله 182 ـ نمازهائى را كه انسان با وضوى جبيره اى خوانده صحيح است , و مى تواند با آن وضو
نمازهاى بعدى را نيز بجا آورد.
غسلهاى واجب .
غسلهاى واجب هفت است : غسل جنابت حيض نفاس استحاضه مس ميت , غسل ميت .
غسلى كه بواسطه نذر و قسم و مانند اينهاواجب مى شود.
و اگـر كـسـوف كلى يا خسوف كلى شود و مكلف عمدا نماز آيات رانخواند تا قضا شود به احتياط
واجب بايد براى قضاى آن غسل كند.
احكام جنابت .
مساله 183 ـ به دو چيز انسان جنب مى شود :.
اول : جماع .
دوم : بيرون آمدن منى ,در خواب باشد يا بيدارى , كم باشد يا زياد , با شهوت باشد يا بى شهوت , با
اختيارباشد يا بى اختيار.
مـسـالـه 184 ـ اگـر رطوبتى از انسان خارج شود و نداند منى است يا بول يا غير اينها , چنانچه با
شـهـوت و جستن بيرون آمده و بعد از بيرون آمدن آن ,بدن سست شده , آن رطوبت حكم منى را
دارد , و اگر هيچيك از اين سه نشانه يابعضى از اينها را نداشته باشد , حكم منى را ندارد , ولى در
مريض لازم نيست آن رطوبت با جستن بيرون آمده باشد و در موقع بيرون آمدن , بدن سست شود
, بلكه اگرباشهوت بيرون آيد در حكم منى است .
مـسـالـه 185 ـ آبـى كـه از زنها در موقع ملاعبه يا تصورات شهوت انگيز خارج مى شود پاك است
وغسل ندارد ووضو را نيز باطل نمى كند , مگر اين كه به اوج ارضاى جنسى برسد ودر آن حال هم
آبى از او خارج شود غسل لازم است , گرچه آن آب منى نيست , ونجس نمى باشد.
مساله 186 ـ اگرانسان با زنى جماع كند و به اندازه ختنه گاه يا بيشتر داخل شود , در قبل باشد
يا دردبر , بالغ باشند يا نابالغ , اگرچه منى بيرون نيايد هر دو جنب مى شوند.
مساله 187 ـاگر شك كند كه به مقدار ختنه گاه داخل شده يا نه , غسل بر او واجب نيست .
مساله188 ـ اگر نعوذ باللّه با حيوانى نزديكى نمايد و منى از او بيرون آيد , غسل تنها كافى است , و
اگر منى بيرون نيايد , چنانچه پيش از و طى وضو داشته بازهم غسل تنهاكافى است , و اگر وضو
نـداشـتـه احتياط واجب آن است كه غسل كند و وضو هم بگيردو همچنين است حكم در نزديكى
نمودن با مرد يا پسر.
مـسـاله 189 ـ اگر در لباس خود منى ببيند و بداند كه از خود اوست و براى آن غسل نكرده , بايد
غـسـل كـند ونمازهائى را كه يقين دارد بعد از بيرون آمدن منى خوانده قضا كند , ولى نمازهائى
راكه احتمال مى دهد پيش از بيرون آمدن آن منى خوانده لازم نيست قضا نمايد.
مساله190 ـ اگر مرد با خود كارى كند براى اين كه منى از او خارج شود , و منى هم خارج شود كار
او حـرام اسـت , و ايـن را اسـتمنا مى گويند و اگر اين كار به و سيله همسر اوباشد اشكال ندارد
وبـهتر آن است كه از تخيلات شهوت انگيز اجتناب شود و زن نيزاگر با خود كارى كند كه به اوج
ارضاى جنسى برسد و آب از او خارج شود حرام است .
چيزهائى كه بر جنب حرام است .
مساله 191 ـ پنج چيز بر جنب حرام است :.
اول : رساندن جائى از بدن خود به خط قرآن يا به اسم خدا به هر لغت كه باشد , وبهتر آن است كه
به اسما پيغمبران و امامان و حضرت زهرا (ع ) نيز نرساند.
دوم : و اردشدن به مسجد الحرام و مسجد پيغمبر (ص ) اگرچه از يك در داخل و از در ديگرخارج
شود.
ســوم : توقـف در مساجـد ديگر , و همچنين بنابـر احتياط واجب درحرم امامان (ع ) , ولى اگر از
مسجد عبور كند مثل اينكه از يك در مسجد داخل و ازدر ديگر خارج شود , مانعى ندارد.
چـهارم : داخل شدن در مسجد براى برداشتن چيزى , و همچنين گذاشتن چيزى در آن هرچند
خودش و ارد مسجد نشود بنابراحتياط لازم .