طواف نساء

دهم و يازدهم: از واجبات حج تمتع، طواف نساء و نماز آن است.

و اين دو اگر چه از واجبات حج ميباشند ولى جزء اركان آن نيستند، پس ترك آنها ـ اگر چه عمدا باشد. ـ حج رات فاسد نمى كند.

مسأله 417: طواف نساء بر مردها و زنها هر دو واجب است، پس اگر مرد آن را ترك كند زنها بر او حرام مى شوند، و اگر زن آن را ترك كند مردها بر او حرام مى شوند، و كسى كه در حج نائب از طرف ديگرى است، آن را از طرف كسى كه نائب او است بجا مى آورد، و نه از طرف خودش.

مسأله 418: طواف نساء و نماز آن مانند طواف حج و نماز آن است در چگونگى و شرائط، و تنها اختلاف بين آنها در نيت است.

مسأله 419: حكم كسى كه توانائى اينكه شخصا طواف نساء و نماز آن را بجا آورد، ندارد، حكم همان شخص است در طواف عمره تمتع، و بيان آن در مسأله (326) گذشت.

مسأله 420: كسى كه طواف نساء را ترك كند، عمدا باشد ـ با دانستن حكم شرعى آن يا ندانستن ـ يا از روى فراموشي، واجب است آن را تدارك نمايد، و قبل از تدارك زنها بر او حلال نميشوند.

و در صورتى كه نتواند خود شخصا آن را بجا آورد و يا خيلى زحمت و مشكل باشد، جايز است نائب بگيرد، و هرگاه نائب ازب طرفش بجا آورد زنها بر او حلال ميشوند.

و اگر بمير قبل از اينكه آن را تدارك نمايد پس اگر وليش يا غير او آن را از طرفش قضاء نمايد، اشكالى نيست، وگرنه احوط اين است كه از ميراثش از سهم وارثان بالغ با رضايت آنها قضاء شود.

مسأله 421: جايز نيست طواف نساء قبل از سعى بجا آورده شود، و اگر آن را قبل از سعى بجا آورد، در صورتى كه با دانستن حكم شرعى و عمدا باشد، بايد آن را دوباره پس از سعى بجا آورد، و در صورتى كه با ندانستن يا فراموشى باشد، بنابر اظهر كفايت مى كند، اگر چه احوط آن است كه دوباره بجا آورده شود.

مسأله 422: براى كسانى كه در مسأله (412) ذكر شدند، جايز است طواف نساء را قبل از وقوفين بجا آورند، ولى زنها براى آنها قبل از بجا آوردن مني، از رومى و قربانى كردن و تراشيدن يا كوتاه كردن، حلال نمى شوند.

مسأله 423: اگر براى زن عادت ماهانه يش آيد، و همسفران منتظر طاهر شدنش نمانند، و نتواند از آنها جدا شود، جايز است طواف نساء را ترك كند و با همسفران برگردد، و احتياط ـ در اين صورت ـ اين است كه نائب جهت طواف نساء و نماز آن بگيرد.

و در صورتى كه يش آمدن عادت بعد از تمام نمودن شوط چهارم طواف نساء باشد، جايز است باقى مانده شوطها را ترك كند و با همسفرانش برگردد، و احتياط اين است كه جهت باقى مانده طواف و نماز آن نائب بگيرد.

مسأله 424: فراموش نمودن نماز طواف نساء مانند فراموش نمودن نماز طواف عمره است، و حكم آن در مسأله (329) گذشت.

مسأله 425: اگر مردى كه حج تمتع بجا مى آورد، طواف نساء و نماز آن را بجا آورد، زنها براى او حلال ميشوند، و اگر زنى كه حج تمتع بجا مى آورد آن دو را بجا آورد مردها براى او حلال ميشوند و بنابر احوط حرام بودن شكار تا ظهر روز سيزدهم باقى است، و س از آن همه محرمات احرام براى محرم حلال ميشوند، و اما محرمات حرم در پايان محرمات احرام (صفحه 146) گذشت، كه هم بر محرم حرام هستند و هم بر غير محرم.

شب ماندن در منى

دوازدهم: از واجبات حج ماندن شبهاى يازدهم و دوازدهم در منى ميباشد، و در آن قصد قربت و اخلاص معتبر است، پس اگر شخص حج كننده روز عيد جهت بجا آوردن طواف و نماز آن وسعى به مكه آمد واجب است به منى جهت ماندن شبهاى ذكر شده در آنجا، برگردد، و هر كسى كه از شكار كردن در حال احرام پرهيز نكرده باشد، بايد شب سيزدهم نيز در آنجا بماند، و همچنين بنابر احتياط كسى كه با زنى نزديكى كرده باشد، و اما غير از اين دو، جايز است بعد از ظهر روز دوازدهم از منى بيرون روند، ولى اگر در آنجا بمانند، تا آنكه شب سيزدهم داخل شود، بايد آن شب را نيز تا طلوع فجر در آنجا بمانند.

مسأله 426: اگر آماده بيرون رفتن شود و از جاى خود حركت كند، ولى به علت ازدحام جمعيت يا مانند آن نتواند بيرون رود، پس اگر بتواند شب را بماند بايد بماند، و اگر نتواند و يا ماندن موجب زحمت و سختى زياد براى او شود، جايز است بيرون رود، و بنابر احتياط بايد يك گوسفند كفاره بدهد.

مسأله 427: در ماندن شب در منى، معتبر نيست تمام شب را در منى بماند، مگر در موردى كه گذشت، پس اگر از اول شب تا نيمه آن در آنجا بماند، جايز است پس از نيمه شب از آنجا بيرون رود.

و اگر در اول شب و يا قبل از آن از آنجا بيرون رفت، بايد قبل از طلوع فجر برگردد، بلكه بنابر احتياط قبل از نيمه شب برگردد.

واحوط واولى براى كسى كه نيمه اول شب را در آنجا مانده و پس از آن بيرون رفته، اين است كه قبل از طلوع فجر وارد مكه نشود.

مسأله 428: چند دسته از وجوب شب ماندن در منى استثناء مى شوند:

1ـ كسى كه ماندن در آنجا براى او موجب زحمت و سختى زياد باشد، يا اينكه بر اثر ماندن در آنجا بر خودش يا ناموسش يا اموالش، مى ترسد.

2ـ كسى كه در اول شب يا قبل از آن از آنجا بيرون رفته و مانع شود از برگشتن به آن قبل از نيمه شب تا طلوع فجر اشتغال به عبادت در مكه در تمام اين مدت مگر آنچه كه در كارهاى ضرورى مصرف كرده، مانند خوردن و آشاميدن و مانند اينها.

3ـ كسى كه از مكه بيرون آمده تا اينكه به منى برگردد، و از (عقبه مدنيين) گذشت، در اين صورت براى او جايز است در راه بخوابد، قبل از اينكه به منى برسد.

4ـ كسانى كه رساندن آب به حجاج در مكه را بعهده دارند.

مسأله 429: كسى كه ماندن شب را در منى ترك كند، بايد براى هر شبى يك گوسفند كفاره بدهد، و كافاره بر دسته دوم و سوم و چهارم كه در مسأله قبل ذكر شدند واجب نيست، ولى احتياط اين است كه دسته اول كفاره را بدهند، و همچنين است كسى كه به علت فراموشى و يا ندانستن حكم شرعى در آنجا نمانده است.

مسأله 430: كسى كه از منى بيرون رفت، و پس از دخول شب سيزدهم به آنجا جهت كارى برگشت، واجب نيست آن شب را در آنجا بماند.

رمى جمرات

سيزدهم: از واجبات حج، رمى جمرات سه گانه ـ اولي، وسطي، جمره عقبه ـ است.

و رمى مذكور در روز يازدهم و دوازدهم واجب است، و اگر شب سيزدهم را در منى بماند، بنابر احتياط در روز سيزدهم نيز واجب است.

و لازم است هر شخصى خود را رمى كند، و در حال اختيار نائب گرفتن جايز نيست.

مسأله 431: واجب است اول اول جمره اول را رمى كند، و پس از آن جمره وسطى را، و پس از آن جمره عقبه را، و اگر بر خلاف اين ترتيب عمل نمود، هرچند به علت ندانستن حم شرعى يا فراموشى باشد، بايد طورى برگردد كه ترتيب حاصل شود.

آرى اگر چهار ريگ را به يك جمره پرتاب كرد، و به علت فراموشى يا ندانستن حكم شرعى آن را رها كرد و جمره ديگرى را پس از آن رمى نمود، براى او كفايت مى كند كه رمى جمره سابق را با سه ريگ به هفت ريگ برساند، و لازم نيست جمره را كه پس از آن رمى نموده بود از نو رمى كند.

مسأله 432: آنچه را از واجبات رمى جمره عقبه در واجب چهارم از اعمال حج (صفحه 277) ذكر نموديم، شامل رمى جمرات سه گانه نيز ميشود.

مسأله 433: واجب است رمى جمرات در روز باشد، و از اين حكم چوپانان، و هر كسى كه از ماندن روز در منى معذور است به علت ترس يا مرض ييا چيز ديگري، استثناء ميشود، كه براى آنان جايز است رمى هر روزى را در شب آن روز انجام دهند، و اگر اين را هم نتوانند، جايز است رمى همه روزها را در يك شب جمع كنند.

مسأله 434: كسى كه از روى فراموشى و يا ندانستن حكم شرعى در روز يازدهم رمى نكند، بايد آن را روز دوازدهم قضاء نمايد، و كسى كه آن را در روز دوازدهم به همان علت بجا نياورد بايد آن را روز سيزدهم قضاء نمايد، و همچنين است بنابر احتياط حكم كسى كه عمداً ترك رمى نمايد.

و احتياط اين است كه بين اداء و قضاء فاصله بيندازد، و اينكه قضا را بر ادا مقدم بدارد، واحوط واولى اين است كه قضا در اول روز و ادا هنگام ظهر باشد.

مسأله 435: كسى كه رمى جمرات را به علت فراموشى يا ندانستن حكم شرعى ترك كند، و در مكه يادش بيايد يا حكمش را بداند، واجب است به منى برگردد و رمى نمايد، و اگر رمى دو روز ترك شده باشد يا سه روز، بنابر احتياط بايد آنچه زودتر فوت شده زودتر قضا نمايد، و بين قضاى رمى روزى و روز ديگرى بعد از آن با مقدارى وقت فاصله بيندازد.

و چنانچه س از بيرون رفتن از مكه يادش بيايد يا وجوب آن را ياد گيرد، واجب نيست جهت تدارك آن برگردد، واحوط واولى اين است كه خودش شخصاً آن را در سال آينده قضا نمايد، در صورتى كه به حج برود، و يا توسط نائبش، در صورتى كه به حج نرود.

مسأله 436: كسى كه معذور است و شخصاً نمى تواند رمى نمايد، مانند مريض، بايد نائب بگيرد، و اولى اين است كه نزد جمره ها در صورت امكان حاضر شود، و نائب در حضور او پرتاب كند، و اگر اميد به رفع عذر شخص معذور قبل از گذشتن وقت رمى وجود داشته باشد، ولى نائب بگيرد و از طرفش رمى نمايد، و اتفاقاً عذر شخص قبل از گذشتن وقت رفع شود، بنابر احتياط خودذ شخصاً نيز رمى نمايد، و كسى كه قدرت نائب گرفتن ندارد، مانند بيهوش، وليش يا ديگرى از طرف او رمى نمايد.

مسأله 437: كسى عمداً رمى را در روزهاى تشريق ترك كند، حجش باطل نمى شود، و احتياط اين است كه خودش شخصاً آن را در سال آينده قضا نمايد، در صورتى كه به حج برود، و يا توسط نائبش، در صورتى كه به حج نرود.

احكام مصدود

مسأله 438: مصدود: كسى كه است كه پس از بستن احرام، دشمن و مانند آن مانع از رسيدن او به اماكن مقدسه جهت انجام مناسك حج يا عمره ميشود.

مسأله 439: مصدود در عمره مفرده، اگر قربانى به همراه خود آورده باشد، جايز است با كشتن قربانيس در همان جائى كه جلو او گرفته شده، از احرام بيرون رود. و اگر قربانى به همراه نياورده باشد و بخواهد از احرام بيرون رود، بايد گاو يا گوسفند يا شتر را تهيه و آن را قربانى كند، و بنابر احتياط بدون آن از احرام بيرون نمى رود.

و احتياط واجب آن است كه تراشيدن سر يا كوتاه كردن آنرا ضميمه قربانى در هر دو صورت گذشته نمايد.

و اما مصدود در عمره تمتع، اگر مصدود از حج نيز باشد حكمش همان است كه گذشت، و اگر نباشد، مانند اينكه شخصى را از رسيدن به خانه خدا قبل از وقوفين فقط منع كننده، بعيد نيست تكليف چنين شخصى مبدل به حج افراد شود.

مسأله 440: مصدود در حج تمتع، اگر از رسيدنش به وقوفين يا مشعر بتنهائى منع شده باشد، احتياط اين است كه طواف وسعى نمايد، و سر خود را بتراشد، و گوسفندى را قربانى كند، و سپس از احرام بيرون رود.

و اگر از طواف وسعى منع شده باشد و نگذارند به جايگاه طواف وسعى برود، در اين صورت اگر نتواند نائب بگيرد و بخواهد از احرام بيرون رود، احتياط اين است كه قربانى كند و سر خود را بتراشد يا كوتاه كند.

و اگر بتواند نائب بگيرد، بعيد نيست كه نائب گرفتن كفايت كند، بنابر اين براى طواف وسعى نائب مى گيرد، و نماز طواف را خود پس از طواف نائب به جا مى آورد.

و اگر از رسيدنش به منى جهت بجا آوردن اعمال آنجا جلوگيرى شواد، در اين صورت اگر بتواند نائب بگيرد، بايد نائب جهت رمى و قربانى كردن بگيرد، و پس از آن سر خود را بتراشد يا كوتاه كند، و موى خود را در صورت امكان نيز به منى بفرستد، و باقى مناسك را بجا آورد. و اگر نتواند نائب بگيرد، واجب نيست قربانى كند، ولى بجاى آن روزه بگيرد، همچنان كه واجب نيست رمى كند ـ اگر چه احتياط اين است كه خودش شخصاً رمى را در سال آينده بجا آورد، در صورتى كه به حج برود، و يا توسط نائبش، در صورتى كه به حج نرود ـ سپس باقى مناسك حج را، از سر تراشيدن يا كوتاه كردن، و اعمال مكه، بجا أورد، و پس از أن همه محرمات احكام بر او حلال مى شوند حتى زنها، و نيازى به هيچ چيز ديگرى نيست.

مسأله 441: كسى كه از حج و يا عمره او جلو گيرى شده، اگر با قربانى كردن از احرامش بيرون رفت، كفايت از حج و يا عمره براى او نمى كند، پس اگر قصد داشته حجت الاسلام بجا أورد و جلو او را گرفته اند، و با قربانى از احرامش بيرون رفته، بايد حجت الاسلام را بعداً بجا آورد، در صورتى كه استطاعتش باقى بماند يا حج در ذمه او مستقر شده باشد.

مسأله 442: در صورتى كه از بازگشت شخص به منى جهت شب ماندن و رمى جمرات جلوگيرى شود ضررى به صحت حج شخص نميرساند، و حكم مصدود بر او جارى نمى شود و بنابر احوط و اولى براى رمى در همان سال در صورت امكان نائب بگيرد، و در صورت ناتوانى از نائب گرفتن، در سال آينده خودش شخصاً قضاى آن را بجا آورد، در صورتى كه به حج برود، و يا نائب قضاى آن را بجا آورد، در صورتى كه به حج نرود.

مسأله 443: قربانى كه بايد مصدود آن را بكشد فرق نمى كند گاو يا شتر و يا گوسفند باشد، و در صورت عدم تمكن از تهيه قرباني، احتياط اين است كه ده روز بجاى آن روزه بگيرد.

مسأله 444: كسى كه احرام حج بسته است، اگر قبل از وقوف در مشعر با زن خود نزديكى كند، واجب است ـ همچنان كه در محرمات احرام ذكر شد ـ حج خود را به اتمام برساند و آن را دوباره بجا آورد، بنابر اين اگر جلو اتمام او را گرفتند، حكم مصدود بر او جارى مى شود، ولى زياده بر قربانى كه بايد جهت بيرون آمدن از احرام بكشد، بايد كفاره جماع را نيز بدهد.

احكام محصور

مسأله 445: محصور: كسى است كه مرض يا مانند آن مانع از رسيدن او به اماكن مقدسه، جهت انجام مناسك عمره و يا حج بعد از بستن احرام، مى شود.

مسأله 446: اگر كسى كه در عمره مفرده محصور شود، و بخواهد از احرام بيرون بيايد، بايد قربانى يا قيمت آن را با همسفرانش به مكه بفرستد، و با آنها قرارداد كند كه در روز مشخصى آن را در مكه قربانى كنند، و آنگاه كه آن وقت برسد سر خود را بتراشد يا كوتاه كند و از احرام بيرون رود.

و در صورتى كه نتواند قربانى و يا قيمت آن را بفرستد به علت پيدا نكردن كسى كه با او بفرستد، جايز است در جاى خود قربانى كند و از احرام بيرون رود.

و اگر در حج محصور باشد حكم همان است كه گذشت، ولى قربانى بايد در روز عيد در منى كشته شود. و بيرون آمدن محصور از احرام در مورد ذكر شده، موجب حلال شدن محرمات احرام مى شود، مگر زنها كه حلال نمى شوند تا پس از اينكه طواف وسعى بين صفا و مروه را در حج و يا عمره بجا آورد.

مسأله 447: اگر كسى كه احرام عمره بسته مريض شود، و قربانى را به مكه بفرستد، و پس از آن مرضش كاهش پيدا كند، به طورى كه بتواند به سفر خود ادامه دهد و به مكه قبل از كشته شدن قربانيش برسد، واجب است به سفر خود ادامه دهد و به مكه برود، پس اگر عمره اش مفرده باشد، بايد آن را تمام كند و چيزى بجز آن بر او واجب نيست.

و اگر عمره تمتع باشد، پس اگر بتواتند قبل از ظهر روز عرفه اعمال آن را به اتمام برساند، اشكالى نيست، و اگر نتواند ظاهر اين است كه منقلببه حج افراد مى شود.

و همچنين است ـ در هر دو صورت ـ اگر قربانى را نفرستاده باشد، و صبر كرده تا اينكه مرضش كاهش پيدا كرده، و توانائى ادامه دادن سفر به طرف مكه را پيدا كرده است.

مسأله 448: اگر كسى كه احرام حج بسته مريض شود و قربانى را بفرستد، و بعد از آن مرضش كاهش پيدا كند، پس اگر گمان كند به حج مى رسد، واجب است حركت كند تا خود را برساند، و در اين حال اگر به هر دو موقف رسيد يا به مشعر به تنهايى رسيد ـ به توضيحى كه سابقاً داده شد ـ حج را درك كرده است، و مناسك را بجا مى آورد و قربانى را ميكشد، و اگر به هيچ كدام نرسيد پس اگر قبل از رسيدنش از طرف او قربانى نكرده باشند موى خود را بتراشد يا كوتاه كند و از احرام بيرون رود، و همه چيز بر او حلال ميشود، بجز زنها، تا اينكه طواف وسعى را در حج و يا عمره بجا آورد، و آنگاه آنها نيز بر او حلال مى شوند.

مسأله 449: اگر محصور از طواف وسعى شد، مثل اينكه مرضى يا مانند آن مانع از رسيدنش به جايگاه طواف وسعى شد، جايز است نائب جهت انجام طواف وسعى شد، جايز است نائب جهت انجام طواف وسعى بگيرد، و نماز طواف را خود شخصاً پس از طواف نائب بجا آورد.

و اگر محصور از رفتن به منى و انجام مناسك آن شد، بايد جهت رمى و قربانى كردن نائب بگيرد، و پس از انجام آنها توسط نائب، سر خود را بتراشد يا كوتاه كند، و در صورت امكان موى خود را به منى بفرستد، و باقى مناسك حج را بجا آورد تا اينكه حجش به اتمام برسد.

مسأله 450: اگر كسى محصور شود و قربانى را بفرستد، ولى قبل از آنكه قربانى بجاى خود برسد، سرش او را اذيت كند، جايز است سر خود را بتراشد، و پس از آن بايد در همان جائى كه هست يك گوسفند قربانى كند، يا سه روز روزه بگيرد، يا شش بينوا را به هر كدام دو مد اطعام كند، (گفته شده است: مد سه ربع كيلو (750 گرم) تقريباً مى باشد).

مسأله 451: كسى كه در حج يا عمره محصور شده، و قربانى خود را فرستاده و از احرام بيرون آمده، براى او بجاى حج يا عمره كفايت نمى كند، پس اگر قصد حجت الاسلام را داشته است، و استطاعتش باقى ماند يا حج مستقر در ذمه او شده بود، بايد آن را بعداً بجا آورد.

مسأله 452: كسى كه محصور شده، اگر نتوانست نه قربانى و نه قيمت آن را تهيه كند، ده روز روزه بجاى آن بگيرد.

مسأله 453: اگر محرم نتوانست به حركت خود بطرف اماكن مقدسه جهت انجام مناسك عمره يا حج، به علتى غير از مصدود و محصور شدن، ادامه دهد، پس اگر احرام عمره مفرده بسته است، جايز است در جاى خود قربانى كند، و بنابر احتياط سر تراشيدن يا كوتاه كردن را به آن ضميمه كند، و از احرام خود بيرون رود.

و همچنين است اگر احرام عمره تمتع بسته است و نتواند حج را نيز درك كند، وگرنه ظاهر اين است كه عمره اش منقلب به حج افراد مى شود.

و اگر احرام حج بسته است و نتواند به وقوفين يا وقوف در مشعر بتنهائى برسد، بايد با عمره مفرده از احرام بيرون رود.

و اگر نتواند به جايگاه طواف وسعى جهت انجام آنها برسد، و يا نتواند به منى جهت انجام مناسك آنجا برود، حكم اين دو صورت همان است كه در مسأله (449) گذشت.

مسأله 454: جمعى از فقهاء فرموده اند: اگر كسى كه احرام حج يا عمره بسته است قربانى به همراه خود نياورده باشد، و هنگام بستن احرام با خداوند متعال شرط كرده باشد، هرگاه از ادامه سفر به اماكن مقدسه به هر دليلى معذور شود او را حلال يعنى غير محرم بداند، و اتفاقاً براى او مانعي، مثل دشمن يا مرض يا مانند آنها، پيش آيد كه جلو رسيدنش به خانه خدا يا موقفين رات بگيرد، نتيجه آن شرط اين خواهد بود كه به محض پيش آمدن مانع، از احرام بيرون مى رود و همه محرمات احرام براى او حالل مى شوند، و واجب نيست جهت بيرون رفتن از احرام قربانى كند و سر خود را بتراشد يا كوتاه كند، همچنان كه واجب نيست اگر محصور باشد، طواف وسعى را جهت حلال شدن زنها بجا آورد.

و اين فرمايش اگر چه خالى از وجه نيست، ولى احتياط واجب آن است كه آنچه در مسائل گذشته در مورد چگونگى بيرون رفتن از احرام هنگام محصور و مصدود شدن بيان شود، رعايت شود، و اثر ذكر شده براى شرط كردن بيرون رفتن از احرام، بر آن ترتيب داده نشود.

تا اينجا واجبات حج را بيان نموديم، واينك مقدار كمى از مستحبات آن را بيان مى كنيم، زيرا فقهاء مقدار زيادى مستحبات ذكر فرموده اند كه اين رسال گنجايش آنها را ندارد.

و بايد دانسته شود كه استحباب پاره از مستحباتى كه ذكر خواهد شد مبتنى بر قاعده فقهى (تسامح در ادّله مستحباب است) بنابر اين مستحباتى كه ذكر مى شوند بقصد رجاء مطلوبيت بجا آورده شوند ـ يعنى به اين قصد كه اگر اينها واقعاً از شارع مقدس صادر شده باشند جهت امتثال امر او بجا أورده مى شوند ـ و نه به اعتقاد صادر شدن آنها بجا آورده شوند، و همچنين مكروهاتى كه ذكر خواهد شد.

مستحبات احرام

مستحبات احرام چند چيز است:

آن كه قبلاً بدن خود را پاكيزه نموده، و ناخن و شارب خود را بگيرد، و موى زير بغل و عانه را ازاله نمايد.

كسى كه قصد حج دارد از اول ماه ذى القعده و شخصى كه قاصد عمره مفرده است پيش از يك ماه موى سر و ريش را رها كند. و بعضى از فقها به وجوب آن قائل شده اند، و اين قول اگر چه ضعيف است ولى احوط است.

آن كه پيش از احرام در ميقات غسل احرام بنمايد. او اين غسل بنابر اظهر از زنى كه در عادت ماهانه است و زنى كه هنوز خون پس از زايمان او قطع نشده نيز صحيح است. و تقديم اين غسل بر ميقات در صورتى كه خوف آن باشد كه در ميقات آب يافت نشود جايز است، و در صورت تقديم اگر در ميقات آب يافت شد مستحب استغسل را اعاده بنمايد. و بعد از اين غسل اگر مكلف محدث بحدث اصغر شد يا چيزى را خود يا لباسى را پوشيد كه بر محرم حرام است غسل را اعاده نمايد.

و اگر مكلف در روز غسل نموده آن غسل تا آخر شب آينده كفايت مى كند، و همچنين اگر غسل در شب نموده تا آخر روز آينده كافى است.

آنكه هنگام غسل دعا كند آنچنانكه شيخ صدوق (ره) ذكر فرموده است، و بگويد:

»بسم الله و بالله اللهم اجعله لى نورا و طهورا و حرزا و امنا من كل خوف، و شفاء من كل داء و سقم. اللهم طهرنى و طهر قلبى و اشرح لى صدري، و اجر على لسانى محبتك، و الثناء عليك، فانه لا قوه لى الا بك، و قد علمت ان قوام دينى التسليم لك، و الاتباع لسنه نبيك صلواتك عليه و آله«.

آن كه هنگام پوشيدن دو جامه احرام دعا كند و بگويد:

»الحمدلله الذى رزقنى ما اوارى به عورتى و اودى فيه فرضي، و اعبد فيه ربي، و انتهى فيه الى ما امرني. الحمدلله الذى قصدته فبلغني، و اردته فاعاننى و قبلنى و لم يقطع بي، و وجهه اردت فسلمني، فهو حصني، و كهفي، و حرزي، و ظهري، و ملاذي، و رجائي، و منجاي، و ذخري، و عدتى فى شدتى و رخائي«.

آن كه دو جامعه احرام از پنبه باشد.

آن كه احرام را بعد از فريضه ديگر، و در صورت عدم تمكن از آن بعد از دو يا شش ركعت نماز نافله، و شش ركعت افضل است، در ركعت اول پس از حمد سوره توحيد و در ركعت دوم سوره جحد را بخواند، و بعد از نماز، حمد و ثناى الهى را به جا آورد، و بر پيغمبر و آل او صلوات بفرستد آنگاه بگويد:

اللهم انى اسالك ان تجعلنى ممن استجاب لك، و آمن بوعدك و اتبع امرك، فانى عبدك و فى قبضتك، لا اوقى الا ماوقيت، ولا آخذ الا ما اعطيت، و قد ذكرت الحج، فاسالك ان تعزم لى عليه على كتابك، و سنه نبيك صلى الله عليه و آله، و تقوينى على ما ضعفت عنه، و تسليم منى مناسكى فى يسر منك و عافيه، و اجعلنى من وفدك الذى رضيت و ارتضيت و سميت و كتبت.

اللهم انى خرجت من شقه بعيده و انفقت مالى ابتغاء مرضاتك.

اللهم فتمم لى حجتى و عمرتي.

اللهم انى اريد التمتع بالعمره الى الحج على كتابك و سنه نبيك، صلى الله عليه و آله، فإن عرض لى عارض يحبسني، فحلنى حيث حبستنى لقدرك الذى قدرت على اللهم ان لم تكن حجة فعمرة.

احرم لك شعري، وبشري، ولحمى ودمي، وعظامي، ومخي، وعصبي، من النساء و الثياب، و الطيب، ابتغى بذلك وجهك والدار الاخرة«.

آن كه به نيت احرام، همزمان با گفتن تلبيه، تلفظ نموده.

آن كه مردان تلبيه را بلند بگويند.

(10) آن كه در تلبيه بگويد:

(لبيك اللهم لبيك، لبيك لا شريك لك لبيك، ان الحمد و النعمة لك و الملك لا شريك لك لبيك).

»لبيك ذا المعارج لبيك، لبيك داعيا الى دار السلام لبيك، لبيك غفار الذنوب لبيك، لبيك اهل التلبية لبيك، لبيك ذا الجلال و الاكرام لبيك، لبيك تبعدى و المعاد اليك لبيك، لبيك تستغنى و يفتر اليك لبيك، لبيك مرهوبا و مرغوبا اليك، لبيك اله الحق لبيك، لبيك ذا النعماء و الفضل الحسن الجميل لبيك، لبيك كشاف الكرب العظام لبيك، لبيك عبدك و ابن عبديك لبيك، لبيك يا كريم لبيك«.

(11) آن كه در تلبيه را در حال احرام تكرار كند، و در وقت برخواستن از خواب، و بعد از هر نماز، و هنگام هر سوار شدن و يا پياده شدني، و هنگام بالا رفتن از تل يا سرازيسر شدن از آن، و هنگام ملاقات با شخ سواره، و در سحرها مستحب است تلبيه را بسيار بگويد اگر چه محرم جنب و يا حائض باشد، و اينكه قطع ننمايد تلبيه گفتن را در عمره تمتع تا آن كه جاى خانه هاى قديمى مكه را ببيند، و در حج تمتع تا ظهر روز عرفه، چنانچه در مسأله (186) گذشت.

مكروهات احرام

در احرام چند چيز مكروه است:

احرام در جامه سياه، بلكه احوط ترك آن است، و افضل احرام در جامه سفيد است.

خوابيدن محرم در رخت و بالش زرد رنگ.

احرام بستن در جامه چركين، و اگر جامه در حال احرام چرك شود بهتر آن است كه مكلف مادامى كه در حال احرام است آنرا نشويد ولى تعويض آن اشكالى ندارد.

احرام بستن در جامه نقشه دار و مانند آن.

استعمال حنا پيش از احرام در صورتى كه اثر آن تا حال احرام باقى بماند.

حمام رفتن، و اولى بلكه احوط آن است كه محرم بدن خود را نسايد.

لبيك گفتن محرم در جواب كسيكه او را صدا نمايد، بلكه احوط ترك آن است.

مستحبات دخول حرم

هنگام دخول حرم چند چيز مستحب است:

همين كه حاجى به حرم رسيد پياده شده و بجهت دخول حرم غسل نمايد.

از براى تواضع و فروتنى نسبت به حضرت حق جلّ و علا، هنگام دخول حرم پا برهنه شده و نعلين خود را در دست گرفته داخل حرم شود.

وقت دخول حرم اين دعا را بخواند:

»اللهم انك قلت فى كتابك المنزل، و قولك الحق: (و اذن فى الناس بالحج يأتوك رجالا، و على كل ضامر يأتين من كل فج عميق) اللهم و انى ارجو ان اكون ممن اجاب دعوتك، و قد جئت من شقه بعيده و فج عميق سامعا لندائك و مستجيبا لك مطيعا لامرك و كل ذلك بفضلك على و احسانك الي، فلك الحمد على ماوفقتنى له ابتغى بذلك الزلفه عندك، و القربه اليك و المنزله لديك، و المغفره لذنوبي، و التوبه على منها بمنك، اللهم صل على محمد و آل محمد و حرم بدنى على النار، و آمنى من عذابك و عقابك برحمتك يا ارحم الراحمين«.

وقت دخول حرم مقدارى گياه » اذخر« بجود.

مستحبات دخول مكه مكرمه و مسجد الحرام

مستحب است براى كسيكه قصد دخول مكه مكرمه دارد اينكه غسل بنمايد قبل از دخول، و اينكه با آرامش و وقار داخل شود، و از بالاى مكه داخل شده و از پايين آن بيرون آيد در صورتى كه از مدينه بيايد.

و مستحب است اينكه در حال دخول مسجد با پاى برهنه و آرامش و وقار و خشوع باشد، و هنگام ورود از در » بنى شيبه« وارد شود، و اين در اگر چه فعلا بعلت توسعه مسجد مشخص نيست، ولى بعض گفته اند: كه در بنى شبيه در مقابل » باب السلام« كنونى بوده است، بنابر اين اولى ورود از در دار السلام است، و پس از آن مستقيما بيايد تا از ستونها بگذرد.

و مستحب است بر در مسجد الحرام ايستاده و بگويد:

» السلام عليك ايها النبى و رحمة الله و بركاته، بسم الله و بالله و من الله، و ما شاء الله، و السلام على انبياء الله و رسله، و السلام على رسول الله، و السلام على ابراهيم خليل الله، و الحمدلله رب العالمين«.

پس داخل مسجد الحرام شود و رو به كعبه دستها را بلند نموده بطرف آسمان و بگويد:

» اللهم انى اسالك فى مقامى هذا فى اول مناسكى ان تقبل توبتي، و ان تجاوز عن خطيئتي، و تضع عنى وزري. الحمد لله الذى بلغنى بيته الحرام. اللهم انى اشهدك ان هذا بيتك الحرام الذى جعلته مثابه للناس، و امنا و مباركا، و هدى للعالمين، اللهم انى عبدك و البلد بلدك و البيت بيتك، جئت اطلب رحمتك، و اؤم طاعتك، مطيعا لامرك، راضيا بقدرك، اسالك مسأله الفقير اليك، الخائف لعقوبتك، اللهم افتح لى ابواب رحمتك، و استعملنى بطاعتك و مرضاتك«.

و در روايت ديگر وارد است كه نزد در مسجد بايستد وبگويد:

»بسم الله و بالله و من الله و الى الله، و ماشاء الله على ملة رسول الله صلى الله عليه و آله، و خير الاسماء لله، و الحمد لله، و السلام على رسول الله صلى الله عليه و آله، السلام على محمد بن عبدالله، السلام عليك ايها النبى و رحمة الله و بركاته، اسلام على انبياء الله و رسله، اسلام على ابراهيم خليل الرحمن، اسلام على المرسلين، و الحمد لله رب العالمين، اسلام علينا و على عباد الله الصالحين.

اللهم صل على محمد و ال محمد، و بارك على محمد و آل محمد، و ارحم محمدا و آل محمد، كما صليت و باركت و ترحمت على ابراهيم و آل ابراهيم انك حميد مجيد.

اللهم صل على محمد {و آل محمد} عبدك و رسولك، و على ابراهيم خليلك، و على انبيائك و رسلك، و سلم عليهم و سلام على المرسلين، والحمدلله رب العالمين.

اللهم افتح لى ابواب رحمتك، و استعملنى فى طاعتك و مرضاتك، و احفظنى بحفظ الايمان ابدا ما ابقيتنى جل ثناء وجهك، الحمدلله الذى جعلنى من وفده و زواره، و جعلنى ممن يعمر مساجده، و جعلنى ممن يناجيه.

اللهم انى عبدك، و زائرك فى بيتك، و على كل ماتى حق لمن اتاه و زاره، و انت خير ماتى و اكرم مزور، فاسالك يا الله يا رحمن و بانك انت الله لا اله الا انت، وحدك لا شريك لك، و بانك واحد احد صمد، لم تلد و لم تولد، و لم يكن له كفوا احد، و ان محمدا عبدك و رسولك صلى الله عليه و على اهل بيته، يا جواد يا كيريم، يا ماجد يا جبار يا كريم، اسالك ان تجعل تحفتك اياى بزيارتى اياك اول شئ تعطينى فكاك رقبتى من النار«.

پس سه مرتبه مى گويد:

» اللهم فك رقبتى من النار«.

پس مى گويد:

» و اوسع على من رزقك الحلال الطيب، و ادرا عنى شر شياطين الانس و الجن، و شر فسقه العرب و العجم«.

و مستحب است وقتى كه محاذى حجر الاسود شد بگويد:

اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له، و اشهد ان محمد عبده و رسوله، آمنت بالله، و كفرت بالطاغوت، و باللات والعزي، و بعباده الشيطان و بعباده كل ند يدعى من دون الله.

پس بطرف حجر الأسود رفته و آن را استلام نمايد و بگويد:

» الحمدلله الذى هدانا لهذا و ما كنا لنهتدى لولا ان هدانا الله، سبحان الله و الحمدالله و لا اله الا الله و الله اكبر، اكبر من خلقه، اكبر ممن اخشى و احذر، و لا اله الا الله وحده لا شريك له، له الملك و له الحمد، يحيى و يميت، و يميت و يحيي، بيده الخير، و هو على كل شيء قدير«.

و صلوات بر پيغمبر و آل او بفرستد و سلام بر پيغمبران بدهد چنانچه وقت ورود به مسجد الحرام صلوات و سلام مى داد، آنگاه بگويد:

» انى اؤمن بوعدك و أوفى بعهدك«.

و در روايت صحيح از حضرت صادق (عليه السلام) وارد است: وقتى نزديك حجر الاسود رسيدى دستهاى خود را بلند كن، و حمد و ثناى الهى را به جا آور، و صلوات بر پيغمبر (صلى الله عليه و آله) بفرست،ـ و از خداوند عالم بخواه كه از تو قبول كند، پس از آن حجر را استلام نما و آنرا ببوس، و اگر بوسيدن ممكن نشد با دست استلام نما، و اگر آن هم ممكن نشد اشاره به آن كن و بگو:

» اللهم امانتى اديتها، و ميثاقى تعاهدته لتشهد لى بالموافاه. اللهم تصديقا بكتابك و على سنة نبيك، اشهد ان لا اله الا الله وحده لا شريك له، و ان محمدا عبده و رسوله، آمنت بالله، و كفرت بالجبت و الطاغوت و باللات والعزي، و عباده الشيطان و عباده كل ند يدعى من دون الله تعالي«.

و اگر نتوانى همه را بخواني، بعضى را بخوان، و بگو:

» اللهم اليك بسطت يدي، و فيها عندك عظمت رغبتي، فاقبل سبحتي، واغفر لى وارحمني، اللهم انى اعوذ بك من الكفر و الفقر و مواقف الخزى فى الدنيا و الآخرة«.

مستحبات طواف

معاويه بن عمارب از حضرت صادق (عليه السلام) روايت نموده كه فرموده است: ميگوئى در طواف:

» اللهم انى اسالك باسمك الذى يمشى به على طلل الما’ كما يمشى به على جدد الارض، و اسالك باسمك الذى يهتندء له عرشك، و اسالك باسمك الذى يهندءله عرشك، و اسالك باسمك الذى تهتز له اقدام ملائكتك، و اسالك باسمك الذى دعاك به موسى من جانب الطور فاستجبت له، و القيت عليه محبه منك، و اسالك باسمك الذى غفرت به لمحمد صلى الله عليه و آله تقدم من ذنبه و ما تأخر، و اتممت عليه نعمتك أن تفعل بى كذا و كذا« و ذكر كن هر دعاء كه دوست داري.

و هرگاه بدر كعبه رسيدى صلوات بر پيغمبر (صلى الله عليه و أله) بفرست، بين ركن يمانى و حجر الأسود مى ىويد:

» اللهم انى اليك فقير، و انى خائف مستجير، فلا تغير جسمي، و لا تبدل اسمي«.

و از حضرت صادق (عليه السلام) روايت شده كه فرمود است: هنىامى كه على بن الحسين (عليه السلام) به حجر مى رسد قبل از اينكه به ناودان برسد سر خود را بطرف بالا مى برد، پس مى فرمود در حالى كه به ناودان نىاه مى كرد:

» اللهم ادخلنى الجنة برحمتك، و اجرنى برحمتك من النار، و عافنى من السقم، و اوسع على من الرزق الحلال، و ادرا عنى شر فسقه الجن و الانس، و شر فسقه العرب و العجم«.

و در روايت صحيح از حضرت صادق (عليه السلام) آمده است: اينكه پس از گذشتن از حجر و رسيدن به پشت كعبه مى فرمود: اينكه پس از گذشتن از حجر و رسيدن به پشت كعبه مى فرمود:

» يا ذا المن و الطول والجود و الكرم ان عملى ضعيف فضاعفه لي، و تقبله منى انك انت السميع العليم«.

و از حضرت ابوالحسن الرضا (عليه السلام) نقل شده است: اينكه وقتى رسيد به محاذى ركن يمانى ايستاد پس دودستهاى خود را بلند كرد سپس فرمود:

» يا الله يا ولى العافيه و خالق العافيه، و ارزق العافيه، و المنعم بالعافيه، و المنان بالعافيه، و المتفضل بالعافيه على و على جميع خلقك، يا رحمن الدنيا و الاخره و رحيمهما، صل على محمد و آل محمد و ارزقنا العافيه، و دوام العافيه و تمام العافيه، و شكر العافيه، فى الدنيا و الاخره، يا ارحم الراحمين«.

و از حضرت صادق (عليه السلام) نقل شده است كه فرموده: اگر از طوافت فارغ شدى و به پشت كعبه رسيدى ـ كه محاذى مستجار قبل از ركن يمانى با فصله كمى است ـ پس دستهاى خود را بر خانه فرش نما، و بدن و روى خود را بخانه بچسبان و بگو:

» اللهم البيت بيتك، و العبد عبدك، و هذا مكان العائد بك من النار«.

پس به آنچه از توش زده براى پروردگارت اقرار كن، زيرا هيچ بنده مؤمنى اقرار نكند براى پروردگارش بگناهان خود در اين مكان جز اينكه خداوند او را ببخشد انشاء الله تعالي.

و مى گوئي:

» اللهم من قبلك الروح و الفرج و العافيه، اللهم ان عملى ضعيف فضاعفه لي، و اغفر لى ما اطلعت عليه مني، و خفى على خلقك«.

سپس بخدا پناه ببر از آتش، و آنچه مى خواهى دعا كن، پس استلام ركن يمانى را، سپس بيا بطرف حجر الاسود. و در روايت ديگرى از آنحضرت (عليه السلام) نقل شده است كه فرمود: سپس استقبال كن ركن يمانى را و ركنى كه حجر الاسود در آ، است، و به همانجا ختم كن، و مى گوئي:

» اللهم قنعنى بما رزقني، و بارك لى فيما آتيني«.

و مستحب است براى طواف كننده اينكه استلام كند همه اركان را در هر شوطي، و اينكه در وقت استلام حجر الاسود بگويد:

» امانتى اديتها، و ميثاقى تعاهدته، لتشهد لى بالموافاه«

مستحبات نماز طواف

در نماز طواف مستحب است بعد از حمد در ركعت اول سوره توحيد و در ركعت دوم سوره جحد را بخواند، و پس از نماز حمد و ثناى الهى را به جا آورده، و صلوات بر محمد و آل محمد بفرستد، و از خداوند عالم طلب قبول نمايد. و از حضرت صادق (عليه السلام) نقل شده است: بعد از نماز طواف به سجده رفته و چنين فرمود:

» سجد وجهى لك تعبدا ورقا، لا اله الا انت حقا احقا، الاول قبل كل شئ و الاخر بعد كل شئ، و ها انا ذا بين يديك ناصيتى بيدك، و اغفر لى انه لا يغفر الذنب العظيم غيرك، فاغفر لى فانى مقر بذنوبى على نفسي، و لا يدفع الذنب العظيم غيرك«.

و مستحب است پيش از خروج بطرف صفا از آب زمزم بياشامد و بگويد:

» اللهم اجعله علما نافعا، و رزقا واسعا، و شفاء من كل داء و سقم«.

و بعد از فارغ شدن از نماز طواف اگر بتواند بيايد به نزد چاه زمزم، و يك يا دلو آب از آن بردارد، و از آن بياشامد، و اآن را به سر و پشت و شكم خود بريزد، و بگويد:

» اللهم اجعله علما نافعا، و رزقا واسعا، و شفاء من كل داء و سقم«.

پس از آن بر نزد حجر الاسود بيايد، و از آنجا بيرون رود بطرف صفا.

مستحبات سعى

مستحب است از در مقابل حجر الاسود به طرف صفا بيرون رود همراه با آرامش و وقار، و وقتى بر صفا بالا رفت به كعبه نگاه كند، و به طرف ركنى كه حجر الاسود در آن است متوجه شود، و خداى را حمد و ثا گويد و نعمت هاى الهى را بياد آورد. سپس هفت مرتبه » الله اكبر« بگويد، و هفت مرتبه » الحمد لله«، و هفت مرتبه » لا اله الا الله«، و سه مرتبه:

» لا اله الا الله وحده لا شريك له، له الملك و له الحمد، يحيى و يميت، و هو حى لا يموت، و هو على كل شئ قدير«.

سپس بر محمد و آل محمد صلوات بفرستد، بعد سه مرتبه بگويد:

» الله اكبر الحمد لله على ما هدانا، و الحمد لله على ما اولانا، و الحمد لله الحى القيوم، و الحمد لله الحى الدائم«.

سپس سه مرتبه بگويد:

» اللهم انى اسالك العفو و العافيه و اليقين فى الدنيا و الاخره«.

سپس سه مرتبه بگويد:

» اللهم آتنا فى الدنيا حسنه و فى الاخره حسنه و قنا عذاب النار«.

بعد صد مرتبه »الله اكبر « بگويد، و صد مرتبه »لا اله الا الله «، و صد مرتبه »الحمد لله «، و صد مرتبه »سبحان الله « بعد بگويد:

»لا اله إلاً الله وحده وحده، انجر وعده و نصر عبده، و غلب الاحزاب وحده، فله الملك، و له الحمد، وحده وحده، اللهم بارك لى فى الموت و فيما بعد الموت، اللهم انى اعوذ بك من ظلمه القبر و وحشته، اللهم اظلنى فى ظل عرشك يوم لا ضل الا ضلك «.

و دين و خود و اهل و عيالش را به خدا بسپارد و اين كار را زياد كند، پس بگويد:

»استودع الله الرحمن الرحيم الذى لا تضيع و دائعه دينى و نفسى و اهلي، اللهم استعملنى على كتابك و سنه نبيك، و توفنى على ملته، و اعذنى من الفتنه«.

سپس سه مرتبه »الله اكبر « بگويد، سپس آن را دو بار بجا آورد، سپس يك بار تكبير بگويد، و بعد آن را دوباره بجا آورد، و اگر همه آن را نتواند پس مقدارى را كه مى تواند انجام دهد.

و از امير المؤمنين (عليه السلام) روايت شده است: آن حضرت وقتى بالاى صفا قرار مى گرفت به طرف كعبه روى مى كرد، و بعد دو دست خود را بلند مى كرد، سپس مى فرمود:

»اللهم اغفرلى كل ذنب اذنبته قط، فان عدت فعد على بالمغفره، فانك انت الغفور الرحيم، اللهم افعل بى ما انت اهله، فانك ان تفعل بى ما انت اهله ترحمنى و ان تعذبنى فانت غنى عن عذابي، و انا محتاج الى رحمتك، فيا من انا محتاج الى رحمته ارحمني، اللهم لا تفعل بى ما انا اهله، فانك ان تفعل بى ما انا اهل تعذبنى و لن تظلمني، اصبحت اتقى عدلك و لا اخاف جورك، فيامن هو عدل لا يجور ارحمنى «.

و از امام صادق (عليه السلام) روايت شده است كه فرمود: اگر مى خواهى مال و ثروتت زياد شود وقوف بر صفا را زياد كن.

و مستحب است پياده سعى كند، و با آرامش و وقار راه برود تا به محل مناره اول برسد، پس تا مناره دوم آهسته بدود، سپس با وقار و آرامش راه برود تا بالاى مروه قرار گيرد، و براى مروه همان اعمالى را انجام دهد كه بالاى صفا انجام داده بود، و از مروه به طرف صفا به صورتى كه ذكر شد نيز مى گردد.

و اگر سواره باشد در ميان دو مناره قدرى سرعت كند.

و بر زنان آهسته دويدن نيست.

و سزاوار است كه بكوشد در گريه كردن، و سعى كند خود را بگريه اندازد. و بسيار خدا را بخواند و اظهار نياز به پيشگاه او نمايد.

مستحبات احرام تا وقوف در عرفات

مستحباتى كه براى احرام ذكر نخموديم، هم در احرام حج عمره مستحب است، و هم در احرام. پس اگر براى حج محرم شد، و از مكه بيرون رفت در راه تلبيه را بگويد بدون اينكه صداى خود را بلند كند تا اينكه برا ابطح مشرف شود، آنگاه به آواز بلند تلبيه بگويد، و چون متوجه منى شود بگويد:

»اللهم اياك ارجو، و اياك ادعو، فبلغنى أملي، و أصلح لى عملى «.

سپس مى رود بطرف منى با آرامش و وقار در حالى كه مشغول به ذكر حق تعالى باشد، و چون به منى رسيد بگويد:

»الحمد لله الذى اقدمنيها صالحا فى عافيه و بلغنى هذا المكان «.

پس بگويد:

»اللهم و هذه مني، و هى مما مننت به على اوليائك من المناسك، فاسالك ان تصلى على محمد و آل محمد، و ان تمن على فيها بما مننت على اوليائك و اهل طاعتك، فانما انا عبدك و فى قبضتك «.

و مستحب است شب عرفه را در منى بوده9 و به طاعت الهى مشغول باشد، و بهتر آن است عبادات و خصوصا نمازها را در مسجد خيف به جا آورد، و چون نماز صبح را بخواند تا طلوع آفقتاب تعقيب گفته، پس به عرفات روانه شود، و اگر خواسته باشد قبل از طلوع آفتاب از منى خارج شود مانعى ندارد.

و چون به عرفات متوجه شود اين دعا را بخواند:

اللهم اليك صمدت، و اياك اعتمدت، و وجهك اردت، فاسالك ان تبارك لى فى رحلتي، و ان تقضى لى حاجتي، و ان تجعلنى ممن تباهى باليوم من هو افضل.

سپس تلبيه بگويد تا رسيدن به عرفات.

مستحبات وقوف در عرفات

در وقوف در عرفات چند چيز مستحب است، و اين مستحبات زياد است كه ما بعضى از آنها را ذكر مى كنيم، و از جمله آنها:

(1) با طهارت بودن در حال وقوف.

غسل نمودن هنگام ظهر.

خود را فارغ نمودن براى دعا و توجه به خدا.

وقوف سخص در طرف دست چپ كوه و پائين آن قرار گيرد.

دو نماز ظهر و عصر را پشت سر هم بخواند به يك اذان و دو اقامه.

هر مقدار كه بتواند دعا بخواند، چه ادعيه مرويه و چه غير آنها، و افضل ادعيه مرويه است، و از جمله ادعيه مرويه:

دعا امام حسين (عليه السلام) در روز عرفه

روايت شده است كه بشر و بشير فرزندان غالب اسدى گفته اند: هنگامى كه عصر عرفه بود در عرفات، و ما نزد امام حسين (عليه السلام) بوديم، امام (عليه السلام) همراه با عده اى از اهل بيتش و فرزندانش، و پيروانش با حال فروتنى و خشوع و خضوع در برابر حق جل و علا از خيمه (چادر) خود بيرون آورند، و در طرف چپ كوه ايستادند، و رو به كعبه نمودند، و دستهاى خود را تا مقابل روى مبارك بالا بردند، مانند بينوا و نيازمندى كه خوراكى را ميطلبد.

و از جمله ادعيه مرويه: آنست كه در روايت صحيح معاويه بن عمار، از حضرت صادق (عليه السلام) نقل شده كه فرموده است: در روز عرفه نماز ظهرين را با سرعت بخوان و بين آنها جمع كن، تا خود را فارغ براى دعاء كني، زيرا كه روز عرفه روز دعاء و طلب حاجت است، سپس مى آئى به موقف همراه با آرامش و وقار، پس حمد كن خدا را، و (لا اله الا الله) بگو، و تمجيد نما خداوند را، و ثناى او را بجا آور، و صد مرتبه (الله اكبر) بگو، و صد مرتبه (الحمد لله)، و صد مرتبه (سبحان الله)، و صد مرتبه (قل هو الله احد) را بخوان، و آنچه دوست دارى دعا كن، و سعى وجدّيت در دعاء نما، زيرا كه روز عرفه روز دعا و طلب حاجت است، و از شيطان بخداوند پناه ببر، زيرا غافل نمودن شيطان انسان را از خداوند در روز عرفه، براى او محبوبتر از هر غافل نمودن ديگر است، و بر حذر باش از اينكه خود را مشغول بتماشاى مردم نمائي، و رو بخود بياور، و قرار ده در دعاهائى كه مى خوانى ايندعا را:

»اللهم انى عبدك فلا تجعلنى من اخيب و فدك، و ارحم مسيرى اليك من الفج العميق«.

و همچنين ايندعا را:

» اللهم رب المشاعر كلها فك رقبتى من النار، و اوسع على من رزقك الحلال، و ادرا عنى شر فسقه الجن و الانس«.

و مى گوئي:

» اللهم لا تمكربى و لا تخذعنى و لا تستدرجني«.

و مى گوئي:

» اللهم انى اسالك بحولك وجودك و كرمك و منك و فضلك، يا اسمع السامعين، و يا ابصر الناظرين، و يا اسرع الحاسبين، و يا ارحم الراحمين، ان تصلى على محمد و آل محمد و ان تفعل بى كذا و كذا« و حوائج خود را بيان كند.

و قرار ده در دعاهائى كه مى خوانى اندعا را، در حالى كه سرت را بطرف آسمان بلند كني:

» اللهم حاجتى اليك التى ان اعطيتنيها لم يضرنى ما منعتني، و التى ان منعتنيها لم ينفعنى ما اعطيتني، اسالك خلاص رقبتى من النار«.

و همچنين ايندعا را:

» اللهم انى عبدك و ملك يدك، ناصيتى بيدك، و اجلى بعلمك، اسالك ان توفقنى لما يرضك عنى و ان تسلم منى مناسكى التى اريتها خليلك ابراهيم، و دللت عليها نبيك محمدا صلى الله عليه و آله«.

و همچنين ايندعا را:

» اللهم اجعلنى ممن رضيت عمله و اطلت عمره و احييته بعد الموت حياة طيبة«.

و از جمله ادعيّه مرويّه: آنست كه تعليم فرمود آنرا رسول خدا (صلى الله عليه و آله) به على (عليه السلام)، چنانچه معاويه بن عمار روايت نموده است از حضرت صادق (عليه السلام)، فرمود: پس مى گوئي:

» لا اله الا الله وحده لا شريك له، له الملك و له الحمد، يحيى و يميت، و يميت و يحيي، و هو حى لا يموت، بيده الخير، و هو على كل شئ قدير.

اللهم لك الحمد، انت كما تقول، و خير مما يقول القائلون. اللهم انى اعوذ بك من الفقر، و من وسواس الصدر، و من شتات الامر، و من عذاب النار، و من عذاب القبر. اللهم انى اسالك من خير ما تاتى به الرياح، و اعوذ بك من شر ما تأتى به الرياح، و اسالك خير الليل و خير النهار«.

و از جمله آنها: آنست كه عبدالله بن ميمون روايت نموده، گفت: شنيدم حضرت صادق (عليه السلام) را كه مى فرمود: رسول خدا (صلى الله عليه و آله) در عرفات وقوف فرمود، و آنگاه كه آفتاب ميخواست غروب كند قبل از اينكه حركت كند فرمود:

» اللهم انى اعوذ بك من الفقر، و من تشتت الامر، و من شر ما يحدث بالليل و النهار، امسى ظلمى مستجيرا بعفوك، و امسى خوفى مستجيرا بامانك، و امسى ذلى مستجيرا بعزك، و امسى وجهى الفانى مستجرا بوجهك الباقي، يا خير من سئل و يا اجود من اعطي، جللنى برحمتك، و البسنى عافيتك، واصرف عنى شر جميع خلقك«.

و روايت نموده است ابوبصير از حضرت صادق (عليه السلام): كه فرمود: اگر غروب كرد آفتاب در روز عرفه بگو:

» اللهم لا تجعله آخر العهد من هذا الموقف، و ارزقنيه من قابل ابدا ما ابقيتني، و اقلبنى اليوم مفلحا منجحا مستجابا لي، مرحوما مغفورا لي، بافضل ما ينقلب به اليوم احد من و فدك و حجاج بيتك الحرام، و اجعلنى اليوم من اكرم و فدك عليك، و اعطنى افضل ما اعطيت احد منهم من الخير و البركة و الرحمة و الرضوان و المغفرة، و بارك لى فيما ارجع اليه من اهل او مال او قليل او كثير و بارك لهم في«.

مستحبات وقوف در مزدلفه

و اين مستحبات همچون مستحبات وقوف در عرفات زياد است كه ما بعضى از آنها را ذكر ميكنيم:

در حال آرامش و وقار و استغفار از عرفات به سوى مزدلفه حركت نمايد، و همينكه از طرف دست راست به كثيب احمر (تپه اى است با خاك قرمز) رسيد بگويد:

» اللهم ارحم موقفي، و زد فى عملي، و سلم لى ديني، و تقبل مناسكي«.

در راه رفتن ميانه روى نمايد.

نماز مغرب و عشاء را تا مزدلفه به تأخير اندازد، و آنها را پشت سر هم بخواند بيك اذان و دو اقامه، اگر چه يك سوم شب بگذرد.

در وسط وادى (درّه) از طرف راست اگر چه راه در نزديكى مشعر فرود آيد، و مستحب است براى صروره (كسى كه براى اولين بار حج ميكند) پاى خود را بر زمين مشعر بگذارد.

زنده بداريد آنشب را بعبادت و خواندن ادعيه مرويه و غير مرويه، و از جمله آنچه كه روايت شده اينست كه مى گوئي:

» اللهم هذه جمع، اللهم انى اسالك ان تجمع لى فيها جوامع الخير، اللهم لا تؤيسنى من الخير الذى سالتك ان تجمعه لى فى قلبي، و اطلب اليك ان تعرفنى ما عرفت اولياءك فى منزلى هذا، و ان تقينى جوامع الشر«.

اينكه صبح كند در حالى كه با طهارت باشد، سپس نماز صبح را بخواند، و حمد و ثناى الهى را به جا آورد، و به هر مقدارى كه بتواتند تفضلات و امتحانهاى الهى را ذكر كند، و صلوات بر پيغمبر (صلى الله عليه و آله) بفرستد، سپس بگويد:

» اللهم رب المشعر الحرام فك رقبتى من النار، و اوسع على من رزقك الحلال، و ادرا عنى شر فسقه الجن و الانس اللهم انت خير مطلوب اليه و خير مدعو و خير مسؤول، و لكل وافد جائزة، فاجعل جائزتى فى موطنى هذا ان تقيلنى عثرتى و تقبل معذرتى و ان تجاوز عن خطيئي، ثم اجعل التقوى من الدنيا زادي«.

جمع نمودن و برداشتن از مزدلفه ريگ هائى را كه براى رمى جمرات لازمست از مزدلفه، و عدد آنها هفتاد است.

هنگام گذشتن از وادى محسر با سرعت كند، و مقدار آن يكصد قدم تعيين شده است، و بگويد:

» اللهم سلم لى عهدي، و اقبل توبتي، واجب دعوتي، و اخلفنى بخير فيمن تركت بعدي«.

مستحبات رمى جمرات

در رمى جمرات چند چيز مستحب است، از جمله آنها:

با طهارت بودن در حال رمي.

هنگامى كه ريگها را در دست گرفته اين دعا را بخواند:

» اللهم هذه حصياتى فأحصهن لى و ارفعهن فى عملي«.

در موقع انداختن هر ريگى اين دعا را بخواند:

» الله اكبر، اللهم ادحر عنى الشيطان، اللهم تصديقا بكتابك و على سنة نبيك، اللهم اجعله حجا مبرورا و عملا مقبولا و سعيا مشكورا و ذنبا مغفورا«.

ميان او و جمره در جمره عقبه، ده يا پانزده ذراع فاصله باشد.

جمره عقبه را رو به جمره و پشت به قبله رمى نمايد، و جمره اولى و وسطى را رو به قبله ايستاده رمى نمايد.

سنگيريزه را بر انگشت ابهام گذارده و با ناخن انگشت شهادت پرتاب كند.

پس از برگشتن به منزل خود در منى اين دعا را بخواندك

» اللهم بك وثقت و عليك توكلت، فنعم الرب و نعم المولى و نعم النصير«.

مستحبات قربانى كردن

مستبحات قربانى كردن چند چيز است، از جمله آنها:

در صورت تمكن قرباني، شتر يا گاو باشد، و در صورت عدم تمكن گوسفند نر باشد.

قربانى فر به باشد.

در وقت كشتن اين دعا را بخواند:

»و جهت وجهى للذى فطر السماوت و الارض حنيفا و من انا من المشركين، ان صلاتى و نسكى و محياى و مماتى لله رب العالمين، لا شريك له و بذلك امرت و انا من المسلمين اللهم منك ولك، بسم الله و الله اكبر، اللهم تقبل منى «.

اين كه خود قربانى را بكشد، و اگر نتواند كارد را بدست گيرد، و آن كسى كه قصد كشتن دارد دست او را بگيرد سپس بكشد، و اگر اين را هم نتواند پس در حين كشتن حاضر و ناظر باشد، و مانعى ندارد كه دست خود را بالاى دست كشنده بگذارد.

مستحبات سر تراشيدن

در سر تراشيدن مستحب است از طرف راست شروع شود، و اين دعا را بخواند:

» اللهم اعطنى بكل شعرة نورا يوم القيامة«.

آن كه موى سر خود را در خيمه خود در منى دفن نمايد.

آن كه بعد از سر تراشيدن از ريش و شارب خود گرفته، و همچنين ناخنها را بگيرد.

مستحبات طواف حج و سعى

آنچه كه از مستحبات براى طواف و نماز آن و سعى ذكر شد، مشترك بين حج و عمره است.

و مستحب است طواف حج در روز عيد قربان به جا آورده شود، و هر گاه بر در مسجد ايستاد اين دعا را بخواند:

» اللهم انى على نسكك و سلمنى له و سلمه لي، اسالك مسأله العليل الذليل المعترف بذنبه، ان تغفر لى ذنوبي، و ان ترجعنى بحاجتي، اللهم انى عبدك، و البلد بلدك، و البيت بيتك، جئت اطلب رحمتك و أؤم طاعتك، متبعا لامرك، راضيا بقدرك، اسالك مسأله المضطر اليك، المطيع لامرك، المشفق من عذابك، الخائف لعقوبتك، ان تبلغنى عفوك، و تجيرنى من النار برحمتك«.

پس به نزد حجر الاسود بيايد و استلام و بوسه نمايد آن را، و اگر بوسيدن ممكن نشد، دست خود را بر حجر بمالد و آن را ببوسد، و اگر آن هم ممكن نشد مقابل حجر ايستاده و تكبير بگويد، و بگويد مانند آنچه مى گفت در حين طواف هنگام ورود به مكه، و ذكر آن در صفحه (338) گذشت.

مستحبات منى

براى حاجى مستحب است كه روز يازدهم و دوازدهم و سيزدهم را در منى بماند، و از آن جا بيرون نرود حتى براى طواف مستحب بجا آوردن.

و تكبير گفتن در منى بعد از پانزده نماز و در غير منى بعد از ده نماز كه اول آنها نماز ظهر روز عيد است مستحب مى باشد، واولى در كيفيت تكبير آن است كه بگويد:

«الله اكبر، الله اكبر، لا اله الا الله و الله اكبر، الله اكبر ولله الحمد، الله اكبر على ما هدانا، الله اكبر على ما رزقنا من بهيمة الانعام، و الحمد لله على ما ابلانا».

و مستحب است كه نمازهاى واجب و مستحب خود را در مسجد خيف به جا آورد، و روايت نموده است ابوحمزه ثمالى از حضرت باقر (عليه السلام) اينكه فرموده است: هر كس صد ركعت نماز در مسجد خيف واقع در منى بخواند قبل از اينكه از منى بيرون رود، معادل عبادت هفتاد سال خواهد بود، و هر كس در آن جا صد مرتبه «سبحان الله» بگويد، ثواب آن برابر ثواب بنده آزاده كردن است، و هر كس در آن جا صد مرتبه «لا اله الا الله» بگويد، ثواب آن برابر است با ثواب كسى كه احياى نفس كرده باشد، و هر كس در آن جا صد مرتبه «الحمدلله» بگويد، ثواب آن برابربا ثواب صدقه دادن خراج عراقين در راه خداوند جل و علا.

مستحبات مكه معظمه

در مكه چند چيز مستحب است، از جمله:

زياد خدا را ذكر نمودن و خواندن قرآن.

ختم نمودن قرآن در آن جا.

خودن از آب زمزم، و بعد از خودن اين دعا را بخواند:

«اللهم اجعله علما نافعا و رزقا واسعا و شفاءاً من كل داء و سقم» سپس بگويد: «بسم الله و بالله و الشكر لله».

زياد نگاه كردن به كعبه.

در شبانه روز ده مرتبه طواف نمودن اطراف كعبه، در اول شب سه طواف، و در آخر شب سه طواف، و پس از صبح دو طواف، و بعد از ظهر دو طواف.

در روزهاى اقامت در مكه سيصد و شصت مرتبه طواف نمايد، و اگر اين مقدار نتاوانست پنجاه و دو مرتبه طواف كند، و اگر آن هم ميسور نشد هر مقدارى كه بتواند.

شخص صروره به خانه كعبه داخل شود، و مستحب است قبل از دخول غسل بنمايد، و در وقت داخل شدن بگويد:

«اللهم انك قلت: و من دخل كان آمنا، فآمنى من عذاب النار».

پس دو ركعت نماز گزارده بر سنگ قرمز بين دو ستون، در ركعت اول بعد از حمد سوره حم سجده و دو ركعت دوم بعد از حمد پنجاه و پنج آيه از ساير آيات قرآن بخواند.

نماز خواندن در هر يك از چهار گوشه كعبه، و بعد از نماز اين دعا را بخواند:

«اللهم من تهيا او تعبا او اعد او استعد لوفادة الى مخلوق رجاء رفده و جائزته و نوافله و فواضله، فاليك يا سيدى تهيئتى و تعبئتى و اعدادى و استعدادى رجاء رفدك، و نوافلك و جائزتك، فلا تخيب اليوم رجائي، يا من لا يخيب عليه سائل، و لا ينقصه نائل، فانى لم آتك اليوم ثقة بعمل صالح قدمته، و لا شفاعه مخلوق رجوته، و لكنى اتيتك مقرّا بالظلم و الاساءة على نفسي، ژفانه لا حجة لى ولا عذر، فاسالك يا من هو كذلك ان تصلى على محمد و آله محمد و تعطينى مسالتى و تقى عثرتى و تقلبنى برغبتي، و لا تردنى مجبوها ممنوعا و لا خائبا، يا عظيم يا عظيم يا عظيم ارجوك للعظيم، اسالك يا عظيم ان تغفر لى الذنب العظيم، لا اله الا انت».

و مستحب است هنگام بيرون آمدن از كعبه سه مرتبه «الله اكبر» بگودي، و بگويد:

«اللهم لا تجهد بلاءنا، ربنا و لا تشمت بنا اعداءنا، فانك انت الضار النافع».

بعدا پايين آمده، و پله ها را در سمت چپ خود قرار داده كعبه را استقبال نمايد، و نزد پله ها دو ركعت نماز بخواند.

طواف وداع

مستحب است براى كسى كه مى خواهد از مكه بيرون رود طواف وداع نمايد، و در هر شوطى حجر الاسود و ركن يمانى را در صورت امكان استلام نمايد، و چون به مستجار رسد مستحباتى كه قبلا در صفحه (348) براى آن مكان ذكر شد به جا آورد، و آنچه خواهد دعاء نمايد، بعداً حجر الاسود را استلام نموده و شكم خود را به خانه كعبه بچسباند، و يك دست را بر حجر و دست ديگر را به طرف در گذاشته، سپس حمد و ثناى الهى نمايد و صلواتت بر پيغمبر و آل او بفرستد، سپس اين دعا را بخواند:

«اللهم صل على محمد عبدك و رسولك و نبيك و امينك و حبيبك و نجيك و خيرتك من خلقك، اللهم كما بلغ رسالاتك و جاهد فى سبيلك و صدع بامرك و اوذى فى جنبك و عبدك حتى اتاه اليقين، اللهم اقلبنى مفلحا منجحا مستجابا لى بافضل ما يرجع به احد من و فدك من المغفرة و البركة و الرحمة و الرضوان و العافية».

و مستحب است وقت بيرون آمدن از در حنّاطين كه مقابل ركن شامى است بيرون رود، و از خداوند متعال توفيق مراجعت را بطلبد. و مستحب است، وقت بيرون رفتن يك درهم خرما خريده و آن را به فقراء صدقه دهد.

زيارت رسول اعظم صلى الله عليه و آله

براى حاجى مستحب مؤكد است هنگام برگشتن از راه مدينه منوره برگردد، تا آن كه به زيارت حضرت رسول اعظم (صلى الله عليه و آله) و حضرت صديقه طاهره (سلام الله عليها) و ائمه بقيع (سلام الله عليهم اجمعين) مشرف گردد.

و كيفيت زيارت رسول اعظم (صلى الله عليه و آله) آن كه بگويد:

«السلام على رسول الله صلى الله عليه و آله، السلام عليك يا حبيب الله، السلام عليك يا صفوة الله، السلام عليك يا امين الله، اشهد انك قد نصحت لامّتك و جاهدت فى سبيل الله و عبدته حتى أتاك اليقين، فجزاك الله افضل ما جزى نبيا عن أمته، أللهم صل على محمد و آل محمد أفضل ما صليت على ابراهيم و أل ابراهيم انك حميد مجيد».

زيارت صديقه زهرا سلام الله عليها

«يا ممتحنه امتحنك الله الذى خلقك قبل ان يخلقك فوجدك لما امتحنك صابره، و زعمنا انا لك اولياء و مصدقون و صابرون لكل ما اتانا به ابوك و اتانا به وصيه، فانا نسالك ان كنا صدقناك الا الحقتنا بتصديقينا لهما «بالبشرى »، لنبشر انفسنا بانا قد طهرنا بولايتك».

زيارت جامعه ائمه بقيع عليهم السلام

«السلام على اوليا الله و اصفيائه، السلام على أمنا الله و احبائه، السلام على انصار الله و خلافائه، السلام على محال معرفه الله، السلام على مساكن ذكر الله، السلام على مظهرى امر الله و نهيه، السلام على الدعاة الى الله، السلام على المستقرين فى مرضاه الله، السلام على الممحصين فى طاعه الله، السلام على الا دلاء على الله، السلام على الذين من والاهم فقد والى الله و من عاداهم فقد عادى الله، و من عرفهم فقد عرف الله و من جهلهم فقد جهل الله، و من اعتصم بهم فقد اعتصم بالله و من تخلى منهم فقد تخلى من الله، اشهد الله انى سلم لمن سالمكم و حرب لمن حاربكم، مومن بسركم و علانيتكم، مفوض فى ذلك كله اليكم، لعن الله عدو آل محمد من الجن و الانس من الاولين و الاخرين، و أبرأ الى الله منهم، و صلى الله على محمد و آله».

و الحمد لله اولاً و آخراً