احرام حج

در مسأله ( 149 ) بيان كرديم كه واجبات حج سيزده چيز است ، و در آنجا بطور اجمال ذكر شدند ، و اينك شرح و تفصيل آنها :

اوّل : احرام است ، و بهترين وقت بستن آن ظهر روز هشتم ذى الحجّة است ، و براى اشخاص پير و مريض كه از فشار جمعيّت بترسند ، جايز است قبل از آن وقت نيز احرام ببندند و قبل از ديگران از مكه خارج شوند ، و همچنين جايز است براى كسى كه شرعاً ميتواند طواف حج را قبل از وقوف در عرفات و مشعر انجام دهد ، و مانند زنى كه ترس از پيش آمدن عادت ماهانه دارد ، آن را بر وقت ياد شده تقديم كند .

و در مسائل گذشته بيان نموديم كسى كه از عمره تمتع فارغ شده و در بيرون مكّه كارى دارد ميتواند در هر وقتى احرام حج را ببندد و جهت انجام كارش از مكّه بيرون رود .

و در غير اين موارد نيز بنابر اظهر جايز است احرام حج را سه روز بلكه بيشتر پيش از وقت ياد شده ببندند .

مسأله 358 : همچنان كه براى كسى كه مشغول عمره تمتع است جايز نيست قبل از كوتاه نمودن موى خود احرام حج را ببندد ، براى كسى كه مشغول حج است نيز جايز نيست احرا عمره مفرده را قبل از بيرون رفتن كامل از احرام حج ببندد ، و بنابر احتياط اگرچه جز طواف نساء چيز ديگرى از اعمال حج باقى نمانده باشد ، باز هم جايز نيست احرام عمره مفرده را ببندد .

مسأله 359 : كسى كه ميتواند تمام وقت وقوف اختيارى روز عرفه را در عرفات درك كند ، جايز نيست احرام را آنقدر تاخير اندازد كه وقوف در تمام وقت ذكر شده را درك نكند .

مسأله 360 : فرقى بين احرام حج و عمره در كيفيّت و واجبات و محرّمات وجود ندارد ، و تنها اختلاف بين آنها در نيّت است .

مسأله 361 : همچنان كه در مسائل ميقاتها بيان نموديم جاى احرام بستن حج مكّه مكرمّه است ، و بهترين جاى آن مسجد الحرام است ، و مستحب است آن را پس از خواندن دو ركعت نماز در مقام حضرت إبراهيم و يا در حجر حضرت إسماعيل ( عليهما السلام ) ببندند .

مسأله 362 : كسى كه احرام را به علت فراموشى و يا ندانستن حكم شرعى تا پس از بيرون رفتن از مكّه ، نبندد و سپس يادش بيايد و يا حكم را بفهمد ، واجب است ـ اگرچه از عرفات ـ به مكّه بر گردد ، و از آنجا احرام ببندد ، و اگر نتواند بر گردد ، به علت كمبود وقت و يا به علت ديگرى ، از همان جائى كه هست احرام ببندد .

و همچنين است اگر پس از وقوف در عرفات يادش بيايد و يا حكم را بفهمد ، اگرچه نتواند به مكّه برگردد و از آنجا احرام ببندد.

و در صورتى كه يادش نيايد و يا حكم را نداند تا بعد از فارغ شدن از اعمال حج ، حجش صحيح است .

مسأله 363 : كسيكه احرام را عمداً و با دانستن وجوب آن نبندد ، تا زمانيكه تمام وقت وقوف در عرفات به علت نبستن احرام بگذرد ، حجش باطل ميشود ، و در صورتى كه احرام ببندد و خود را به مقدار ركن از واجب وقوف در عرفات برساند ، حجش صحيح است ، اگرچه گناهكار است .

مسأله 364 : احتياط اين است كه كسى كه احرام حج تمتع بسته است قبل از بيرون رفتن براى عرفات طواف مستحبى انجام ندهد ، و اگر طواف نمود بنابر احوط و اولى تلبيه را از نو بگويد .

وقوف در عرفات

دوّم : از واجبات حج تمتع وقوف در عرفات با قصد قربت و اخلاص است ، و مراد از وقوف حضور در عرفات است ، خواه سواره و خواه پياده ، و خواه آرام و خواه در حال حركت .

مسأله 365 : حدود عرفات عبارتند از دشتهاى ( عرنه ) و ( ثويّة ) و ( نمرة ) تا ( ذى المجاز ) ، از ( مأزمين ) تا آخرين جاى وقوف ، و خود اينها حدود عرفات ميباشند و جزء موقف نيستند .

مسأله 366 : ظاهر اين است كه كوه ( رحمه ) جزء موقف است ، ولى افضل ايستادن در دامنه كوه از طرف چپ آن است .

مسأله 367 : وقوف بايد از روى قصد و اراده باشد ، و اگر در اوّل وقت وقوف مثلاً ، آن را قصد كند و بعد از آن بخواهد يا بيهوش شود تا آخر وقت ، كفايت ميكند ، و اگر بدون اينكه قصد وقوف كرده باشد در تمام وقت در حال خواب يا بيهوش باشد ، وقوف از او حاصل نشده است ، و امّا اگر قصد وقوف كرده ولى در تمام وقت يا خواب و يا بيهوش باشد ، كفايت اين وقوف مورد اشكال است .

مسأله 368 : واجب است روز نهم ذى الحجّة از اوّل ظهر تا غروب در عرفات باشد ، ولى واجب بودن وقوف از اوّل ظهر مبنى بر احتياط است ، و اظهر اين است كه جايز است آن را از اوّل ظهر به مقدار انجام يك غسل و خواندن نماز ظهر و عصر پشت سر هم به تاخير اندازد .

و وقوف در تمام وقت ياد شده اگر چه واجب است و كسى كه آن را اختياراً ترك كند گناهكار است ، ولى جزء اركان نيست ، يعنى اين كه اگر وقوف را در مقدارى از وقت ذكر شده بجا نياورد حجش باطل نمى شود .

آرى اگر از روى اختيار وقوف را به طور كالم ترك نمايد حجش باطل ميشود ، بنابر اين ركن از وقوف عبارت است از مختصرى وقوف .

مسأله 369 : كسى كه وقوف اختيارى عرفات را درك نكند ، ـ يعنى وقوف در روز ـ به علت فراموشى باشد و يا ندانستن حكم شرعى ، اگر كوتاهى در ياد گرفتن آن نداشته ، و يا عذر ديگرى ، واجب است وقوف اضطرارى را انجام دهد ـ يعنى وقوف در مقدارى از شب عيد ـ و در صورت درك وقوف اضطرارى حج صحيح خواهد بود ، ولى اگر آن را عمداً ترك كند حج باطل خواهد شد .

اين در صورتى است كه بتواند وقوف اضطرارى را بگونه اى انجام دهد كه بتواند قبل از طلوع آفتاب در مشعر باشد ، ولى اگر ترس آن را داشته باشد كه به علت وقوف اضطرارى به وقوف مشعر در وقت ذكر شده نرسد ، واجب است به وقوف در مشعر اكتفاء كند ، و حجش صحيح است .

مسأله 370 : بيرون رفتن از عرفات قبل از غروب آفتاب از روى عمد و با دانستن حكم آن حرام است ، ولى حج را باطل نمى كند ، و در صورتى كه دوباره برگردد به عرفات چيزى بر او واجب نيست ، ولى اگر برنگردد بايد شك شتر كفاره بدهد و آن را در روز عيد قربان بكشد ، و احوط اين است كه آن را در منى بكشد نه مكّه ، و اگر نتواند اين كفاره را بدهد بايد هيجده روز روزه بگيرد ، يا در مكّه و يا در راه برگشتن و يا نزد اهل و عيالش ، و احوط و اولى اين است كه آنها را پشت سر هم بگيرد .

و اين حكم در مورد كسى كه از روى فراموشى و يا نداستن حكم از عرفات بيرون رفته ، نيز جارى است ، بنابر اين پس از دانستن حكم و يا بياد آمدن بايد برگردد ، و اگر در اين دو صورت برنگردد ، بنابر احوط بايد كفاره بدهد .

مسأله 371 : از آنجا كه برخى از واجبات حج ، مانند وقوف در عرفات و مشعر و رمى جمرات و شب ماندن در منى ، بايد در روزها و شبهاى بخصوصى از ماه ذى الحجه الحرام بجا آورده شوند ، بنابر اين بر مكلف واجب است كه راجع به ديدن هلال اين ماه تحقيق كند ، تا اينكه بتواند مناسك حج خود را در وقتهايش انجام دهد .

و در صورتى كه هلال نزد قاضى اماكن مقدسه ثابت شود و بر طبق آن حكم كند، ولى بر طبق ضوابط شرعى نباشد، در اين صورت بعضى فرموده اند: اگر مكلف احتمال مطابقت حكم را با واقع بدهد، حكم او در حق چنين مكلفى حجت است، و بايد از او متابعت كند و آثار ثبوت شرعى هلال را در آنچه كه مربوط به حجش ميشود، مانند وقوف در عرفات و مشعر و غير اين دو، جارى و عمل كند، پس اگر عمل كرد حجش صحيح و اگرنه باطل خواهد بود.

بلكه بعضى فرموده اند: پيروى از حكم او حتى در صورت يقين به عدم مطابقت نيز كفايت مى كند، در صورتى كه تقيه اقتضاى پيروى از حكم او را داشته باشد.

ولى هر دو فرمايش در نهايت اشكال است، و بنابر اين اگر براى مكلف ممكن شود كه اعمال حج را در اوقات مخصوص خود بر طبق ضوابط شرعى در باب ثبوت هلال بجا آورد، و آنها را بهمين صورت بجا آورد، بنابر اظهر حجش صحيح است در تمام صورتهاى مسأله، و اگر آنها را بصورت يادشده بجا نياورد، اگر چه به علت عذرى باشد، پس اگر از نظر و حكم قاضى نيز در وقوف در عرفات و مشعر پيروى نكرد، شكى در باطل بودن حجش نيست ولى اگر از او پيروى كند صحت حج او مورد اشكال است.

وقوف در مشعر الحرام

سومّ: از واجبات حج تمتع وقوف در مشعر الحرام (و به آن مزدلفه نيز ميگويند) است، مشعر الحرام بيابانى است كه بين (مأزمين) و (حياض) و (وادى محسّر) قرار گرفته، و خود اينها همه حدود مشعر هستند و جزء موقف نيستند، مگر در زمان ازدحام و فشار جمعيت، كه در اين حال جايز است بطرف (مأزمين) بالا رفت. (مأزمين نام تنگه اى است بين عرفات و مشعر الحرام).

مسأله 372: واجب است بر كسى كه مشغول انجام مناسك حج است پس از حركت از عرفات مقدارى از شب عيد را تا صبح در مشعر الحرام بماند، و احتياط اين است كه تا طلوع آفتاب در آنجا بماند، اگر چه اظهر اين است كه جايز است كمى پيش از طلوع آفتاب از آنجا بطرف (وادى محسّر) حركت كند.

آرى جايز نيست پيش از طلوع آفتاب از (وادى محسّر)بگذرد و وارد منى شود.

مسأله 373 :وقوف در تمام وقت ياد شده اگر چه واجب است در حال اختيار، ولى مقدار ركن آن وقوف در مقدارى از وقت است. بنابر اين اگر مقدارى از شب عيد را در آنجا ماند و قبل از طلوع فجر از آنجا حركت كرد، بنابر اظهر حجش صحيح ميباشد، و بايد در صورتى كه با آگاهى از حكم شرعى اين كار را كرده باشد يك گوسفند كفاره بدهد، و در صورتى كه حكم شرعى را نميدانسته كفاره اى واجب نيست.

و چنانچه مقدارى از فاصله زمانى بين طلوع فجر و طلوع آفتاب در آنجا بماند، ولى تمام آن فاصله را در انجا نباشد، حجش نيز صحيح است، اگر چه از روى عمد باشد، و كفّاره هم واجب نيست اگرچه گناهكار است.

مسأله 374 : از وجوب وقوف مقدارى از شب عيد تا صبح در مشعر الحرام بلكه بنابر احتياط تا طلوع آفتاب، عده اى استثناء ميشوند، و آنها عبارتند از: كسى كه ترس دارد و بچه و زنها و افراد ضعيف و ناتوان ـ مانند پيران و مريضها ـ و كسانى كه سرپرستى امور اينها را دارند، بنابر اين براى اينها جايز است، به توقف شب عيد در آنجا و حركت كردن قبل از طلوع فجر به طرف منى اكتفا كنند.

مسأله 375 : وقوف در مشعر الحرام بايد با نيت قربت و اخلاص باشد، همچنان كه معتبر است از روى قصد و اختيار باشد، به همان توضيحى كه در وقوف عرفات گذشت.

مسأله 376 : كسى كه وقوف اختيارى مشعر الحرام را درك نكند، يعنى وقوف در شب عيد و بين طلوع فجر و آفتاب، چه از روى فراموشى يا عذر ديگرى باشد، وقوف اضطرارى براى او كفايت ميكند، يعنى مقدارى از فاصله بين طلوع آفتاب روز عيد تا ظهر در آنجا بماند، و اگر اين را عمداً ترك كند حجش باطل ميشود.

درك وقوف عرفات و مشعر يا يكى از آنها

در مسائل گذشته بيان كرديم هر يك از وقوف در عرفات و مشعر دو قسم دارد يكى اختيارى و ديگرى اضطراري، بنابر اين اگر مكلف به هر دو وقوف اختيارى برسد كه اشكالى نيست، و اگر به هر دو اختيارى به علت عذرى نرسد، صورتهائى دارد:

اوّل: آنكه هيچ يك از وقوف اختيارى و اضطرارى عرفات و مشعر را درك نكند، و در اين صورت حج باطل است، و واجب است يك عمره مفرده با همان احرام حج بجا آورد.

و اگر حج او حجة الاسلام باشد، واجب است حج را در سالهاى بعد انجام دهد، در صورتى كه استطاعت تا سال بعد باقى بماند و يا حج از قبل در ذمه شخص مستقر شده باشد.

دوّم: آنكه وقوف اختيارى عرفات و اضطرارى مشعر را درك كند.

سوم: آنكه وقوف اضطرارى عرفات و اختيارى مشعر را درك كند.

چهارم: آنكه اضطرارى عرفات و مشعر را درك كند، و اظهر در اين صورت صحّت حج است، اگر چه احوط اين است كه حج را دوباره بجا آورد، همچنانكه در صورت اوّل گذشت.

پنجم: آنكه اختيارى مشعر را فقط درك كند، و در اين صورت نيز حج صحيح است.

ششم: آنكه اضطرارى مشعر را فقط درك كند، و اظهر در اين صورت باطل بودن حج و تحوّل آن به عمره مفرده است.

هفتم: آنكه اختيارى عرفات را فقط درك كند، و اظهر در اين صورت نيز همچون صورت ششم است.

آرى اگر هنگام رفتنش از عرفات بطرف منى و در وقت اختيارى مشعر از آن جا يعنى مشعر گذشته باشد ـ ولى قصد وقوف به علت ندانستن حكم آن نكرده باشد ـ و در حال گذشتن ذكر خداوند متعال را گفته باشد بعيد نيست حجش صحيح باشد.

هشتم: آنكه اضطرارى عرفات را فقط درك كند، و در اين صورت حج باطل ، و به عمره مفرده تبديل ميشود.

واجبات مِنى

واجب است پس از وقوف در مشعر الحرام از آنا حركت كرده و به منى برود، و غرض از رفتن به منى انجام اعمال واجبى است كه بايد در آنجا بجا آورد، و اين اعمال سه چيز است كه ذيلاً تفصيل آنها بيان مى شود:

1ـ رمى جمره عقبه

چهارم: از واجبات حج رمى جمره عقبه (يعنى پرتاب ريگ به آن) است در روز قرباني، و در آن چند چيز معتبر است:

1ـ نيت قربت و اخلاص.

2ـ آنكه هفت ريگ پرتاب شود، و كمتر از آن كفايت نمى كند، همچنان كه پرتاب چيز ديگرى بجاى ريگ كفايت نمى كند.

3ـ آنكه ريگها يكى پس از ديگر پرتاب شوند، بنابر اين پرتاب دو تا و يا بيشتر از آنها در يك دفعه كفايت نمى كند.

4ـ آنكه ريگها به جمره برسند، بنابر اين آنچه از آنها به مره نرسد بحساب نمى آيد.

5ـ آنكه رسيدن آنها به جمره بوسيله پرتاب كردن آنها باشد، بنابر اين گذاشتن آنها بر جمره كفايت نمى كند.

6ـ آنكه هم پرتاب كردن و هم خوردن ريگ به جمره ناشى از حركت ارادى دست مُحرم باشد، بنابر اين اگرريگ در دست محرم باشد و در اثر برخورد حيوانى و يا انسانى با دست او ريگ حركت كرده و به جمره بخورد كفايت نمى كند، و همچنين است اگر آنرا پرتاب كند و بر حيوان و يا انسانى بيفتد، و در اثر حركت آن حيوان و يا انسان به جمره بخورد.

آرى اگر ريگ در را خود به چيزى ـ غير از جمره ـ برخورد كند، و پس از آن بجمره بخورد، ظاهر اين است كه كفايت ميكند، هرچند به جمره خوردن در اثر برخوردش به آن چيز باشد، مانند اينكه اوّلاً به زمين سخت بخورد و از آن برجهد و به جمره بخورد.

7ـ آنكه با دست پرتاب كند، پس اگر بادهان يا پا پرتاب كند كفايت نمى كند، و همچنين است بنابر احتياط اگر ريگ را با ابزارى مانند فلاحن پرتاب كند.

8ـ آنكه پرتاب كردن در فاصله بين طلوع تا غروب آفتاب انجام شود، و براى زنها و كسانى كه جايز است شب عيد مشعر بطرف منى حركت كنند، پرتاب در شب عيد كفايت مى كند.

مسأله 377 : اگر شك كند ريگ به جمره خورده يا نه بنا را بر نخوردن بگذارد، مگر در صورتى كه بعد از گذشت محل عمل شك كند مانند اينكه بعد از قربانى يا سر تراشيدن يا در شب، شك كند.

مسأله 378 : در ريگها دو چيز معتبر است:

1ـ آنكه از حَرَم باشند بجز مسجد الحرام و مسجد خيف، و افضل آن است كه از مشعر باشند.

2ـ آنكه بنابر احتياط بكر باشند، يعنى اينك قبلاً از آنها استفاده نشده باشد.

و مستحب است ريگها رنگين و نقطه دار و سست و به اندازه سر انگشت باشند، و مستحب است مُحرم در حال پرتاب پياده و با طهارت باشد.

مسأله 379 : اگر بر ارتفاع جمره افزوده شود، اكتفاء به مقدار تازه بنا شده آن مورد اشكال است، بنابر ايناحتياط اين است كه به همان مقدار سابق ريگ زده شود، و در صورتى كه نتواند هم خود به مقدار جديد پرتاب كند و هم نائب بگيرد كه به مقدار سابق ريگ بزند، و در حكم ذكر شده فرقى بين كسى كه حكم شرعى را ميدانسته يا نميدانسته و يا فراموش كرده، نمى كند.

مسأله 380 : اگر به علتى ماند فراموشى و يا ندانستن حكم شرعى و يا غير آنها، در روز عيد رمى نكرده هرگاه كه رفع مانع شد بايد جبران كند، و در صورتى كه رفع مانع در شب باشد بايد فرداى آن شب جبران كند، در صورتى كه از كسانى نباشد كه رمى در شب براى آنها ايز است، و بيان آنها در مسائل رمى جمرات خواهد آمد.

و ظاهر اين است كه هرگاه رفع مانع شد بايد جبران كند چه در منى و يا در مكّه باشد، حتى اگر بعد از روز سيزدهم ماه باشد، اگرچه احوط در اين صورت اخير اين است كه در سال آينده، خودش آن را دوباره بجا آورد ـ در صورتى كه به حج برود ـ واگر نه نائب بگيرد. ولى اگر رفع ماننع بعد از بيرون رفتن از مكّه باشد، واجب نيست برگردد، بلكه بنابر احوط و اولى خود در سال آينده دوباره آن را بجا آورد ـ در صورتى كه به حج برود ـ واگر نه نائب بگيرد.

مسأله 381 : اگر در روز عيد به علت فراموشى و يا ندانستن حكم شرعى رمى نكند، و بعد از طواف يادش بيايد يا حكم شرعى را بداند، و آن را جبران نمايد، واجب نيست طواف را دوباره بجا آورد، اگر ه احتياط اين است كه آن را دوباره بجا آورد.

ولى اگر ترك آن ب علت ديگرى غير از ندانستن و يا فراموشى باشد، ظاهراً طواف باطل است، و واجب است آن را بعد از رمى دوباره بجا آورد.

2ـ كشتن گاو يا گوسفند يا شتر در

پنجم: از واجبات حج تمتع قربانى كردن است، و در آن قصد قربت و اخلاص معتبر است، و آنكه آن را بر روز عيد مقدّم ندارد، مگر براى كسى كه ترس دارد، كه براى چنين شخصى جايز است آن را در شب انجام انجام دهد، و بنابر احتياط بايد آن را پس از رمى جمره عقبه بجا آورد، ولى اگر آن را به علت ندانستن حكم شرعى يا فراموش نمودن آن، مقدّم نمود، كفايت مى كند و لازم نيست آن را دوباره بجا آورد.

و واجب است كه كشتن گاو و يا گوسفند يا شتر در منى باشد، و اگر ممكن نباشد به علت زياد بودن حجاج و گنجايش نداشتن منى براى همه آنها، بعيد نيست كشتن در وادى محسّر نيز جايز باشد، اگر چه احوط ترك آن است مگر آنكه بداند كه نمبيتواند در منى تا آخرين روز روزهاى تشريق ـ يعنى روزهاى يازدهم و دوازدهم و سيزدهم ـ قربانى كند.

مسأله 382 : احتياط اين است كه قربانى كردن در روز عيد باشد، اگر چه اقوى اين سات كه ميتواند در روزهاى تشريق نيز قربانى كند، و احتياط اين است كه در شب قربانى نكند، حتى شب روزهاى تشريق مر براى كسى كه ترس دارد كه براى او جايز است در شب قربانى كند.

مسأله 383 : يك قربانى فقط براى يك شخص كفايت ميكند، در صورتى كه شخص تمكن از تهيه يك قربانى براى خود مستقلاً داشته باشد، و امّا اگر تمكن از آنرا نداشته باشد، حكم اين صورت در مسأله (396) خواهد آمد.

مسأله 384 : واجب است قربانى شتر يا گاو و يا گوسفند باشد، و شتر در صورتى كفايت مى كند كه پنج سال را تمام و وارد سال ششم شده باشد، و گاو و بز در صورتى كفايت مى كند كه بنابر احتياط سال دوم را تمام و وارد سال سوم شده باشند، و گوسفند در صورتى كفايد مى كند كه هفت ماه را تمام و وارد ماه هشتم شده باشد، و احتياط اين است كه سال اوّل را تمام و وارد سال دوّم شده باشد.

و در صورتى كه پس از كشتن براى شخص معلوم شود كه قربانى داراى سنّ معتبر نبوده، كفايت نمى كند و بايد از نو قربانى كند.

و در قربانى معتبر است اعضاى بدنش سال باشد، بنابر اين حيوانى كه يك چشم ندارد يا لنگ يا گوش بريده ا شاخ داخلى آن شكسته (كه عبارت است از شاخ سفيد و كوچكى كه در درون شاخ معمولى حيوان قرار دارد) است، و مانند آن، كفايت نمى كند و اظهر اين است كه قربانى اختِه شده نيز كفايت نمى كند، مگر اينكه تهيه غير اخته ممكن نباشد. و همچنين معتبر است از نظر عرفى لاغر نباشد، و احوط و اولى اين است كه مريض نباشد و رگهاى بيضتين آن كوبيده نباشند و بيضتين آن نيز هم كوبيده نباشند، و آنقدر پير نباشد كه مغز استخوانهايش آب شده باشد.

ولى اگر گوش آن شكافته يا سوراخ باشد اشكالى ندارد، اگرچه احوط اين است كه گوشش سالم از اين دو عيب باشد، و احوط و اولى اين است كه در اصل خلقتش بى شام و دُم نباشد.

مسأله 385 : اگر قربانى را به اعتقاد سالم بودن خريد و پس از پرداخت قيمت آن معلوم شد كه معيوب است، ظاهراً اكتفاء به آن جايز است.

مسأله 386 : اگر گاو يا گوسفند يا شتر سالم در روزهاى قربانى (روز دهم، يازدهم، دوازدهم، سيزدهم) نيافت، احتياط اين است كه هم حيوان معيوب را قربانى كند هم روزه بجاى قربانى بگيرد.

و همچنين اگر توانائى قيمت معيوب را فقط داشته باشد، و در صورت كه در باقى ماه ى الحجّه بتواند قربانى سالم را تهيه كند، احتياط اين است كه آن را به آن دو كه گفته شد ضميمه كند.

مسأله 387 : اگر قربانى را به اعتقاد چاق بودن خريد، و بعد معلوم شد لاغر است، براى او كفايت ميكند، قبل از شتن لاغر بودنش معلوم شود يا بعد از آن.

ولى اگر خود گوسفندى مثلاً داشت و به اعتقاد چاق بودن، آن را قربانى كند، و بعداً معلوم شود كه لاغر بوده بنابر احتياط كفايت نمى كند.

مسأله 388 : اگر پس از قربانى كردن شك كند قربانى داراى شرائط لازمه بوده يا نه، توجّهى به شك خود نكند، و از جمله موارد اين مسأله آن است كه پس از قربانى كردن شك كند كه آيا در منى قربانى كرده يا نه.

و امّا اگر شك كند قربانى كرده يا نه، پس اگر شك بعد از گذشتن از محلّ عمل مشكوك باشد، مانند اينكه پس از كوتاه كردن موى يا تراشيدن موى سر شك كند، توجهى به شك خود نكند، و اگر قبل از آن باشد، بايد آن را انجام دهد.

و اگر شك كند قربانى كه تهيه كرده لاغر است يا نه، و آن را با قصد قربت و به اميد لاغر نبودن بكشد، و پس از كشتن معلوم شود لاغر نبوده به همان اكتفاء كند.

مسأله 389 : اگر قربانى سالم جهت حج تمتع خريد، و پس از آن مريض شد يا عضوى از آن شكست يا عيب ديگرى پيدا كرد، اكتفاء كرد، و احتياط اين است كه آن را نيز بكشد، و اگر آن را فروخته است قيمتش را صدقه دهد.

مسأله 390 : اگر قربانى را خريد و پس از آن گم شد و آن را نيافت، و ندانست كه آن را از طرف او كشته باشند، واجب است قربانى ديگرى را بجاى آن تهيه كند، پس اگر گم شده را قبل از قربانى كردن دوّم پيدا كند، بايد آن را قربانى كند، و امّا قربانى دوّم مخير است كه آن را قربانى كند يا نكند، و مانند بقيه اموالش ميباشد، ولى احوط و اولى آن است كه آن را نيز قربانى كند، و اگر گم شده را پس از قربانى كردن دوّم يافت، بنابر احتياط بايد گم شده را نيز قربانى كند.

مسأله 391 : اگر كسى مثلاً گوسفندى را بيابد و بداند كه قربانى است كه صاحبش آن را گم كرده، جايز است آن را از طرف صاحبش قربانى كند، و در صورتى كه صاحبش اين را بداند، بهمين ميتواند اكتفاء كند، و احتياط اين است كه يابنده آن را قبل از قربانى كردنش تا عصر روز دوازدهم معرّفى كند.

مسأله 392 : كسى كه در روزهاى قربانى با اينكه قيمت قربانى را دارد، نتواند آن را تهيه كند، احتياط اين است كه هم روزه بجاى آن بگيرد و هم در باقى مانده ماه ذى الحجّه در صورتى كه ممكن باشد، قربانى كند، اگر چه به وسيله امانت گذاشتن قيمت آن نزد شخص مورد اطمينانش تا با آن قربانى را تهيه و قبل از انتهاى ماه ذى الحجّه قربانى كند، و اگر ماه گذشت و تهيه نشد در سال آينده براى او قربانى كند، و بعيد نيست جايز باشد به همان روزه اكتفاء كند، و با گذشتن روزهاى تشريق قربانى از او ساقط شود.

مسأله 393 : اگر نتواند نه قربانى و نه قيمت آن را تهيه كند، بجاى آن ده روز روزه بگيرد، كه سه روز آن در ماه ذى الحجّه باشد، و قبل از آنها نباشد ـ و هفت روز باقيمانده را پس از برگشتن به وطن بجا آورد، و كفايت نمى كند اين هفت روز را در مكه و يا در راه بازگشت به وطن بجا آورد.

و در صورتى كه به وطن برنگردد و در مكّه باقى بماند، واجب است صبر كند تا اينكه همسفرانش به وطن برگردند، يا يك ماه بگذرد، آنگاه روزه بگيرد.

و سه روز اوّل را بايد پشت سر هم روزه بگيرد، ولى هفت روز بعد را پشت سر هم روزه بگيرد، ولى هفت روز بعد را پشت سر هم بودنشان لازم نيست، اگر چه احوط است. همچنان كه سه روز اوّل را بايد پس از احرام عمره تمتع بجا آورد، و قبل از آن كفايت كفايت نمى كند.

مسأله 394: مكلفى كه بايد سه روز در حج روزه بگيرد اگر موفّق نشود همه سه روز را پيش از روز عيد بجا آورد، بنابر احتياط كفايت نمى كند آنها را در روز هشتم و نهم و يك روز ديگر پس از برگشت از منى بگيرد، و افضل اين است كه پس از سپرى شدن روزهاى تشريق اين سه روز را روزه بگيرد، اگر چه جايز است كه پس از سپرى شدن روزهاى تشريق اين سه روز را روزه بگيرد، اگر چه حايز است كه از روز سيزدهم شروع كند، در صورتى كه قبل از آن از منى برگشته باشد، بلكه بنابر اظهر اگر چه در خود روز سيزدهم برگشته باشد.

و احوط و اولى اين است كه پس از سپرى شدن رزهاى تشيريق فوراً شروع به روزه گرفتن آن سه روز كند، و آن را بدون عذر به تأخير نيندازد.

و در صورتى كه پس از برگشتن از منى نتواند روزه بگيرد، آنسه روز را در راه بازگشت و يا در خود وطن بگيرد، ولى احوط و اولى اين است كه همه سه روز و هفت روز را ـ در اين صورت ـ با هم نگيرد، و اگر سه روز روزه نگرفت تا اينكه ماه محرّم رسيد، ديگر واجب نيست روزه بگيرد، و واجب است در سال آينده قربانى كند.

مسأله 395: كسى كه نتوانست قربانى يا قيمت آن را تهيه كند، و سه روز را در حج روزه گرفت، و پس از آن تواسنت قبل از گذشتن روزهاى قربانى آن را تهيه كند، بنابر احتياط واجب است قربانى كند.

مسأله 396: اگر به تنهائى نتواند قربانى را تهيه كند، ولى بتواند با شخص ديگرى در تهيه آن شركت كند، احتياط اين است كه هم قربانى شراكتى را انجام دهد و هم روزه را به ترتيبى كه ذكر شد بگيرد.

مسأله 397: اگر كسى را نائب خود جهت قربانى كردن قرار دهد، و س از آن شك كند كه آيا از طرف او قربانى كرده يا نه، بنا را بر قربانى نكردن بگذارد، و در صورتى كه خبر دهد قربانى كرده ولى خبرش مفيد اطمينان نباشد، اكتفاء به آن اشكال دارد.

مسأله 398: شرائطى را كه براى قربانى ذكر كرديم، در كفاره معتبر نيست، اگر چه احوط در آن رعايت آن شرايط است.

مسأله 399: واجب نيست خود شخصى كه قربانى يا كفاره بر او واجب شده آن را بكشد، بلكه جايز است شخص ديگرى را حتى در حال اختيار نائب بگيرد، و بايد نيت كشتن از نائب حاصل شود، و واجب نيست شخصى كه بر او قربانى يا كفاره واجب شده نيت كند، اگر چه احوط اين است كه او نيز نيت كند، و بايد نائب مسلمان باشد.

مصرف قربانى حج تمتع

احوط و اولى اين است كه كسى كه حج تمتع نموده در صورتى كه ضرر نداشته باشد، از قربانى خود بخورد، هرچند مقدار كمى از آ، باشد، و جايز است ثلث آن را بخود يا خانواده اش اختصاص دهد، همچنان كه جايز است يك سوّم ديگر آن را به هر مسلمانى كه بخواهد هديه كند، و امّا ثلث سوّم آن، بنابر احتياط واجب آن را به فقراى مسلمانان صدقه دهد.

و اگر صدقه دادن ممكن نباشد و يا موجب مشقت و زحمت زيادى شود، وجوب آ، ساقط مى شود، و رساندن آن به خود فقير لازم نيست، بلكه كفايت مى كند بوكيل او داده شود، اگر چه وكيل خود قربانى كننده باشد، آنگاه وكيل بر حسب اجازه موكّل در آن تصرف مى كند، به هديه دادن يا فروش يا اعراض از آن، و يا غير اينها.

و بيرون بردن گوشتهاى قربانى از مني، در صورت نياز نداشتن كسانى كه در آنجا هستند، جايز است.

مسأله 400: لازم نيست ثلثى كه بايد به فقير صدقه دهد از حيوان جدا شود، و همچنين است ثلثى كه بخواهد هديه كند، آرى لازم است در آن دو قبض حاصل شود، پس اگر يك سوم مشاع آن فقير صدقه داد، و فقير آ، را گرفت ـ هر چند بوسيله گرفتن همه حيوان ـ كفايت مى كند و همچنين ثلث هديه.

مسأله 401: براى دريافت كننده صدقه يا هديه، جايز است در آن به هر طورى بخواهد تصّرف كند، و مانعى ندارد آن را به غير مسلمان تمليك كند.

مسأله 402: اگر حيوان را قربانى نمود، و قبل از صدقه دادن كسى آن را دزديد يا با زور گرفت، بى اشكال قربانى كننده ضامن نيست، ولى اگر خود او آن را تلف كند، هر چند به وسيله دادن آن به غير مستحق باشد، بنابر احتياط سهم فقراء را ضامن خواهد بود.

3ـ تراشيدن موى يا كوتاه نمودن آن

ششم: از واجبات حج تراشيدن موى يا كوتاه نمودن آن است و در آن قصد قربت و اخلاص معتبر است، و جايز نيست آن را پيش از روز عيد انجام دهد، حتى در شب عيد، مگر براى كسى كه ترس دارد، و بنابر احتياط بعد از رمى جمره عقبه و تهيه كردن قربانى در منى بجا آورده شود، واحوط واولى اين است كه از كشتن قربانى نيز تأخير انداخته شود، و از روز عيد تأخير نشود، و در صورتى كه از روى فراموشى و يا ندانستن حكم شرعي، قبل از رمى و يا فراهم كردن قربانى بجا آورده شود، كفايت مى كند و نيازى به اعاده آن نيست.

مسأله 403: براى زنها سر تراشيدن جايز نيست، بلكه واجب است موى خود را كوتاه كنند.

مسأله 404: مرد مخيّر است بين تراشيدن و كوتاه كردن، تراشيدن افضل است، مگر براى كسى كه موى سر خود را با صمغ يا عسل يا مانند آنها جهت دور ساختن شپش بهم چسبانيده است، و كسى كه موى سرش را پس از جمع كردن و تاب دادن آن بهم گره زده و بافته است و كسى كه سال اوّل حج او است، كه احتياط واجب است سر خود را بتراشند.

مسأله 405: كسى كه قصد تراشيدن دارد و بداند كه آرايشگر سر او را با تيغ زخمى مى كند، جايز نيست سر خود را با تيغ بتراشد، بلكه با ماشين سر تراشى بسيار ريز سر خود را با تيغ بتراشد، بلكه با ماشين سرتراشى بسيار ريز سر خود را بتراشد، و يا ـ در صورتى كه مخير بين تراشيدن و كوتاه كردن باشد ـ اوّلا موى خود را كوتاه، و سپس اگر بخواهد سر خود را با تيغ بتراشد، و اگر با آنچه ذكر شد مخالفت كند، كفايت مى كند اگر چه گناهكار است.

مسأله 406: خنثاى مشكل در صورتى كه موى خود را بهم نچسبانده يا نبافته يا سال اول حجش نباشد بايد موى خود را كوتاه كند، ولى اگر چسبانده و يا بافته و يا سال اولش باشد، بايد اولا كوتا كند، و آنگاه بنابر احتياط نيز بتراشد.

مسأله 407: اگر محرم سر خود را بتراشد يا كوتاه كند، تمام چيزهائى كه با احرام بر او حرام شده بودند حلال مى شوند، بجز زن و بوى خوش و همچنين ـ بنابر احتياط ـ شكار.

و ظاهر اين است كه أنچه بر او حرام است از زن، پس از تراشيدن و يا كوتاه كردن، اختصاص به نزديكى ندارد، بلكه شامل مى شود همه لذتهاى جنسى كه با احرام بر او حرام شده اند.

آرى پس از تراشيدن و يا كوتاه كردن، بنابر اقوى جايز است زن براى خود عقد كند، و در مجلس عقد حاضر شود.

مسأله 408: واجب است تراشيدن و يا كوتاه كردن در منى باشد، پس اگر در آنجا عمدا و يا از روى ندانستن حكم شرعي، نتراشيد و نه كوتاه كرد، تا اينكه از أنجا بيرون رفت، واجب است برگردد و تدارك نمايد، و بنابر احتياط حكم كسى كه فراموش كرده نيز چنين است.

و در صورتى كه نتواند برگردد و يا بسيار سخت و مشكل باشد، در همانجائى كه هست بتراشد و يا كوتاه كند، و در صورت امكان موى خود را به منى بفرستد.

و كسيكه در غير منى ـ اگر چه عمدا ـ سر خود را بتراشد، به همان اكتفاء كند، ولى واجب است در صورت امكان موى خود را به منى بفرستد.

مسأله 409: اگر از روى فراموشى و يا ندانستن حكم شرعي، موى سر خود را كوتاه نكند و نتراشد، و پس از فارغ شدن از اعمال حج يادش بيايد و يا حكم شرعى را يا گيرد، واجب است تدارك كند، و بنابر اظهر واجب نيست دوباره طواف وسعى را بجا أورد، اگر چه احوط است.

طواف حج و نماز آن وسعى

هفتم و هشتم و نهم: از واجبات حج طواف و نماز آن وسعى است.

مسأله 410: چگونگى طواف و نماز آن وسعي، و شرائط آنها، همان است كه در طسواف عمره و نماز آن وسعى عمره ذكر شد.

مسأله 411: مستحب است طواف حج در روز قربانى بجا أورده شود، و بنابر احتياط از روز يازدهم تاخير نيفتد، اگر چه ظاهرا تاخير مذكور جايز باشد، بلكه جايز بودن تاخير كمى از روزهاى تشريق بلكه تا أخر ذى الحجه، خالى از قوت نيست.

مسأله 412: بنابر احتياط طواف حج و نماز آن وسعى در حج تمتع، قبل از وقوف در عرفات و مشعر بجا آورده نشود، و در صورتى كه از روى ندانستن حكم شرعى آنها را بجا آورد، اكتفاء به أنها مورد اشكال است، اگر چه خالى از وجه نمى باشد، و از حكم ذكر شده موارد ذيل استثناء ميشود:

1ـ زنى كه از ترس از پيش آمدن عادت ماهانه و يا حالت زايمان و خون پس از أن دارد.

2ـ افراد پير و مريض و عليل، و غير آنها از كسانى كه بازگشت به مكه براى أنها مشكل است، و يا طواف نمودن بعد از بازگشت از مني، به علت ازدحام شديد جمعيت يا غير آن، براى آنها مشكل است.

3ـ كسى كه از چيزى بترسد كه با وجود آن به مكه برگردد.

بنابر اين جايز است براى اينها، طواف و نماز آن وسعى را پيش از وقوف در عرفات و مشعر و بعد از بستن احرام حج، انجام دهند، واحوط واولى اين است كه آنها را پس از وقوفقين و تا آخر ذى الحجه در صورت امكان دوباره نيز بجا آورند.

مسأله 413: كسى كه طواف حج را پس از وقوفين بجا مى آورد، بايد أن را از تراشيدن و كوتاه كردن يا تراشيدن بجا آورد، و يك گوسفند كفاره بدهد.

مسأله 414: حكم كسى كه توانائى اينكه شخصا طواف حج و نماز آن وسعى حج را بجا أورد ندارد، حكم همان شخص است در عمره تمتع، و بيان آن در مسأله (326، 342) گذشت.

وزنى كه عادت ماهانه بيند يا حالت زايمان و نفاس براى او پيش آيد، در صورتى كه نتواند صبر كند تا اينكه طاهر شود و پس از آن خود شخصا طواف را بجا آورد، بايد نائب جهت طواف و نماز آن بگيرد، و پس از انجام آنها توسط نائب خود شخصا سعى را بجا آورد.

مسأله 415: اگر شخص متمتع طواف و نماز آن وسعى را بجا آورد، بوى خوش براى اوئ حلال ميشود، ولى زنها ـ بتفصيلى كه در مسأله (407) ذكر شد ـ همچنان بر او حرام اند، بلكه بنابر احتياط شكار نيز حرام است.

مسأله 416: كسى كه جايز است طواف وسعى را بر وقوفين مقدم بدارد، در صورتى كه مقدم بدارد، بوى خوش براى او حلال نمى شود، تا اينكه مناسك منى را از رمى و قربانى كردن و سر تراشيدن يا كوتاه كردن مو، بجا آورد.