مـسـالـه 457 ـ اگر بين مرد و زن كه برابر هم ايستاده اند يا زن جلوتر ايستاده و نماز مى خوانند ,ديـوار يا پرده پاچيز ديگرى باشد كه يكديگر را نبينند يا آنكه فاصله بيش از ده ذراع باشد , نماز هر
دو صحيح است .
شـرط شـشـم : آنـكـه جـاى پيشانى نمازگزار از جاى دوزانو و سر انگشتان پاى او , بيش از چهار
انگشت بسته پست تر يا بلندتر نباشد وتفصيل اين مساله در احكام سجده گفته مى شود.
مـسـالـه 458 ـ بودن مرد و زن نامحرم در خلوت اگر احتمال و قوع در معصيت را بدهند , حرام
است , و احتياطمستحب آن است كه در آنجا نماز نخوانند.
احكام مسجد.
مـسـاله 459 ـ نجس كردن زمين و سقف و بام و طرف داخل ديوار مسجد , حرام است , و هر كس بـفـهمد كه نجس شده است بايد فورا نجاست آن را بر طرف كند , و احتياط مستحب آن است كه
طـرف بـيـرون ديوار مسجد را هم نجس نكنند , و اگر نجس شود بر طرف كردن آن لازم نيست ,
ولـى اگـر نـجـس كردن طرف بيرون ديوار موجب هتك مسجد باشد البته حرام است و بر طرف
كردن آن مقدارى كه رافع هتك باشد لازم است .
مـسـالـه 460 ـ نـجـس كردن حرم امامان (ع ) حرام است , و اگر يكى از آنها نجس شود , چنانچه
نـجس ماندن آن بى احترامى باشد , تطهير آن واجب است , بلكه احتياط مستحب آن است كه اگر
بى احترامى هم نباشد آن را تطهير كنند.
مساله 461 ـ اگر حصير يا موكت مسجد نجس شود , بايد آن را آب بكشند.
مساله 462 ـ بردن عين نجس و متنجس در مسجد اگر بى احترامى به مسجد باشد حرام است .
مـساله 463 ـ اگر مسجد رابراى روضه خوانى چادر بزنند و فرش كنند و سياهى بكوبند و اسباب
چاى در آن ببرند , در صورتى كه اين كارها به مسجد ضرر نرساند و مانع نماز خواندن نشوداشكال
ندارد.
اذان و اقامه .
مـسـالـه 464 ـ براى مرد و زن مستحب است پيش ازنمازهاى واجب شبانه روزى (يوميه ) اذان و سپس اقامه بگويند , و براى نمازهاى ديگر واجب يا مستحب مشروع نيست .
مساله 465 ـ مستحب است در روز اول كه بچه به دنيا مى آيد , يا پيش از آنكه بند نافش بيفتد , در
گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه بگويند.
مـسـالـه 466 ـ اذان هيجده جمله است : (( اللّه اكبر )) چهار مرتبه , ((اشهد ان لا اله الا اللّه )) , ((
اشهد ان محمدا رسول اللّه )) , (( حى على الصلا )) , (( حى على الفلاح )) , (( حى على خير العمل
)) , (( اللّه اكـبر )) , (( لا اله الا اللّه )) هر يك دومرتبه و اقامه هفده جمله است , يعنى دو مرتبه ((
اللّه اكبر )) از اول اذان و يك مرتبه ((لا اله الا اللّه )) از آخر آن كم مى شود , و بعد از گفتن (( حى
على خير العمل )) بايد دومرتبه (( قد قامت الصلا )) اضافه نمود.
مساله 467 ـ (( اشهد ان عليا و لى اللّه )) جزاذان و اقامه نيست , و لى خوب است بعد از (( اشهد ان
محمدا رسول اللّه )) به قصدقربت گفته شود.
ترجمه اذان و اقامه .
اللّه اكبر: يعنى خداى تعالى بزرگتر است .
اشهدان لا اله الا اللّه : يعنى شهادت مى دهم كه كسى جز اللّه سزاوار پرستش نيست .
اشـهـدان مـحـمـدا رسول اللّه : يعنى شهادت مى دهم كه حضرت محمد بن عبداللّه (ص ) پيغمبر
وفرستاده خداست .
اشـهد ان عليا امير المؤمنين و لى اللّه : يعنى شهادت مى دهم كه حضرت على عليه الصلا و السلام
امير مؤمنان و ولى خدا بر همه خلق است .
حى على الصلا: يعنى بشتاب براى نماز.
حى على الفلاح : يعنى بشتاب براى رستگارى .
حى على خير العمل : يعنى بشتاب براى بهترين كارها كه نماز است .
قد قامت الصلا: يعنى بتحقيق نماز برپاشد.
لا اله الا اللّه : يعنى كسى جز اللّه سزاوار پرستش نيست .
مـساله468 ـ بين جمله هاى اذان و اقامه بايد خيلى فاصله نشود , و اگر بين آنها بيشتر ازمعمول
فاصله بيندازد , بايد دوباره آن را از سر بگيرد.
مساله 469 ـ در همه مواردى كه نمازگزار دو نماز را كه يك وقت مشترك دارند پشت سر هم مى
خواند اگر براى نماز اول اذان گفته باشد , اذان براى نماز بعدى ساقط است .
مـسـاله 470 ـ اگر براى نماز جماعتى اذان و اقامه گفته باشند , كسى كه با آن جماعت نماز مى
خواند , نبايدبراى نماز خود اذان و اقامه بگويد.
مـسـالـه 471 ـ اذان و اقـامه بايد به عربى صحيح گفته شود , پس اگر به عربى غلط بگويد , يا به
جاى حرفى حرف ديگر بگويد , يامثلا ترجمه آن را به فارسى بگويد , صحيح نيست .
مـسـالـه 472 ـ اذان و اقـامه بايد بعداز داخل شدن وقت نماز گفته شود , و اگر عمدا يا از روى
فـرامـوشى پيش از وقت بگويد باطل است , مگر در صورتى كه اگر وقت در ميان نماز داخل شود
حكم به صحت آن نماز مى شود كه در مساله (395) بيان آن گذشت .
واجبات نماز.
واجبات نماز يازده چيز است :.
(( اول )) نـيت (( دوم )) قيام يعنى ايستادن (( سوم )) تكبير الاحرام يعنى گفتن اللّه اكبر در اول
نـمـاز (( چهارم )) ركوع (( پنجم )) سجود (( ششم )) قرائت ((هفتم )) ذكر (( هشتم )) تشهد ((
نهم )) سلام (( دهم )) ترتيب (( يازدهم )) موالات يعنى پى در پى بودن اجزا نماز.
مساله 473 ـ بعضى از و اجبات نماز , ركن است , يعنى اگرانسان آنها را بجا نياورد ـ عمدا باشد يا
اشـتباها ـ نماز باطل مى شود و بعضى ديگرركن نيست , يعنى اگر اشتباها كم گردد نماز باطل
نمى شود و ركن نماز پنج چيز است :.
اول : نيت .
دوم : تكبير الاحرام .
سوم : قيام متصل به ركوع , يعنى ايستادن پيش ازركوع .
چهارم : ركوع .
پنجم : دو سجده از يك ركعت .
و امـا نـسبت به زيادى درصورتى كه عمدى باشد , مطلقا نماز باطل مى شود , و در صورتى كه از
روى اشـتـبـاه بـاشـد اگـر زيادى در ركوع يا در دو سجده از يك ركعت باشد , نماز بنابر احتياط
لازم باطل است و الا باطل نيست .
نيت .
مساله 474 ـ انسان بايد نماز را به نيت قربت يعنى براى تذلل و كرنش در پيشگاه خداوند عالم بجا آورد , و لازم نـيـست نيت را ازقلب خود بگذراند يا مثلا به زبان بگويد: چهار ركعت نماز ظهر مى
خوانم قرب الى اللّه .
مساله 475 ـ اگر در نماز ظهر يا در نماز عصر نيت كند كه : چهار ركعت نماز مى خوانم , و معين
نـكند ظهر است يا عصر , نماز او باطل است ولى كافى است در تعيين , نمازظهر را به عنوان نماز
اول و نماز عصر را به عنوان نماز دوم تعيين كند , و نيز كسى كه مثلا قضاى نماز ظهر بر او واجب
اسـت , اگـر در وقـت نماز ظهر بخواهد آن نماز قضا يانماز ظهر را بخواند , بايد نمازى را كه مى
خواند , در نيت معين كند.
مـسـالـه 476 ـانـسـان بـايـد از اول تـا آخـر نـماز به نيت خود باقى باشد , پس اگر در بين نماز
بطورى غافل شود كه اگر بپرسند چه مى كند؟ نداند چه بگويد , نمازش باطل است .
مساله477 ـ انسان بايد فقط براى تذلل در پيشگاه خداوند عالم نماز بخواند , پس كسى كه ريا كند
يعنى براى نشان دادن به مردم نماز بخواند , نمازش باطل است , خواه فقطبراى مردم باشد يا خدا
و مردم هر دو را در نظر بگيرد.
تكبير الاحرام .
مـسـالـه 478 ـگـفـتن (( اللّه اكبر )) در اول هر نماز , واجب و ركن است , وبايد اين دو كلمه به عـربـى صحيح گفته شود , و اگر به عربى غلط بگويد يا مثلا ترجمه آن را به فارسى بگويدصحيح
نيست .
مـساله 479 ـ موقع گفتن تكبير الاحرام در نماز واجب بايد بدن آرام باشد , و اگر عمدا در حالى
كه بدنش حركت دارد تكبير الاحرام را بگويد باطل است .
مـساله 480 ـ تكبير و حمد و سوره و ذكر و دعا را بايد طورى بخواند كه خـودش لااقـل همهمـه
خــود را بـشنـود , و اگـر بواسطـه سنگينى يا كـرى گـوش يا سر و صداى زياد نمى شنود , بايد
طورى بگويد كه اگر مانعى نباشد بشنود.
مـساله 481 ـ كسى كه بواسطه عارضه اى لال شده يا زبان او مرضى پيدا كرده كه نمى تواند (( اللّه
اكـبر )) رابگويد بايد به هر طورى كه مى تواند بگويد , و اگر هيچ نمى تواند بگويد بايد تكبير رادر
قلب خود بگذراند و براى او بطورى كه مناسب حكايت لفظش باشد با انگشتش اشاره كند و زبان و
لبش را هم اگر مى تواند حركت دهد و اما كسى كه لال مادر زاداست بايد زبان و لبش را بطورى
كـه شـبـيه كسى است كه تلفظ به تكبير مى كند حركت دهد , و در آن حال با انگشتش نيز اشاره
نمايد.
قيام (ايستادن ).
مساله 482 ـ قيام در موقع گفتن تكبير الاحرام و قيام پيش از ركوع كه آن را قيام متصل به ركوع مى گويند , ركن است , ولى قيام در موقع خواندن حمد و سوره و قيام بعد از ركوع , ركن نيست و
اگر كسى آن را از روى فراموشى ترك كند , نمازش صحيح است .
مساله483 ـ واجب است پيش از گفتن تكبير و بعد از آن مقدارى بايستد تا يقين كند كه تكبير را
در حال ايستادن گفته است .
مساله 484 ـ اگر ركوع را فراموش كند و بعد ازحمد و سوره بنشيند و يادش بيايد كه ركوع نكرده
, بايد بايستد و به ركوع رود , و اگربدون اينكه بايستد به حال خميدگى به ركوع برگردد , چون
قيام متصل به ركوع رابجانياورده , كفايت نمى كند.
مـسـالـه 485 ـ مـوقعى كه براى تكبير الاحرام يا قرائت ايستاده است بايد راه نرود و به طرفى خم
نشود , و بنابر احتياط لازم بدن حركت ندهد و در حال اختيار به جائى تكيه نكند , ولى اگر از روى
نا چارى باشد اشكال ندارد.
مساله 486 ـ اگر موقعى كه ايستاده , از روى فراموشى قدرى راه برود , يا به طرفى خم شود , يا به
جائى تكيه كند , اشكال ندارد.
مساله 487 ـ موقعى كه انسان در نماز مشغول خواندن چيزى از اذكار واجب است , بايد بدنش آرام
بـاشـد , و هـمـچـنين بنابر احتياط لازم وقتى كه مشغول چيزى از اذكار مستحب مى باشد و در
مـوقـعى كه مى خواهد كمى جلو يا عقب رود , يا كمى بدن را به طرف راست يا چپ حركت دهد ,
بايد چيزى نگويد.
مـساله 488 ـ اگر در حال حركت بدن ذكر مستحبى بگويد , مثلاموقع رفتن به ركوع يا رفتن به
سجده تكبير بگويد , چنانچه آن را به قصد ذكرى كه در نماز دستور داده اند بگويد , آن ذكر صحيح
نيست ولى نمازش صحيح است , و ((بحول اللّه وقوته اقوم واقعد )) را بايد در حال بر خاستن بگويد
.
مساله 489 ـ اگر دربين نماز از ايستادن عاجز شود , بايد بنشيند , و اگر از نشستن هم عاجز شود
, بايدبخوابد , ولى تا بدنش آرام نگرفته بايد چيزى از ذكرهاى واجب رانگويد.
مساله 490 ـ تا انسان مى تواند ايستاده نماز بخواند , نبايد بنشيند , مثلا كسى كه در موقع ايستادن
, بدنش حركت مى كند , يا مجبور است به چيزى تكيه دهد , يا بدنش را مختصرى كج كند , بايد به
هر طور كه مى تواند ايستاده نماز بخواند , ولى اگر به هيچ قسم نتواند بايستد بايد راست بنشيند
و نشسته نماز بخواند.
مـسـالـه 491 ـ كسى كه نشسته نمازمى خواند , اگر بعد از خواندن حمد و سوره بتواند بايستد و
ركـوع را ايـستاده بجا آورد, بايد بايستد و از حال ايستاده به ركوع رود , و اگر نتواند بايد ركوع را
هم نشسته بجاآورد.
مساله 492 ـ كسى كه مى تواند بايستد , اگر بترسد كه بواسطه ايستادن , مريض شود يا ضررى به
او برسد , مى تواند نشسته نماز بخواند , و اگر از نشستن هم بترسد ,مى تواند خوابيده نماز بخواند
.
قرائت .
مساله 493 ـ در ركعت اول و دوم نمازهاى واجب يوميه , انسان بايد اول حمد و بعد از آن سوره و ـ بنابر احتياط ـ يك سوره تمام بخواند.
مـسـالـه 494 ـ اگر وقت نماز تنگ باشد , يا انسان ناچار شود كه سوره رانخواند , مثلا بترسد كه
اگر سوره را بخواند , دزد يا درنده يا چيز ديگرى به او صدمه بزند يا آنكه كار ضرورى داشته باشد ,
مى تواند سوره را نخواند , بلكه در صورت تنگى وقت و در بعض از موارد ترس نبايد سوره را بخواند
.
مـسـالـه 495 ـ اگـر پـيش ازآنكه براى ركوع خم شود , بفهمد كه حمد و سوره را نخوانده , بايد
بـخـواند , و اگربفهمد سوره را نخوانده , بايد فقط سوره را بخواند , ولى اگر بفهمد حمد تنها را
نـخـوانده , بايد اول حمد و بعد از آن دوباره سوره را بخواند , و نيز اگر خم شود و پيش از آنكه به
ركوع برسد بفهمد و سوره يا سوره تنها يا حمد تنها را نخوانده , بايد بايستد و به همين دستور عمل
نمايد.
مـسـالـه 496 ـ در نـمـاز مستحبى خواندن سوره لازم نيست اگر چه آن نماز بواسطه نذر كردن
واجب شده باشد , ولى در بعضى از نمازهاى مستحبى مثل نماز و حشت كه سوره مخصوصى دارد
, اگر بخواهد به دستور آن نمازرفتار كرده باشد , بايد همان سوره را بخواند.
مساله 497 ـ بر مرد بنابر احتياطواجب است حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشا را بلند بخواند
, و بر مرد و زن بنابر احيتاط واجب است حمد و سوره نماز ظهر و عصر را آهسته بخواند.
مـسـالـه 498 ـزن مـى تواند حمد و سوره نماز صبح و مغرب و عشا را بلند يا آهسته بخواند , ولى
اگـرنامحرم صدايش را بشنود و موردى باشد كه شنواندن صدا به نامحرم حرام است , بايدآهسته
بخواند , و اگر عمدا بلند بخواند بنابر احتياط نمازش باطل است .
مـسـالـه 499 ـاگـر در جـائى كـه بـايـد نماز را بلند بخواند عمدا آهسته بخواند , يا در جائى كه
بـايدآهسته بخواند عمدا بلند بخواند , بنابر احتياط نمازش باطل است , ولى اگر از روى فراموشى
يا ندانستن مساله باشد , صحيح است , و اگر در بين خواندن حمد و سوره هم بفهمد اشتباه كرده
, لازم نيست مقدارى را كه خوانده دوباره بخواند.
مـسـالـه 500 ـانـسـان بايد قرائت نماز را صحيح بخواند , و كسى كه به هيچ قسم نمى تواند همه
سـوره حمد را صحيح بخواند بايد به همان نحو كه مى تواند بخواند اگر مقدارى را كه صحيح مى
خـواند معتنا به باشد , ولى اگر آن مقدار ناچيز باشد بايد بنابر احتياط واجب مقدارى از بقيه قرآن
را كـه مـى تـواند صحيح بخواند به آن ضميمه كند , و اگر نمى تواندبايد تسبيح را به آن ضميمه
كند , و اما كسى كه نمى تواند به كلى سوره را صحيح بخواند , لازم نيست چيزى عوض آن بخواند.
مـسـالـه 501 ـ اگر يكى از كلمات حمديا سوره را عمدا يا از روى جهل تقصيرى نگويد يا به جاى
حـرفـى حرف ديگر بگويدمثلا بجاى (( ض )) (( ذ )) يا (( ز )) بگويد , يا زير و زبر حروف را رعايت
نكند به گونه اى كه غلط شمرده شود , يا تشديد را نگويد , نماز او باطل است .
مـسـاله 502 ـ اگرانسان كلمه اى را كه ياد گرفته صحيح بداند و در نماز همانطور بخواند و بعد
بفهمد غلطخوانده , لازم نيست دوباره نماز را بخواند.
مـسـالـه 503 ـ احـتياط مستحب آن است كه در نماز , وقف به حركت و وصل به سكون ننمايد , و
مـعـناى وقف به حركت آن است كه زير يا زبر يا پيش آخر كلمه اى را بگويد و بين آن كلمه و كلمه
بـعدش فاصله دهد ,مثلا بگويد: (( الرحمن الرحيم )) و ميم (( الرحيم )) را زير بدهد و بعد قدرى
فـاصـلـه دهـد وبـگـويـد (( مـالك يوم الدين )) و معناى و صل به سكون آن است كه زير يا زبر يا
پـيش كلمه اى را نگويد و آن كلمه را به كلمه بعد بچسباند مثل آنكه بگويد (( الرحمن الرحيم )) و
ميم (( الرحيم )) را زير ندهد و فورا (( مالك يوم الدين )) را بگويد.
مـسـالـه 504 ـ درركـعـت سـوم و چـهـارم نـمـاز مـى تواند فقط يك حمد بخواند , يا يك مرتبه
تسبيحات اربعه بگويد , يعنى يك مرتبه بگويد (( سبحان اللّه و الحمد للّه و لا اله الا اللّه و اللّه اكبر)) ,
و بـهـتـر آن است كه سه مرتبه بگويد , و مى تواند در يك ركعت حمد و در ركعت ديگر تسبيحات
بگويد , و بهتر است در هر دو ركعت تسبيحات بخواند.
مـسـالـه 505 ـبـر مـرد و زن بـنـابـر احتياط واجب است كه در ركعت سوم و چهارم نماز , حمد
ياتسبيحات را آهسته بخوانند.
مساله 506 ـ هر گاه شك كند كه آيه يا كلمه اى رادرست گفته يا نه , مثلا شك كند كه (( قل هو
اللّه احـد )) را درسـت گـفـته يا نه , مى تواندبه شك خود اعتنا نكند , ولى اگر احتياطا آن آيه يا
كـلمه را دو باره به طور صحيح بگويد اشكال ندارد , واگر چند مرتبه هم شك كند , مى تواند چند
بار بگويد , اما اگربه و سواس برسد بهتر است تكرار نكند.
ركوع .
مساله 507 ـ در هر ركعت بعد ازقرائت بايد به اندازه اى خم شود كه بتواند سر همه انگشتهايش را ـ از جمله ابهام ـ به زانو بگذارد , و اين عمل را (( ركوع )) مى گويند.
مساله 508 ـ اگر به اندازه ركوع خم شود ولى سر انگشتان را به زانو نگذارد , اشكال ندارد.
مـسـالـه 509 ـ خـم شـدن بـايد به قصد ركوع باشد , پس اگر به قصد كار ديگر مثلا براى كشتن
جـانـورى خـم شود , نمى تواند آن را ركوع حساب كند , بلكه بايد بايستد و دوباره براى ركوع خم
شود , وبواسطه اين عمل , ركن زياد نشده و نماز باطل نمى شود.
مساله 510 ـ كسى كه نشسته ركوع مى كند , بايد بقدرى خم شود كه صورتش مقابل زانوها برسد.
مـسـالـه511 ـ بهتر آن است كه در حال اختيار در ركوع سه مرتبه (( سبحان اللّه )) يا يك مرتبه ((
سبحان ربى العظيم وبحمده )) بگويد , گرچه گفتن هر ذكرى كفايت مى كند وبه احتياط واجب
بايد به همين مقدار باشد , ولى در تنگى وقت و در حال ناچارى گفتن يك (( سبحان اللّه )) كافى
اسـت و كـسـى كـه نـمى تواند سبحان ربى العظيم را خوب اداكند بايد ذكرى ديگر مانند سه بار
سبحان اللّه را بگويد.
مساله 512 ـ ذكر ركوع بايددنبال هم و به عربى صحيح گفته شود.
مـسـالـه 513 ـ در حـال ركوع بايد بدن نمازگزارآرام باشد و نبايد بدن خود را به اختيار بطورى
حركت دهد كه از حال آرام بودن خارج شود حتى ـ بنابر احتياط ـ زمانى كه مشغول به ذكر واجب
نـيـست و اگر عمدا اين استقرار را رعايت نكند نماز بنابر احتياط باطل است حتى اگر ذكر را در
حال استقراراعاده كند.
مـساله 514 ـ اگر موقعى كه ذكر واجب ركوع را مى گويد سهوا يا بى اختيار بقدرى حركت كند
كـه از حـال آرام بـودن بـدن خارج شود , بهتراين است كه بعداز آرام گرفتن بدن دوباره ذكر را
بگويد , ولى اگر كمى حركت كند كه از حال آرام بودن بدن خارج نشود يا انگشتان را حركت دهد ,
ضررى ندارد.
مساله 515 ـ اگرپيش از آنكه به مقدار ركوع خم شود و بدن آرام گيرد عمدا ذكر ركوع را بگويد
,نمازش باطل است مگر اينكه دوباره ذكر را در حال استقرار در ركوع بگويد و اگرسهوا باشد لازم
نيست آن را دوباره بگويد.
مساله 516 ـ اگر پيش از تمام شدن ذكرواجب , عمدا سر از ركوع بر دارد , نمازش باطل است , و
اگر سهوا سر بر دارد اعاده ذكر لازم نيست .
مساله 517 ـ هر گاه نتواند به اندازه ركوع خم شود , بايد به چيزى تكيه دهد و ركوع كند , و اگر
مـوقـعـى هـم كه تكيه داده نتواند به طور معمول ركوع كندبايد به اندازه اى كه عرفا به آن ركوع
گفته شود خم شود , و اگر به اين مقدار نتواند خم شود , بايد براى ركوع با سر اشاره نمايد.
مـسـالـه 518 ـ كـسى كه براى ركوع بايد باسر اشاره كند اگر نتواند باسر اشاره كند , بايد به نيت
ركـوع چشمها را بر هم بگذارد وذكر آن را بگويد و به نيت برخاستن از ركوع چشمها را باز كند , و
اگر از اين هم عاجز است بايد در قلب خود نيت ركوع كند و بنابر احتياط بادست خود براى ركوع
اشاره كند و ذكر آن را بگويد و در اين صورت اگر ممكن است بنابر احتياط جمع كند بين اين عمل
و ايما به ركوع در حال نشستن .
مـساله 519 ـ كسى كه نمى تواند ايستاده ركوع كند ولى براى ركوع مى تواند در حالى كه نشسته
است خم شود , بايد ايستاده نماز بخواند و براى ركوع با سر اشاره نمايد.
مـسـالـه 520 ـ بـعد از تمام شدن ذكر ركوع بايد راست بايستد و بنابر احتياط بعد از آنكه بدن آرام
گرفت به سجده رود , و اگرعمدا پيش از ايستادن به سجده رود , نمازش باطل است و همچنين
بنابر احتياط اگرعمدا پيش از آرامش گرفتن بدن به سجده رود.
مساله 521 ـ مستحب است پيش ازذكر يا بعد از آن صلوات بفرستد وبعد از آن كه از ركوع برخاست
و راست ايستاد درحال ارامى بدن بگويد ((سمع اللّه لمن حمده )).
سجود.
مساله 522 ـ نمازگزار بايد درهر ركعت از نمازهاى واجب و مستحب بعد از ركوع دو سجده كند , و سجده محقق مى شود به اين كه به هيئت مخصوص پيشانى را به قصد خضوع به زمين بگذارد و
درحـال سـجده در نماز , واجب است كه كف دو دست و دو زانو و دو انگشت بزرگ پاهارا بر زمين
بگذارد و منظور از پيشانى به احتياط واجب و سط آن است و آن مستطيلى است كه از كشيدن دو
خط فرضى بين دو ابرو در وسط پيشانى تا مرز موى سر به دست مى آيد.
مـسـالـه 523 ـ دو سـجده روى هم يك ركن است , و اگر كسى در نمازواجب ـ هر چند از روى
فـرامـوشـى يـا جهل به مساله ـ در يك ركعت هر دو را ترك كند , نمازش باطل است , و همچنين
اسـت بنابر احتياط لازم اگر دو سجده در يك ركعت از روى فراموشى يا جهل قصورى اضافه كند
(جهل قصورى اين است كه جاهل در جهل خرد معذور باشد).
مساله 524 ـ اگر عمدا يك سجده كم يا زياد كند ,نمازش باطل مى شود , و اگر سهوا يك سجده
كـم يـا زياد كند نماز باطل نمى شود ووظيفه در صورت كم شدن , در احكام سجده سهو خواهد
آمد.
مـسـالـه 525 ـ كـسـى كـه مى تواند پيشانى را به زمين بگذارد , اگر آن را عمدا يا سهوا به زمين
نـگـذارد , سـجده نكرده است , اگر چه جاهاى ديگر به زمين برسد , ولى اگر پيشانى را به زمين
بگذاردو سهوا جاهاى ديگر را به زمين نرساند , يا سهوا ذكر نگويد , سجده صحيح است .
مـساله 526 ـ بهتر آن است كه در حال اختيار در سجده سه مرتبه (( سبحان اللّه )) يايك مرتبه ((
سـبحان ربى الاعلى وبحمده )) بگويد , وبايد اين كلمات دنبال هم وبه عربى صحيح گفته شود ,
گرچه گفتن هر ذكرى كفايت مى كند , ولى بنابر احتياط لازم بايد به اين مقدار باشد.
مساله 527 ـ اگر پيش از آنكه پيشانى به زمين برسد و بدن آرام بگيرد عمدا ذكر سجده را بگويد ,
نـمـاز بـاطل است , مگر اين كه ذكر را دوباره درحال آرامش بگويد و اگر پيش از تمام شدن ذكر
عمدا سر از سجده بر دارد , نمازباطل است .
مساله 528 ـ اگر پيش از آنكه پيشانى به زمين برسد سهوا ذكر سجده رابگويد , و پيش از آنكه سر
از سجده بردارد , بفهمد اشتباه كرده است , بايد آرام بگيرد و دوباره ذكر را بگويد ولى اگر پيشانى
به زمين رسيده باشد و سهوا پيش ازآرامش ذكر را بگويد تكرار لازم نيست .
مـسـاله 529 ـ اگر بعد از آنكه سر از سجده برداشت بفهمد پيش از آنكه ذكر سجده تمام شود سر
برداشته , نمازش صحيح است .
مـساله 530 ـ اگر موقعى كه ذكر سجده را مى گويد , يكى از هفت عضو را عمدا اززمين بر دارد
اگـر با استقرارى كه در سجود معتبر است منافات داشته باشد , نماز باطل مى شود , و همچنين
است بنابر احتياط واجب در موقعى كه مشغول ذكر نيست .
مـسـالـه531 ـ اگـر پـيش از تمام شدن ذكر سجده , سهوا پيشانى را از زمين بر دارد , نمى تواند
دوباره به زمين بگذارد و بايد آن را يك سجده حساب كند , ولى اگر جاهاى ديگر را سهوا از زمين
بردارد , بايد دو مرتبه به زمين بگذارد و ذكر را بگويد.
مـسـاله532 ـ بعد از تمام شدن ذكر سجده اول , بايد بنشيند تا بدن آرام گيرد و دوباره به سجده
رود.
مـسـالـه 533 ـ بايد بين پيشانى و آنچه بر آن سجده صحيح است , چيزديگرى فاصله نباشد , پس
اگر مهر بقدرى چرك باشد كه پيشانى به خود مهر نرسد ,سجده باطل است , ولى اگر مثلا رنگ
مهر تغيير كرده باشد اشكال ندارد.
مـسـالـه 534ـ در سـجـده بـايـد دو كف دست را بر زمين بگذارد و به احتياط واجب در صورت
امـكـان هـمـه كف دست را بگذارد ولى در حال ناچارى پشت دست هم مانعى ندارد , و اگرپشت
دسـت هم ممكن نباشد بنابر احتياط بايد مچ دست را بر زمين بگذارد , و چنانچه آن را هم نتواند ,
تا آرنج هر جا راكه مى تواند بر زمين بگذارد , و اگر آن هم ممكن نيست گذاشتن باز و كافى است
.
مـسـاله 535 ـ در سجده بايد دو انگشت بزرگ پاها را بر زمين بگذارد , ولى لازم نيست كه سر دو
انـگـشـت را بـر زمـين بگذارد بلكه گذاشتن پشت يا روى آنها نيز كفايت مى كند , و اگر انگشت
بـزرگ را نـگـذارد و انـگـشتهاى ديگرپا يا روى پا را بر زمين بگذارد , يا بواسطه بلند بودن ناخن ,
شست به زمين نرسدنماز باطل است , و كسى كه از روى تقصير و ندانستن مساله نمازهاى خود را
اينطورخوانده , بايد دوباره بخواند.
مساله 536 ـ مهر يا چيز ديگرى كه بر آن سجده مى كند به مقدارى كه سجده بر آن صحيح است ,
بـايـد پـاك بـاشـد , ولى اگر مثلا مهر راروى فرش نجس بگذارد , يا يك طرف مهر نجس باشد و
پـيـشـانـى را به طرف پاك آن بگذارد يا قسمتى از روى مهر پاك باشد و قسمتى نجس باشد اگر
پيشانى را نجس نكند , اشكال ندارد.
مـسـالـه 537 ـ كـسى كه مى تواند بنشيند ولى نمى تواند پيشانى رابر زمين برساند , اگر بتواند
بقدرى خم شود كه عرفا سجده بر آن صدق كند بايد به آن مقدار خم شود , و مهر يا چيز ديگرى را
كـه سـجـده بر آن صحيح است , روى چيزبلندى گذاشته و پيشانى را بر آن بگذارد ولى بايد كف
دستها و زانوها و انگشتان پا رادر صورت امكان بطور معمول بر زمين بگذارد.
مساله 538 ـ در فرض مذكور اگرچيز بلندى نباشد كه مهر يا چيز ديگرى كه سجده بر آن صحيح
است بگذارد و كسى هم نباشد كه مثلا مهر را بلند كند و بگيرد تا آن شخص بر آن سجده كند , بايد
مهر ياچيز ديگر را بادست بلند كرده و بر آن سجده نمايد.
مـسـاله 539 ـ كسى كه هيچ نمى تواند سجده نمايد و مقدارى كه مى تواند خم شود بر آن سجده
صدق نمى كند بايدبراى سجده با سر اشاره كند , و اگر نتواند , بايد با چشمها اشاره نمايد , و اگر
باچشمها هم نمى تواند اشاره كند بايد در قلب نيت سجده كند و بنابر احتياط لازم بادست و مانند
آن براى سجده اشاره كند و ذكر واجب را بگويد.
مـسـالـه 540 ـ اگـرپيشانى بى اختيار از جاى سجده بلند شود , چنانچه ممكن باشد بايد نگذارد
دوباره به جاى سجده برسد , و اين يك سجده حساب مى شود , چه ذكر سجده را گفته باشد يانه ,
و اگر نتواند سر را نگهدارد و بى اختيار دوباره به جاى سجده برسد , همان يك سجده حساب مى
شـود , ولـى اگر ذكر نگفته باشد احتياط مستحب آن است كه آن رابگويد ولى بايد به قصد قربت
مطلقه باشد و قصد جزئيت نكند.
مساله 541 ـ جائى كه انسان بايد تقيه كند , مى تواند بر فرش و مانند آن سجده نمايد و لازم نيست
بـراى نـماز به جاى ديگر برود يا نماز را تاخير بيندازد تا در همانجا بعد از رفع سبب تقيه بجا آورد ,
ولى اگر بتواند در همان مكان بر حصير يا چيزى كه سجده بر آن صحيح مى باشد , طورى سجده
كند كه مخالفت تقيه نكرده باشد , نبايد بر فرش و مانند آن سجده نمايد.
مـسـاله 542 ـ در ركعت اول و ركعت سومى كه تشهد ندارد , مثل ركعت سوم نماز ظهر و عصر و
عشا , احتياط واجب اين است كه بعد از سجده دوم قدرى بى حركت بنشيند و بعد برخيزد.
چيزهائى كه سجده بر آنها صحيح است :.
مـسـالـه 543 ـبـايد بر زمين و چيزهاى غير خوراكى و پوشاكى كه از زمين مى رويد مانند چوب وبـرگ درخـت , سـجده كرد , و سجده بر چيزهاى خوراكى و پوشاكى مانند گندم و جو وپنبه و
آنـچه كه از اجزا زمين شمرده نشود مانند طلا و نقره و امثال اينها صحيح نيست ,ولى قير و زفت
(كـه نـوع پـستى از قير است ) در موقع ناچارى بر چيزهاى ديگرى كه سجود بر آنها صحيح نيست
مقدم مى باشند.
مـسـالـه 544 ـ سجده كردن بر برگ مو درزمانى كه لطيف است و خوردن آن معمول مى باشد ,
جايز نيست , و در غير اين صورت سجده كردن بر آن اشكال ندارد.
مـسـالـه 545 ـ سـجـده بر چيزهائى كه از زمين مى رويد و خوراك حيوان است مثل علف و كاه ,
صحيح است .
مـساله 546 ـ سجده بر سنگ آهك و سنگ گچ صحيح است , بلكه سجده بر گچ و آهك پخته و
آجر و كوزه گلى نيز اشكال ندارد.
مـسـالـه 547 ـ اگـر كـاغذ نوشتن را از چيزى كه سجده بر آن صحيح است ـ مانند چوب و كاه ـ
ساخته باشند , مى شود بر آن سجده كرد , و همچنين اگر از پنبه يا كتان ساخته شده باشد , ولى
اگر از حرير يا ابريشم و مانند اينها ساخته باشند , سجده بر آن صحيح نيست و اما دستمال كاغذى
فقط در صورتى مى توان برآن سجده كرد كه معلوم باشد از چيزى ساخته شده است كه سجده به
آن صحيح است .
مـسـالـه 548 ـ بـراى سجده , بهتر از هر چيز تربت حضرت سيد الشهدا (ع ) مى باشد ,بعد از آن ,
خاك , بعد از خاك , سنگ , و بعد از سنگ , گياه است .
مساله 549 ـاگر در سجده اول , مهر به پيشانى بچسبد , بايد براى سجده دوم مهر را بردارد.
مـساله 550 ـ اگر در بين نماز چيزى كه بر آن سجده مى كند گم شود و چيزى كه سجده برآن
صحيح است نداشته باشد , مى تواند بر هر چيز ديگر سجده كند.
مستحبات ومكروهات سجده :.
مـسـالـه 551 ـ مستحب است : كسى كه ايستاده نماز مى خواند بعداز آنكه سر از ركوع برداشت و كـامـلا ايـستاد , و كسى كه نشسته نماز مى خواند بعد ازآنكه كاملا نشست , براى رفتن به سجده
تكبير بگويد.
و بـيـنى را بر مهر يا چيزى كه سجده بر آن صحيح است بگذارد و بعد از هر سجده وقتى نشست و
بدن ارام گرفت تكبير بگويد.
و بعد ا ز سجده اول بدنش كه آرام گرفت (( استغفر اللّه ربى واتوب اليه )) بگويد.
و براى رفتن به سجده دوم , در حال آرامى بدن (( اللّه اكبر )) بگويد.
درسجده ها صلوات بفرستد.
سجده هاى واجب قرآن :.
مـساله 552 ـ در هر يك ازچهار سوره (( والنجم )) و (( اقرا )) و (( الم تنزيل )) و (( حم سجده )) يـك آيه سجده است كه اگر انسان بخواند يا گوش دهد , بعد از تمام شدن آن آيه بايد فورا سجده
كـنـد و اگـرفـرامـوش كـرد هـر وقـت يـادش آمد بايد سجده نمايد , و در شنيدن بدون اختيار
سجده واجب نيست اگرچه بهتر سجده نمودن است .
مـساله 553 ـ اگر انسان موقعى كه آيه سجده را گوش دهد , خودش نيز بخواند , بايد دو سجده
نمايد.