پنجم : خواندن هر يك از آيات سجده واجب و آن در چهار سوره است : اول : سوره سى و دوم قرآن (الـم تـنزيل ) , دوم : سوره چهل و يكم (حم سجده ) ,سوم : سوره پنجاه و سوم (والنجم ) , چهارم : سوره نود و ششم (اقرا).
غسل جنابت .
مساله 192 ـ غسل جنابت براى خواندن نماز واجب و مانند آن واجب مى باشد , ولى براى نماز ميت و سجده سهو و سجده شكر و سجده هاى واجب قرآن , غسل جنابت لازم نيست .
مساله 193 ـ لازم نيست در وقت غسل , نيت كند كه غسل واجب مى كند , بلكه اگر فقط به قصد قربت يعنى براى تذلل در پيشگاه خداوند عالم غسل كندكافى است .
مساله 194 ـ غسل جنابت را به دو قسم مى شود انجام داد : ترتيبى وارتماسى .
غسل ترتيبى :.
مساله 195 ـ در غسل ترتيبى بايد به نيت غسل , بنابراحتياط لازم اول تمام سر و گردن و بعد بدن را بشويد , و بهتر آن است كه اول طرف راست , بعد طرف چپ بدن را بشويد.
مـسـالـه 196 ـ اگر يقين نكند كه هر دو قسمت يعنى سر و گردن و بدن را كاملا غسل داده بايد براى آنكه يقين كند هر قسمتى را كه مى شويد مقدارى از قسمت ديگر را هم با آن قسمت بشويد.
مـسـالـه 197 ـ اگـر بـعد ازغسل بفهمد جائى از بدن را نشسته و نداند كجاى بدن است , دوباره شستن سر لازم نيست و فقط هر جائى را از بدن كه احتمال مى دهد نشسته بايد بشويد.
غسل ارتماسى :.
غسل ارتماسى به دو نحو انجام مى گيرد : (( دفعى )) و (( تدريجى )).
مـساله198 ـ در غسل ارتماسى دفعى بايد در يك آن , آب تمام بدن را فرا بگيرد , ولى معتبر نيست كه قبل از شروع در غسل , تمام بدن بيرون آب باشد بلكه اگر مقدارى از آن بيرون باشد و به نيت غسل در آب فرو رود كفايت مى كند.
مـساله 199 ـ در غسل ارتماسى تدريجى بايد بدن را به نيت غسل تدريجا با حفظ و حدت عرفى در آب فروبرد , و در اين قسم لازم است كه هر عضو قبل از غسل دادن آن بيرون آب باشد.
مـسـاله 200 ـ اگر بعد از غسل ارتماسى بفهمد كه به مقدارى از بدن آب نرسيده , چه جاى آن را بداند يا نداند , بايد دوباره غسل كند.
احكام غسل كردن .
مساله 201 ـدر غسل ارتماسى يا ترتيبى پاك بودن تمام بدن پيش از غسل لازم نيست , بلكه اگربه فرو رفتن در آب يا ريختن آب به قصد غسل , بدن پاك شود , غسل محقق مى شود بشرط آنكه آبى كه با آن غسل مى كند از پاك بودن خارج نشود مثلا با آب كرغسل كند.
مـساله 202 ـ اگر در غسل به اندازه سرموئى از بدن نشسته بماند , غسل باطل است , ولى شستن مثل توى گوش و بينى و هرچه از باطن شمرده مى شود ,واجب نيست .
مـسـالـه 203 ـ چـيزى را كه مانع رسيدن آب به بدن است بايد بر طرف كند , و اگر پيش از آنكه مطمئن شود بر طرف شده غسل نمايد , غسل او باطل است .
مـساله 204 ـ اگر موقع غسل احتمال عقلائى بدهد چيزى كه مانع از رسيدن آب باشددر بدن او هست , بايد و ارسى كند تا مطمئن شود كه مانعى نيست .
مـسـالـه 205 ـ تمام شرطهائى كه براى صحيح بودن وضو گفته شد مثل پاك بودن آب و غصبى نـبـودن آن ,در صحيح بودن غسل هم شرط است , ولى در غسل لازم نيست بدن را از بالا به پائين بـشويد , و نيز در غسل ترتيبى لازم نيست بعد از شستن سر و گردن فورا بدن رابشويد , پس اگر بـعـد از شستن سر و گردن صبر كند و بعد از مدتى بدن را بشويداشكال ندارد , بلكه لازم نيست تمام سر و گردن يا بدن را يك مرتبه بشويد پس جايز است مثلا سر را شسته و بعد از مدتى گردن را بشويد.
مساله 206 ـ اگر شك كند كه غسل كرده يا نه , بايد غسل كند , ولى اگر بعد از غسل شك كند كه غسل او درست بوده يا نه , لازم نيست دوباره غسل نمايد.
مـسـالـه 207 ـ اگر در بين غسل , حدث اصغر از او سر زند مثلا بول كند , لازم نيست غسل را رها كرده و غسل ديگرى بنمايد بلكه مى تواند غسل خود را تمام نمايد و بنابر احتياط لازم بايد وضو هم بـگـيـرد , ولـى اگـر از غـسـل تـرتـيبى به ارتماسى و يا از ارتماسى به ترتيبى عدول نمايد , لازم نيست وضو هم بگيرد.
مـساله 208 ـ كسى كه چند غسل بر او واجب است مى تواند به نيت همه آنها يك غسل بجا آورد , و ظاهر اين است كه اگر يكى معين از آنها را قصد كند ,از بقيه كفايت مى كند.
مساله 209 ـ اگر بر جائى از بدن , آيه قرآن يا اسم خداوندمتعال نوشته شده باشد , چنانچه بخواهد غـسل را ترتيبى بجا آورد , بايد آب را طورى به بدن برساند كه دست او به نوشته نرسد و همچنين اگر بخواهد وضو بگيرد در موردآيه قرآن بلكه در مورد اسم خداوند نيز بنابر احتياط واجب .
مـساله 210 ـ كسى كه غسل جنابت كرده نبايد براى نماز وضو بگيرد بلكه با غسلهاى ديگر واجب ـ غـيـرغـسل از استحاضه متوسطه ـ و با غسلهاى مستحب كه در مساله (332) مى آيد نيز مى تواند بدون وضو نماز بخواند , اگرچه احتياط مستحب آن است كه وضو هم بگيرد.
استحاضه .
مـسـاله 211 ـ خون استحاضه در بيشتر اوقات زرد رنگ و سرد است وبدون فشار و سوزش بيرون مـى آيـد و غليظ هم نيست , ولى ممكن است گاهى سياه ياسرخ و گرم و غليظ باشد و با فشار و سوزش بيرون آيد.
مساله 212 ـ استحاضه سه قسم است : قليله و متوسطه و كثيره .
اسـتحاضه قليله آن است كه خون فقط روى پنبه اى راكه زن با خود بر مى دارد آلوده كند و در آن فرو نرود.
استحاضه متوسطه آن است كه خون در پنبه فرو رود , اگرچه در يك گوشه آن باشد , ولى از پنبه به دستمالى كه معمولا زنها براى جلوگيرى از خون مى بندند , نرسد.
استحاضه كثيره آن است كه خون پنبه را فرا گرفته و به دستمال برسد.
احكام استحاضه .
مساله 213 ـدر استحاضه قليله بايد زن براى هر نماز يك وضو بگيرد , و بنابر احتياط مستحب پنبه را آب كشيده و يا عوض كند , و بايد ظاهر فرج را اگر خون به آن رسيده آب بكشد.
مساله 214 ـ در استحاضه متوسطه بايد بنابر احتياط لازم زن براى نمازهاى خود روزانه يك غسل نمايد , و نيز بايد كارهاى استحاضه قليله راكه در مساله پيش گفته شد انجام دهد.
مـسـالـه 215 ـ در استحاضه كثيره بايد ـ بنابر احتياط واجب ـ زن براى هر نماز پنبه و دستمال را عـوض كند يا آب بكشد , و لازم است يك غسل براى نماز صبح و يكى براى نماز ظهر و عصر و يكى بـراى نـمـاز مـغرب و عشا بجا آورد , وبين نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا فاصله نيندازد و اگر فاصله بيندازد بايد براى نمازعصر و عشا دوباره غسل كند , اينها همه در صورتى است كه خون پى در پـى از پنبه به دستمال برسد , اما چنانچه رسيدن خون از پنبه به دستمال با قدرى فاصله باشد كه زن بتواند در آن فاصله يك نماز يا بيشتر بخواند احتياط لازم آن است كه هر گاه خون ازپنبه به دسـتمال برسد پنبه و دستمال عوض كرده ويا آب بكشد وغسل نمايد بنابر اين اگر زن غسل كرد ونماز ظهر را مثلا خواند ولى قبل از نماز عصر يا در ميان آن خون دوباره از پنبه به دستمال رسيد بايد براى نماز عصر نيز غسل نمايد , ولى چنانچه فاصله به مقدارى باشد كه زن بتواند در آن ميان دو نـمـاز يـا بـيـشـتر بخواند مثل اينكه بتواند نماز مغرب و عشا را نيز قبل از آنكه خون دوباره به دسـتـمـال بـرسـد , بـخـواند ,براى آن نمازها لازم نيست غسل ديگرى بكند , و در هر صورت در استحاضه كثيره غسل از وضو كفايت مى كند.
مـسـاله 216 ـ اگر خون استحاضه پيش از وقت نماز هم بيايد , چنانچه زن براى آن خون , وضو يا غـسـل بـجـا نـيـاورده و رده باشد , بايد درموقع نماز وضو يا غسل بجا آورد اگر چه در آن موقع مستحاضه نباشد.
مساله 217 ـمستحاضه متوسطه كه بايد وضو بگيرد و هم بنابر احتياط لازم غسل كند , بايد غسل را اول بجا آورد بعد وضو بگيرد.
مـسـاله 218 ـ اگر استحاضه قليله زن بعد از نمازصبح متوسطه شود بايد براى نماز ظهر و عصر غسل كند , و اگر بعد از نماز ظهر وعصر متوسطه شود بايد براى نماز مغرب و عشا غسل نمايد.
مـسـاله 219 ـ اگراستحاضه قليله يا متوسطه زن بعد از نماز صبح كثيره شود و به اين حال باقى بـمـانـدبـايـد احـكـامـى را كـه در مساله (215) گفته شد نسبت به نماز ظهر و عصر و مغرب و عشارعايت نمايد.
مـسـاله 220 ـ در مستحاضه قليله و متوسطه , زن براى هر نمازى ـ غيراز نماز يوميه كه حكم آن گذشت ـ چه واجب باشد چه مستحب , بايد وضو بگيرد.
مـسـاله 221 ـ زن مستحاضه بعد از آنكه خونش قطع شد , فقط براى نماز اولى كه مى خواند , بايد كارهاى استحاضه را انجام دهد و براى نمازهاى بعدى لازم نيست .
مساله222 ـ اگر زن نداند استحاضه او چه قسم است , موقعى كه مى خواهد نماز بخواند ,بايد بنابر احتياط خود را و ارسى كند.
مساله 223 ـ اگر خون استحاضه در اول ظهورش در باطن باشد و بيرون نيايد , وضو يا غسل را كه زن داشته باطل نمى كند , واگر بيرون بيايد هر چند كم باشد وضو و غسل را باطل مى كند.
مساله 224 ـ اگرمستحاضه بداند كه پيش از گذشتن وقت نماز به كلى پاك مى شود يا به اندازه خـوانـدن نـمـاز خون بند مى آيد , بايد بنابر احتياط لازم صبر كند و نماز را در وقتى كه پاك است بخواند.
مـساله 225 ـ زن مستحاضه اگر و ظيفه اش اين باشد كه ميان وضو ياغسل و نماز فاصله نيندازد ولى مطابق و ظيفه اش رفتار نكند , بايد دوباره وضو گرفته يا غسل كند و بلا فاصله مشغول نماز شود.
مـساله 226 ـ اگر خون استحاضه زن جريان دارد و قطع نمى شود , چنانچه براى او ضرر ندارد به احـتياط واجب بايد قبل از غسل , از بيرون آمدن خون جلوگيرى نمايد , و چنانچه كوتاهى كند و خون بيرون آيد , اگر نماز خوانده بايد دوباره نماز بخواند.
مساله 227 ـ اگر استحاضه قليله زن پيش از نماز , متوسطه يا كثيره شود بايد كارهاى متوسطه يا كـثـيره را كه گفته شد انجام دهد, و اگر استحاضه متوسطه كثيره شود بايد كارهاى استحاضه كثيره را انجام دهد , وچنانچه براى استحاضه متوسطه غسلى كرده باشد فائده ندارد و بايد دوباره براى كثيره غسل كند.
مـسـالـه 228 ـ اگر استحاضه كثيره زن , متوسطه شود , بايد براى نماز اول عمل كثيره , و براى نـمازهاى بعدى عمل متوسطه را بجا آورد , مثلا اگر پيش از نمازظهر استحاضه كثيره متوسطه شود , بايد براى نماز ظهر غسل كند و براى نماز عصر ومغرب و عشا فقط وضو بگيرد.
مـسـاله 229 ـ اگر پيش از هر نماز خون مستحاضه كثيره قطع شود و دوباره بيايد , براى هر نماز بايد يك غسل بجا آورد.
مـسـالـه 230 ـاگر استحاضه كثيره , قليله شود , بايد براى نماز اول عمل كثيره و براى نمازهاى بعدى عمل قليله را انجام دهد و نيز اگر استحاضه متوسطه , قليله شود , بايد براى نماز اول عمل متوسطه و براى نماز هاى بعدى عمل قليله را بجا آورد.
مـسـالـه 231 ـ مستحاضه قليله يا متوسطه اگر بخواهد غير از نماز كارى انجام دهد كه شرط آن وضو داشتن است مثلا بخواهد جائى از بدن خود را به خط قرآن برساند , چنانچه بعد از تمام شدن نماز باشد به احتياط واجب بايد وضو بگيرد و وضوئى كه براى نماز گرفته كافى نيست .
مساله 232 ـ نماز آيات بر مستحاضه واجب است وبايد براى نماز آيات همه كارهائى را كه براى نماز يوميه گفته شد انجام دهد.
حيض .
مـساله 233 ـ خون حيض دربيشتر اوقات , غليظ و گرم , و رنگ آن سياه يا سرخ است و با فشار و كمى سوزش بيرون مى آيد.
مـساله 234 ـ زنى كه شك دارد شصت ساله شده يا نه , اگر خونى ببيند و نداند حيض است يا نه , بايد بنا بگذارد كه شصت ساله نشده است .
مـسـالـه 235 ـ مدت حيض كمتر از سه روز و بيشتر از ده روز نمى شود , و اگر مختصرى هم از سه روز كمتر باشد , حيض نيست .
مساله 236 ـ بايد سه روز اول حيض پشت سر هم باشد , پس اگر مثلا دو روز خون ببيند و يك روز پاك شود و دوباره يك روز خون ببيند , حيض نيست .
مساله 237 ـ ابتدا حيض لازم است خون بيرون بيايد , ولى لازم نيست در تمام سه روز خون بيرون بيايد , بلكه اگر در باطن فرج خون باشدكافى است وچنانچه در بين سه روز مختصرى پاك شود به نحوى كه در بين زنها تمامايا بعضا متعارف است , باز هم حيض است .
مـساله 238 ـ لازم نيست شب اول و شب چهارم را خون ببيند , ولى بايد در شب دوم و سوم خون قـطع نشود , پس اگر از اول صبح روز اول تا غروب روز سوم پشت سر هم خون بيايد و هيچ قطع نـشـود , حـيض است , و همچنين است اگر در و سطهاى روز اول شروع شود و در همان موقع از روزچهارم قطع گردد.
مـسـالـه 239 ـ اگـر سـه روز پـشت سر هم خون ببيند و پاك شود ,چنانچه دوباره خون ببيند و روزهـائى كـه خـون ديده و روزهائى كه در و سط پاك بوده روى هم از ده روز بيشتر نشود , همه روزهـائى كه خون ديده , حيض است , ولى احتياط لازم آن است كه در روزهائى كه در و سط پاك بوده كارهائى كه بر غيرحائض واجب است انجام دهد , و آنچه بر حائض حرام است ترك كند.
مساله 240 ـاگر خونى ببيند و شك كند كه خون حيض است يا استحاضه , چنانچه شرائط حيض را داشته باشد , بايد حيض قرار دهد.
مـسـالـه 241 ـ اگـر كمتر از سه روز خون ببيند وپاك شود و بعد سه روز خون ببيند , خون دوم حيض است , و خون اول اگرچه در روزهاى عادتش باشد حيض نيست .
احكام حائض .
مساله 242 ـ چند چيز بر حائض حرام است :.
اول : عبادتهائى كه مانند نماز بايد با وضو يا غسل يا تيمم بجا آورده شود كه اگر زن حائض اينگونه اعمال را به قصد عمل صحيح انجام دهد , جائز نيست , ولى بجا آوردن عبادتهائى كه وضو و غسل و تيمم براى آنها لازم نيست , مانند نماز ميت ,مانعى ندارد.
دوم : تمام چيزهائى كه بر جنب حرام است و در احكام جنابت گفته شد.
سوم : جماع كردن در فرج , كه هم براى مرد حرام است و هم براى زن , و اين حكم شامل و طى در دبر نمى شود ولى بنابر احتياط و طى زن در دبر اگر راضى نباشد چه حائض باشد چه نباشد , جايز نيست .
مـسـالـه 243 ـ اگـر مرد با زن خود در حال حيض نزديكى كند لازم است استغفار كند , و كفاره واجب نيست گرچه بهتر است .
مـسـاله 244 ـ طلاق دادن زن در حال حيض به طورى كه در احكام طلاق گفته مى شود باطل است .
مـساله 245 ـ بعد از آنكه زن از خون حيض پاك شد , واجب است براى نماز و عبادتهاى ديگرى كه بايد با وضو يا غسل يا تيمم بجا آورده شود , غسل كند و دستور آن مثل غسل جنابت است و از وضو كفايت مى كند.
مـسـاله 246 ـ بعداز آنكه زن از خون حيض پاك شد , اگر چه غسل نكرده باشد , طلاق او صحيح اسـت و شـوهرش هم مى تواند با او جماع كند , ولى احتياط لازم اين است كه جماع پس ازشستن فرج باشد اما كارهاى ديگرى كه در وقت حيض از جهت اشتراط طهارت براو حرام بوده مانند مس خط قرآن تا غسل نكند بر او حلال نمى شود.
مـسـالـه 247 ـنـمازهائى كه زن در حال حيض نخوانده قضا ندارد , ولى روزه هاى ماه رمضان را كـه در حـال حـيـض نگرفته بايد قضا نمايد , و همچنين بنابر احتياط لازم روزه هائى كه به نذر در وقت معين واجب شده و در حال حيض نگرفته بايد قضا نمايد.
مـساله 248 ـهر گاه وقت نماز داخل شود و بداند كه اگر نماز را تاخير بيندازد حائض مى شود , بـايـد فـورا نـماز بخواند , و همچنين است بنابر احتياط لازم اگر احتمال دهد كه چنانچه نمازرا تاخير بيندازد حائض مى شود.
مـسـاله 249 ـ اگر زن در آخر وقت نماز , از خون پاك شود و به اندازه غسل و خواندن يك ركعت نـمـاز يا بيشتر از يك ركعت وقت داشته باشد , بايد نماز را بخواند , و اگر نخواند بايد قضاى آن را بجا آورد.
مـسـالـه250 ـ اگـر زن بـعـد از پاك شدن از حيض , شك كند كه براى نماز وقت دارد يا نه ,بايد نمازش را بخواند.
اقسام زنهاى حائض .
مساله 251 ـ زنهاى حائض بر شش قسمند :.
اول : صـاحـب عـادت و قتيه و عدديه : و آن زنى است كه دو ماه پشت سرهم در وقت معين خون حيض ببيند و شماره روزهاى حيض او هم در هر دو ماه يك اندازه باشد , مثل آنكه دو ماه پشت سر هم از اول ماه تا هفتم خون ببيند.
دوم :صاحب عادت و قتيه : و آن زنى است كه دو ماه پشت سر هم در وقت معين خون حيض ببيند ولـى شـماره روزهاى حيض او در هر دو ماه يك اندازه نباشد , مثلا دو ماه پشت سر هم از روز اول ماه خون ببيند ولى ماه اول روز هفتم و ماه دوم روز هشتم ازخون پاك شود.
سـوم : صاحب عادت عدديه : و آن زنى است كه شماره روزهاى حيض او در دو ماه پشت سر هم به يـك انـدازه بـاشد ولى وقت ديدن آن دو خون يكى نباشد , مثل آنكه ماه اول از پنجم تا دهم و ماه دوم از دوازدهم تا هفدهم خون ببيند.
چهارم : مضطربه : و آن زنى است كه چند ماه خون ديده ولى عادت معينى پيدا نكرده , يا عادتش بهم خورده و عادت تازه اى پيدا نكرده است .
پنچم : مبتدئه : و آن زنى است كه دفعه اول خون ديدن اوست .
شمشم : ناسيه : و آن زنى است كه عادت خودرا فراموش كرده است .
و هر كدام اينها احكامى دارند كه در مسائل آينده گفته مى شود.
1 ـ صاحب عادت و قتيه و عدديه :.
مساله 252 ـ زنهائى كه عادت و قتيه و عدديه دارند دو دسته اند :.
اول : زنـى كه دو ماه پشت سر هم در وقت معين خون حيض ببيندو در وقت معين هم پاك شود , مثلا دو ماه پشت سر هم از روز اول ماه خون ببيند وروز هفتم پاك شود كه عادت حيض اين زن از اول ماه تا هفتم است .
دوم : زنـى كـه دو مـاه پـشـت سـر هـم در وقت معين خون حيض ببيند , و بعد از آنكه سه روز يا بـيـشـترخون ديد يك روز يا بيشتر پاك شود و دوباره خون ببيند و تمام روزهائى كه خون ديده با روزهائى كه در و سط پاك بوده از ده روز بيشتر نشود , و در هر دو ماه همه روزهائى كه خون ديده و روزهائى كه در و سط پاك بوده روى هم يك اندازه باشد كه عادت او به اندازه روزهائى است كه خون ديده است نه به ضميمه روزهائى كه در وسط پاك بوده است .
مـسـالـه 253 ـ زنـى كـه عادت و قتيه دارد (چه عادت عدديه نيزداشته باشد يا نه ) اگر در وقت عـادت يا يك يا دو روز يا بيش از آن جلوتر خون ببيند بطورى كه بگويند عادتش جلو افتاده , اگر چـه آن خـون نشانه هاى حيض را نداشته باشد بايد به احكامى كه براى زن حائض گفته شد عمل كند , و چنانچه بعد بفهمدحيض نبوده مثل اينكه پيش از سه روز پاك شود , بايد عبادتهائى را كه بجا نياورده قضا نمايد.
مـسـالـه 254 ـ زنـى كـه عادت و قتيه و عدديه دارد اگر همه روزهاى عادت وچند روز پيش از عـادت و بعد از عادت خون ببيند و روى هم از ده روز بيشتر نشود ,همه حيض است , و اگر از ده روز بيشتر شود , فقط خونى را كه در روزهاى عادت خود ديده حيض است , و خونى كه پيش از آن و بعد از آن ديده استحاضه مى باشد وبايد عبادتهائى راكه در روزهاى پيش از عادت و بعد از عادت بجا نياورده قضا نمايد , و اگر همه روزهاى عادت را با چند روز پيش از عادت خون ببيند و روى هـم از ده روز بيشتر نشود , همه حيض است , و اگر از ده روز بيشتر شود , فقط روزهاى عادت او حـيض است ـ هر چند با نشانه هاى حيض نباشد و روزهاى قبل نشانه هاى حيض راداشته باشد ـ و خونى كه جلوتر از آن ديده استحاضه مى باشد , و چنانچه در آن روزها عبادت نكرده بايد قضا نمايد و اگر همه روزهاى عادت را با چند روز بعد ازعادت خون ببيند و روى هم از ده روز بيشتر نشود , همه حيض است , و اگر بيشترشود فقط روزهاى عادت , حيض , و باقى استحاضه است .
مساله 255 ـ زنى كه عادت و قتيه و عدديه دارد اگر مقدارى از روزهاى عادت را با چند روز پيش ازعادت خون ببيند و روى هم از ده روز بيشتر نشود , همه حيض است و اگر از ده روزبيشتر شود , روزهـائى كـه در عـادت خـون ديده با چند روز پيش از آن كه روى هم به مقدار عادت او شود , حيض , و روزهاى اول .
را استحاضه قرار مى دهد و اگرمقدارى از روزهاى عادت را با چند روز بعد از عادت خون ببيند , و روى هـم از ده روز بيشتر نشود , همه حيض است , و اگر بيشتر شود بايد روزهائى كه در عادت خون ديده با چند روز بعد از آن كه روى هم به مقدار عادت او شود , حيض و بقيه رااستحاضه قرار دهد.
مساله 256 ـ زنى كه عادت وقتيه و عدديه دارد , اگر در وقت عادت خون نبيند و در غير آن وقت به شماره روزهاى حيضش خون ببيند , بايد همان را حيض قرار دهد , چه پيش از وقت عادت ديده باشد چه بعد از آن .
مـسـالـه 257 ـزنـى كه عادت و قتيه و عدديه دارد , اگر بيشتر از ده روز خون ببيند , خونى كه درروزهـاى عادت ديده اگر چه نشانه هاى حيض را نداشته باشد , حيض است , و خونى كه بعد از روزهـاى عادت ديده اگر چه نشانه هاى حيض را داشته باشد , استحاضه است مثلا زنى كه عادت حيض او از اول ماه تا هفتم است اگر از اول ماه تا دوازدهم خون ببيند , هفت روز اول آن حيض و پنج روز بعد استحاضه مى باشد.
2 ـ صاحب عادت و قتيه :.
مساله 258 ـ زنهائى كه عادت و قتيه دارند و اول عادت آنها معين باشد دو دسته اند :.
اول : زنـى كه دو ماه پشت سرهم در وقت معين خون حيض ببيند وبعد از چند روز پاك شود ولى شماره روزهاى آن در هر دو ماه يك اندازه نباشد ,مثلا دو ماه پشت سر هم روز اول ماه خون ببيند ولى ماه اول روز هفتم و ماه دوم روزهشتم از خون پاك شود , كه اين زن بايد روز اول ماه را عادت حيض خود قرار دهد.
دوم : زنى كه دو ماه پشت سر هم در وقت معين سه روز يا بيشتر خون حيض ببيندو بعد پاك شود و دو مـرتـبه خون ببيند و تمام روزهائى كه خون ديده با روزهائى كه دروسط پاك بوده از ده روز بيشتر نشود , ولى ماه دوم كمتر يا بيشتر از ماه اول باشد ,مثلا در ماه اول هشت روز و در ماه دوم نـه روز بـاشد ولى در هر دو ماه از اول ماه خون ديده باشد , كه اين زن هم بايد روز اول ماه را روز اول عادت حيض خود قراردهد.
مساله 259 ـ زنى كه عادت و قتيه دارد , اگر در وقت عادت خود يا دو سه روزپيش از عادت خون ببيند , بايد به احكامى كه براى زنهاى حائض گفته شد رفتارنمايد , و تفصيل اين مطلب در مساله (253) گـذشـت و امـا در غـيـر اين دو صورت ـمثل اينكه آنقدر زودتر از عادتش خون ببيند كه نـگـويـند عادتش جلو افتاده بلكه بگويند در غير وقت خود خون ديده و يا آنكه بعد از گذشت ايام عـادتـش خـون بـبيند ـچنانچه آن خون داراى نشانه هاى حيض باشد به احكامى كه براى زنهاى حـائض گـفـتـه شد رفتار نمايد , و همچنين اگر داراى نشانه هاى حيض نباشد ولى بداند كه آن خون سه روز ادامه پيدا مى كند , و اگر نداند كه سه روز ادامه پيدا مى كند يا نه احتياطواجب آن است كه هم كارهائى كه بر مستحاضه واجب است انجام دهد و هم كارهائى كه بر حائض حرام است ترك نمايد.
مـسـالـه 260 ـ زنى كه عادت و قتيه دارد , اگر در وقت عادت خود خون ببيند و مقدار آن خون بـيـش از ده روز بـاشـد پـس اگر بعضى ازروزها خون او نشانه هاى حيض را داشته باشد و بعضى نـداشـتـه بـاشد و روزهائى كه به نشانه حيض است از سه روز كمتر و از ده روز بيشتر نباشد آن را حـيـض و مـابـقى رااستحاضه قرار مى دهد و اگر خون بانشانه حيض از سه روز كمتر باشد آن را حـيض قرار دهد و عدد آن را بايكى از دو نحو آينده (رجوع به اقارب يا انتخاب عدد) تعيين نمايد و اگـر بـيـش از ده روز اسـت قسمتى از آن را با يكى از همين دو راه حيض قراردهد و اگر نتواند مقدار حيض را بواسطه نشانه هاى آن تشخيص دهد يعنى خون او همه داراى يك نوع نشانه باشد يا خـونـى كـه بـه نشانه حيض است از ده روز بيشتر يا از سه روز كمتر باشد بايد به مقدار ايام عادت بعضى از خويشان خود را حيض قرار دهد چه پدرى باشد و چه مادرى , زنده باشد يا مرده , ولى به دو شرط :.
اول : آنـكـه نـدانـدمـقدار عادت او مخالف با مقدار حيض خودش مى باشد , مثل آنكه خودش در زمـان جـوانى و قوت مزاج باشد و آن زن نزديك به سن ياس باشد كه مقدار عادت معمولا كم مى شود.
دوم : آنـكـه نـداند مقدار عادت آن زن با مقدار عادت ديگر خويشانش كه داراى شرط اول هستند تفاوت دارد , ولى اگر مقدار تفاوت بسيار كم باشد كه حساب نشود ضرر ندارد.
مـسـالـه 261 ـ زنـى كه عادت و قتيه دارد و بيشتر از ده روز خون ببيند و نتواند آن را به آنچه در مساله (260) گفته شد معين نمايد مخير است كـه ازسه روز تا ده روز هر شماره اى را كه مناسب مـقدار حيضش مى بيند حيض قرار دهد ,و بهتر آن است كه هفت روز قرار دهد در صورتى كه آن را مناسب خود ببيند , البته بايد شماره اى را كه حيض قرار مى دهد موافق با وقت عادتش باشد.
3 ـ صاحب عادت عدديه :.
مساله 262 ـ زنهائى كه عادت عدديه دارند دو دسته اند :.
اول : زنى كه شماره روزهاى حيض او در دو ماه پشت سر هم يك اندازه باشد ولى وقت خون ديدن او يكى نباشد , كه در اين صورت هر چند روزى كه خون ديده , عادت او مى شود مثلا اگر ماه اول از روز اول تا پنجم و ماه دوم از يازدهم تا پانزدهم خون ببيند , عادت او پنج روز مى شود.
دوم : زنـى كـه دو مـاه پشت سر هم سه روز يا بيشتر خون ببيند و يك روز يا بيشتر پاك شود و دو مرتبه خون ببيند و وقت ديدن خون در ماه اول با ماه دوم فرق داشته باشد , كه اگر تمام روزهائى كـه خون ديده و روزهائى كه دروسط پاك بوده از ده روز بيشتر نشود و شماره روزهائى كه خون ديـده به يك اندازه باشد , تمام روزهائى كه خون ديده عادت حيض او مى شود , و بايد در روزهاى وسـطكـه پاك بوده احتياطا كارهائى كه بر زن غير حائض واجب است انجام دهد و كارهائى كه بر حائض حرام است ترك نمايد.
مـساله 263 ـ زنى كه عادت عدديه دارد , اگركمتر يا بيشتر از شماره عادت خود خون ببيند و از ده روز بـيـشـتـر نـشـود , تـمام آن راحيض قرار دهد , و اگر از ده روز تجاوز كند , چنانچه همه خونهائى كه ديده يك جور باشد بايد از موقع ديدن خون به شماره روزهاى عادتش حيض و بقيه را استحاضه قرار دهد , و اگر همه خونهائى كه ديده يك جور نباشد بلكه چند روز از آن نشانه حيض و چـند روز ديگر نشانه استحاضه داشته باشد اگر روزهائى كه خون نشانه حيض را دارد با شماره روزهـاى عـادت او يـك انـدازه بـاشد بايد آن روزها را حيض و بقيه رااستحاضه قرار دهد , و اگر روزهـائى كـه خـون نـشانه حيض را دارد از روزهاى عادت او بيشتر باشد فقط به اندازه روزهاى عادت او حيض و بقيه استحاضه است , و اگرروزهائى كه خون نشانه حيض دارد از روزهاى عادت او كمتر است بايد آن روزها رابا چند روز ديگر كه روى هم به اندازه عادتش مى شود حيض و بقيه را استحاضه قراردهد.
4 ـ مضطربه :.
مـسـالـه 264 ـ مضطربه يعنى زنى كه دو ماه پشت سرهم خون ديده است ولى با اختلاف ـ هم از جهت وقت و هم از جهت عدد ـ اگر بيش از ده روز خون ببيند و همه خونهائى كه ديده يك جور بـاشد به اين معنى كه همه آنها يا داراى نشانه هاى حيض يا داراى نشانه هاى استحاضه باشد , حكم او بـنابر احتياط حكم صاحب عادت و قتيه است كه در غير وقت عادت خود خون ببيند و به نشانه نتواندحيض را از استحاضه تميز بدهد كه بايد عادت بعضى از خويشان خود را حيض قراردهد و در صورتى كه ممكن نباشد عددى بين سه و ده روز را براى خود حيض قراردهد به بيان و شرحى كه در مساله (260) و (261) گذشت .
مـسـاله 265 ـ مضطربه اگربيشتر از ده روز خونى ببيند كه چند روز آن نشانه حيض و چند روز ديگر نشانه استحاضه دارد , بايد به دستورى كه در ابتداى مساله (260) گفته شد عمل نمايد.
5ـ مبتدئه :.
مساله 266 ـ مبتدئه يعنى زنى كه دفعه اول خون ديدن اوست , اگر بيشتراز ده روز خون ببيند و هـمـه خـونهائى كه ديده يك جور باشد , بايد مقدار عادت يكى از خويشان خود را حيض و بقيه را اسـتـحـاضه قرار دهد به دو شرطى كه در مساله (260) گذشت , و اگر اين ممكن نشد بايد يك عددى بين سه روز و ده روز را حيض خود قرار دهد به دستورى كه در مساله (261) بيان شد.
مساله 267 ـ مبتدئه اگربيشتر از ده روز خونى ببيند كه چند روز آن نشانه حيض و چند روز ديگر نـشـانه استحاضه را داشته باشد , چنانچه خونى كه نشانه حيض دارد كمتر از سه روز و يشتراز ده روز نباشد , همه آن حيض است , ولى اگر پيش از گذشتن ده روز از خونى كه نشانه حيض دارد دوباره خونى ببيند كه آن هم نشانه خون حيض داشته باشد , مثل آنكه پنج روز خون سياه و نه روز خـون زرد و دوباره پنج روز خون سياه ببيند , بايدخون اول را حيض و دو خون ديگر را استحاضه قرار دهد چنانكه در مضطربه گذشت .
مساله 268 ـ مبتدئه اگر بيشتر از ده روز خونى ببيند كه چند روز آن نشانه حيض وچند روز ديگر آن نشانه استحاضه داشته باشد , ولى خونى كه نشانه حيض دارد از سه روز كمتر يا از ده روز بيشتر باشد بايد به دستورى كه در ابتداى مساله (260) گفته شد عمل نمايد.
6 ـ ناسيه :.
مساله 269 ـ ناسيه يعنى زنى كه مقدار يا زمان عادت خود را يا هر دو را فراموش كرده است اين زن اگر خونى ببيند كه كمتر از سه روز وبيشتر از ده روز نباشد همه آن حيض است ولى اگر بيشتر از ده روز باشد موارد آن بر چند قسم است :.
1 ـ آن كـه عادت وقتيه يا عدديه يا هر دو داشته است ولى آن را به كلى فراموش كرده است كه اين زن حكم مبتدئه را دارد كه گذشت .
2 ـ آن كـه عـادت وقـتـيـه دارد چه عدديه باشد چه نباشد ولى از وقت عادت خود به نحو اجمال چـيـزى بـه يـاد دارد مـثـلا مـى دانـد كه فلان روز جز عادت او بوده يا عادت او در نيمه اول ماه بوده است چنين زنى نيز حكم مبتدئه را دارد ولى نبايد حيض را در زمانى قرار دهد كه يقينا خلاف عادت او است .